تبليغاتX

****** سلام دوست عزیز خوش آمدی از اینکه وب مرا برای بازدید انتخاب نموده ای سپاسگزارم مجددا منتظر قدوم پر مهرتان هستم ******

آموزش وپرورش ایران وجهان
آموزش وپرورش ایران وجهان
آموزشی،فرهنگی ،خبری ،سیاسی و اجتماعی- داود غفاری - به روز شده در خرداد 1388

                    

                   یاد و خاطره با وفا ترین یار خمینی کبیر گرامی باد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

بزرگترین و مهمترین تفاوتی که کنکور سراسری سال 86 دانشگاه های ایران داشت، اعمال شرط معدل در پذیرش نهایی در دانشگاه بود. اما این اتفاق برای داوطلبان خارج از کشور نیفتاد

آنها البته هنوز پاسخی در این باره نگرفته‌اند. اما عبدالرسول پورعباس رییس سازمان سنجش دلیل چنین اتفاقی را در آزمون دیپلم داوطلبان ایرانی مقیم خارج می داند. او در حاشیه نشست وزیر علوم و معاونانش با خبرنگاران، به همشهری امارات گفت: «بسیاری از داوطلبان خارج از کشور در آزمون نهایی سراسری کشوری سال سوم دبیرستان شرکت نکرده اند و نمره قابل استناد ندارند. به همین دلیل در سنجش آنها برای ورود به دانشگاه، صددرصد نمره آزمون سراسری (کنکور) در نظر گرفته شد. اما برای آن دسته که نمره آزمون سراسری دیپلم را داشتند، در سنجش آنها 10 درصد معدل دیپلم اعمال شد.»



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

وزير علوم در باره حذف كنكور از سال 90 گفت: در صورتی که وزارت آموزش و پرورش بسترهای لازم را ایجاد كند، این وزارتخانه آمادگي كامل براي اجراي  قانون حذف  کنکور  را دارد.زاهدي در نشست مطبوعاتي همراه با معاونين اين وزارتخانه ضمن اعلام اين مطلب افزود: برای اجرای این قانون، وزارت آموزش و پرورش بايد امتحانات مقاطع پيش دانشگاهي و سال دوم متوسطه را نيز به صورت سراسري و استاندارد برگزار كند. به هر حال ما آمادگی اجراي قانون حذف كنكور را داريم.

    وي اضافه کرد: قانون حذف كنكور به معناي برگزاري يك آزمون سراسري همزمان، يك بحث است و بحث رقابت براي ورود به آموزش عالي كشور و این كه  چه کسی در چه رشته ای و در صندلی کدام دانشگاه بنشیند، بحثی است كه هميشه باقي خواهد ماند.وزیر علوم افزود: این رقابت نیز برای تعیین دانشگاه و رشته در آموزش عالی است و در نهایت باید شیوه و راهکاری برای پذیرش دانشجو وجود داشته باشد؛ این شیوه ممکن است اعمال معدل یا کنکور باشد.زاهدی تاکید کرد: براساس مصوبه مجلس، اعمال سوابق تحصيلي براي پذيرش دانشجو بايد اجرا شود تا بتوان تعيين كرد كه هر فرد در كدام دانشگاه و رشته پذيرفته ‌شود.

     بايد شيوه و راهكاري براي پذيرش دانشجو در رشته‌ها و دانشگاه‌هاي مختلف وجود داشته باشد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

دیپلماسی دولت نهم را چگونه ارزیابی می کنید؟ 

                   لطفا نظرات خود را درذیل قسمت نظر ارایه فرمایید متشکرم.  

نوشته شده در تاريخ سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

  *راهنمای رهگیری مرسولات پستی از طریق پیام کوتاه (SMS )با استفاده از کد رهگیری( 10رقمی/20رقمی)

   براي آگاهي يافتن از آخرين وضعيت مرسولات پستي ، کافيست شماره مرسوله 10 رقمي يا 20 رقمي را توسط پيام کوتاه(SMS) به شماره 2000441  ارسال نمائيد. در صورتي که قالب و ساختار مشخص شده در اين راهنما را در نوشتن شماره مرسوله در پيام کوتاه رعايت نمائيد، سيستم نرم‌افزاري بطور خودکار پاسخ شما را خواهد داد.

     نمونه راهنماي رهگیری مرسولات از طريق پيام كوتاه (SMS)

      ابتدا حرف R و سپس شماره مرسوله 10 یا 20 رقمی نوشته و به شماره 2000441 ارسال شود.

