روش اول: تبديل متون از word pad به فايل تصويري توسط paint
در اين روش کافي است متن مورد نظر را که در برنامه word pad درج شده انتخاب کرده و کليدهاي Ctrl + C را بزنيم و سپس برنامه paint را باز کرده و کليد هاي CTRL + V را بزنيم. توجه داشته باشيد هرچه طول متن بيشتر باشد font ريزتر مي شود.
نکته: اگر متن مورد نظر خيلي طولاني باشد ويندوز قادر به کپي کردن آن به paint نيست و براي اينکه بتوانيد متون بزرگ را به عکس تبديل کنيد بايد در چند مرحله متن را کپي کرده و سپس در paint بريزيد و در نتيجه متن را به چندين فايل تصويري تبديل کنيد.
روش دوم: در اين روش ابتدا paint را باز کرده و سپس از ابزاري که به شکل A مي باشد را انتخاب مي کنيم و يک کادر باز مي کنيم و در آن مي توانيم متن را بنويسم يا اينکه متن کپي شده را paste کنيم.
نکته : اگر کادر مربوط به تنظيمات متن باز نشد بايد از منوي View گزينه Text toolbar را انتخاب کنيد.
هم
اكنون ايرانيان، بهرغم استظهار به يك عقبه و پشتوانه عظيم و غني تاريخي
–
فرهنگي، و با وجود برخورداري از منابع سرشار طبيعي، به تعبير زنده ياد دكتر عظيمي،
به عنوان كارگر، كارمند، مدير، معلم و ... شب و روز كار ميكنند و جان ميكنند، اما
حاصل آن توليد سرانه اي قريب 1500 دلار ( در قبال در آمد سرانه قريب 000/40 دلاري كشورهاي فاقد منابع
طبيعي همچون سوئيس و ژاپن) ميباشد. اگر توسعه را به يك تعبير افزايش قابليت و توان
يك جامعه در بهره وري ازظرفيتهاي تاريخي، اجتماعي، انساني، اقتصادي و طبيعي خود
بدانيم، اين بدان معناست كه جامعه ما تا بحال فقط توانسته از 5 درصد ظرفيت خود بهره
برداري كند!
ريشه
اين فاجعه كجاست؟ و با توجه به نيم قرن سابقه و تجربه برنامه ريزي توسعه، پاشنه
آشيل و حلقه مفقوده و معيوبه برنامههاي ما چيست؟
گرچه
تاكنون، انديشمندان و پژوهشگران در باب علل انحطاط و عقب ماندگي ايران از منظرهاي
گوناگون، نظريات و تفاسير متعدد و متنوعي –
اعم از علل تاريخي/ جغرافيايي،طبيعي،سياسي، اقتصادي، فرهنگي، رواني، فلسفي، توطئه
يا تهاجم بيگانگان و ... خلاصه لاهوتي و ناسوتي و اهورايي و اهريمني –
را مطرح كردهاند، كه هر يك بنوبه خود حاوي نكات جالب و در خور تأملي ميباشد، ليكن
با توجه به خروج روز افزون بشر از چرخه جبرو تقدير طبيعي و ماوراء طبيعي، و نقش
بارز وي در تقرير سرنوشت خود، نگارنده مايل است در تبيين راز درماندگي و فروماندگي
ايران معاصر، تكيه و تاكيد اصليخود را بر رويسرنوشت خود ساخته و خود خواسته جامعه
ايران ـ آنهم از منظر و محدوده سازه آموزشي ـ بنهد.
حلقه
مفقوده؟
توسعه
را فرايند تحول بنيادين باورهاي فرهنگي، نهادهاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي به منظور
خلق و متناسب شدن با ظرفيتهاي جديد و ارتقاء كميو كيفي قابليتها و تواناييهاي
انساني، آموزشي، اقتصادي و ... دانسته اند كه نيل به چنين مرتبهاي، بيش و پيش از
همه،مستلزم تحول فرهنگي و ارزشي جوامع ميباشد. مطالعات و تجربيات بين المللي،
جملگي مبين و مؤيد اين نكتهاست كه توسعه پايدار و همه جانبه، الزاماً بايد از بستر
نيروي انساني بگذرد و پيش شرط توفيق، تثبيت و تداوم هرگونه توسعه و تحولي، سرمايه
گذاري در توسعه انساني بمنزله ركن و هسته اصلي و محوري آن ميباشد.
به
بيان امروزي،دانش و دانايي ملي، ركن اصلي توسعه ، و نظام آموزشي هم گذرگاه نيل به
دانايي ملي بشمار ميآيد و جامعه زماني به اهداف خود دست مييابد كه از طريق توسعه
انساني مسير خود را هموار كند، در واقع بنياد حيات جمعي انسان را تعليم و تربيت
تشكيل ميدهد و ما «آنگونه زندگي ميكنيم كه تربيت ميشويم». از اينرو، هر تعبيري
كه از توسعه داشته باشيم، براي رسيدن به آن تماميتلاشها بر دوش انسانهايي است كه
بايد بار اين غافله را به سر منزل مقصود برسانند، و از آنجايي كه در دنياي معاصر،
نهاد آموزش و پرورش مسئوليت تربيت نيروي انساني در جامعه را بر عهده دارد، از
اينرو، مهمترين بستر توليد و تربيت نيروي انساني بشمار ميآيد، كه با توجه به نقش و
شكل فراگير امروزي آن، يكي از بنيادهايي است كه با جامه عمل پوشاندن به كاركردهاي
تعريف شده خود، اگر نگوئيم سهامدار اصلي، دست كم يكي از سهامداران عمده اين فرايند
به حساب ميآيد.
ادامه مطلب...
بعضی از آدمها جلد زرکوب ،بعضی جلد ضخیم و بعضی جلد نازک و بعضی ها اصلا جلد ندارند.
بعضی از آدمها ترجمه شده اندو بعضی ها تفسیر می شوند.
بعضی از آدمها با کاغذ کاهی و نا مرغوب چاپ می شوند و بعضی با کاغذ خارجی .
بعضی از آدمها تجدید چاپ می شوند و بعضی ها فقط یک بار چاپ می شوند و بعضی از آدمها فتوکپی آدمهای دیگرند.
بعضی از آدمها دارای صفحات سیاه و سفید اندو بعضی از آدمها صفحات رنگی و جذاب دارند.
بعضی از آدمها تیتر و فهرست دارند و روی پیشانی بعضی از آدمها نوشته اند: حق هرگونه کپی برداری و استفاده بدون اجازه ممنوع و محفوظ است.
ادامه مطلب...
برای شناخت مفهوم توسعه که آثار توسعه اقتصادی را در کنار خود دارد باید مفهوم توسعه را در ارتباط با تمدن مورد توجه قرار داد. آنچه که در پی می آید بخشی از کتاب امروز در آینه مباحث توسعه تحت عنوان توسعه و تمدن اثر مرحوم دکتر حسین عظیمی است.
برای آنکه مفهوم توسعه ملموس شود، لازم است که بحث توسعه را در ارتباط با مفهوم تمدن مطرح سازیم، به ویژه آنکه به نظر می رسد که در ایران عمدتاً توسعه و رشد اقتصادی یکسان انگاشته می شود؛ یا توسعه را مترادف با ایجاد اشتغال دیده اند و یا آن را معادل با کاهش تورم تلقی کرده اند و ... باید توجه داشت که اینها همه آثار توسعه اند، ولی خود توسعه نیستند . ما اگر مفهومی را به درستی نشناسیم ، طبیعی است که به طور صحیح نمی توانیم درباره آن تصمیم بگیریم.
برای شناخت مفهوم توسعه که آثار توسعه اقتصادی را در کنار خود دارد، باید مفهوم توسعه را در ارتباط با مفهوم تمدن مورد توجه قرار داد . در این رابطه تعریفی از تمدن ارایه می کنیم که تعریف ملموسی است و از این نکته ناشی می شود که در زندگی با انسان هایی سروکار داریم که دارای نیازهایی هستند و به عبارت دیگر در هر مقطع از زمان نیازهایی را احساس می کنند . ضمناً همین انسان ها ، طبیعتاً و فطرتاً به تلاش می پردازند تا نیازهایی را که احساس می کنند تأمین نمایند. هر انسانی در عین حال میراث مادی و معنوی گذشتگان را در کنار خود دارد و از مواهب طبیعی خاصی برخوردار است . همه این عوامل ، یعنی نیازهای احساس شده انسان ، تلاش او میراث گذشته و مواهب طبیعی استفاده می کند و در این فرایند ، روش هایی برای تأمین نیاز حاصل می شود و دستاوردهایی هم به دست می آید . برای نمونه ما نیاز به سرپناه داریم. مصالحی در اختیار داریم، اطلاعاتی از کارهای ساختمانی داریم و ... به این ترتیب خانه ای ویژه می سازیم . نمونه دیگر اینکه انسان نیاز به زیبایی یعنی نیاز به درک زیبایی و احساس زیبایی دارد. بر اساس این نیاز ، می کوشید و هنر را در سطوح مختلف و در زمینه های متنوع پدید می آورد. همچنین انسان نیاز به تبیین موقعیت خود در جهان هستی دارد و می خواهد خود را بشناسد . در این راه می کوشید و برای مثال عرفان غنی ایرانی را پدید می آورد و یا زیباییهای عظیم ادبیات و نظم و نثر فارسی را می آفریند .
در تعریف ما ، تمدن عبارت است از کلیه دستاوردهای مادی و معنوی انسانی در جریان تلاش او برای تأمین نیازهایش که این دستاوردها طبیعتاً هم مادی است و هم معنوی ، به عبارت دیگر ، هم خانه ای که می سازیم جزیی از تمدن ماست . هم روشی که از آن طریق خانه را می سازیم . هم هنر ما جزو تمدن ماست ، هم آشپزی و انواع غذاهای ما . هم انواع پندارها و تفکراتمان جزو تمدن ماست و هم ...
البته ادعای بنده این نیست که این تنها تعریف خوب و ممکن از تمدن است ولی برای اینکه روشن باشد ما توسعه را چگونه تعریف می کنیم ، لااقل با این تعریف شروع می کنیم.
اندیشه های اصلی در یک تمدن
ادامه مطلب...
معرفی اجمالی کتاب
نام کتاب : آموزش وپرورش تطبیقی وتوسعه یافته
مولف : داود غفاری
ناشر : عابد
آخرین انتشار: سال1384
ادامه مطلب...
معرفی اجمالی کتاب :
ازدیدگاه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران شوراها یکی از مهمترین عوامل بروز ظهور ومشارکت عموم مردم درتعییـن سرنوشت سیاسی ؛ اقتصادی ؛ اجتماعی و فرهنگی بویژه آموزش وپرورش به شمارمی رود .
ادامه مطلب...
علی علیه السلام و زیبائیها:
زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.
تولد در خانه خدا
مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. در ميان آنان، بانوي بزرگواري هم مشغول طواف بود، ولي نه چنان ديگران به کار پرستش بت ها. او با روحي لب ريز از خضوع و چشماني گريان از خدا مي خواست تا ولادت فرزندش را بر او آسان کرده و او را بر همگان مبارک گرداند. در اين هنگام، ناگهان ديوار کعبه شکافته شد و اين بانوي ارجمند به درون کعبه رفت و فرزندش را در آنجا، به ديدگان منتظر گيتي هديه داد. آن روز مبارک، جمعه سيزدهم رجب سي سال بعد از عام الفيل بود.
نسب علي (ع)
نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.
ادامه مطلب...