0215720653  R=کد مرسوله 10 یا 20 رقمی مرسوله R

 

   *راهنماي رهگیری کارت هوشمند سوخت خودرو از طريق پيام کوتاه(SMS) با استفاده از پلاک خودرو

   براي آگاهي يافتن از آخرين وضعيت مرسولات پستي و کارت هوشمند سوخت خودرو، کافيست شماره مرسوله 10 رقمي يا 20 رقمي و يا شماره پلاک خودرو را توسط پيام کوتاه(SMS) به شماره 2000441  ارسال نمائيد. در صورتي که قالب و ساختار مشخص شده در اين راهنما را در نوشتن شماره پلاک در پيام کوتاه رعايت نمائيد، سيستم نرم‌افزاري بطور خودکار پاسخ شما را خواهد داد.

راهنماي ارسال پلاك خودرو از طريق پيام كوتاه (SMS)

اين راهنما براي تعريف يك روش مناسب و ساده جهت ارسال شماره انواع پلاكهاي خودرو از طريق پيام كوتاه (SMS) تدوين شده است:



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

                              

                                                 

           

 

    سرویس مرکزی موبایل خودتان را (service center) به شماره (۹۸۹۱۱۰۰۵۱۰+) تغییر بدهید.حالا یک پیام (message) به این شکل (ym id text) بنویسید.      که به جای id نام آی دی دوست خود را وارد کنید و به جای text متن مورد نظر را وارد کنید. به طور مثال : (ym ferferi_kocholo salam) حالا مسیج خود را به این شماره (۷۱۱) ارسال کنید. نه پیش شماره وارد کنید و نه پس شماره. فقط و فقط همین (۷۱۱) و دیگه مطمئن باشید که پیامتان به دست دوستتان رسیده! به همین راحتی!

یک نکته: کسانی که (۷۱۱) برایشان جواب نمی دهد شماره  ۰۹۱۳۲۸۰۷۷۶۰   رو وارد کنند. 

نوشته شده در تاريخ جمعه دوازدهم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

محمد قوچانی – شهروند امروز : مجلس هشتم مجلسي است كه بيشترين بستگان مرحوم مطهري در آن عضويت دارند: به‌جز علي مطهري فرزند استاد شهيد، علي لاريجاني داماد آن مرحوم و غلامعلي حداد عادل از شاگردان و نيز تدوين‌گران آرا و آثار آيت‌الله مرتضي مطهري نماينده هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي هستند. از اين‌رو طبيعي است كه اين گفته رهبري كه آراي آقاي مطهري مبناي ايدئولوژيك نظام جمهوري اسلامي است بيش از پيش مورد  توجه قرار گيرد و مبناي قانون‌گذاري شود. اما پيش از آن بايد ببينيم در آستانه سومين دهه شهادت مرتضي مطهري نسبت نظم موجود با نظام فكري وي چگونه است و در چه موقعيتي قرار داريم:

 

اول. مرحوم مطهري از منتقدين صريح چپ‌گرايي در انديشه اسلامي بود و بخش عمده‌اي از سال‌هاي پاياني عمر خويش را صرف مبارزه با قرائت چپ‌گرايانه از اسلام كرد. آن مرحوم به‌عنوان ديده‌باني درونگر دريافته بود كه چنان موج چپ‌گرايي ايران را در نورديده است كه نه‌تنها لائيك‌ها كه اسلام‌گرايان نيز در معرض خطر اين موج قرار دارند. بدين‌معنا مرحوم  مطهري آن اندازه كه با التقاط چپ‌گرايي و اسلام‌گرايي جنگيد، با چپ‌‌گرايي نبردي نكرد و حتي از اولين روحانيان شيعه بود كه به مطالعه و ارزيابي آرا و آثار هگل و ماركس پرداخت و حتي بر مبناي اين آرا به اجتهاد اصولي در فقه شيعه دست زد و به عنوان نمونه پاسخي متفاوت در تاريخ فقه به اين پرسش داد كه ارزش از آن سرمايه است يا كار؟ و ضمن رد نظام  سرمايه‌داري و با وجود پرهيز از انديشه سوسياليستي كوشيد راه سومي ميان فقه سنتي و سوسياليسم مدرن بجويد.

 

امروزه اما دوباره باد التقاط اسلام‌گرايي و چپ‌گرايي وزيدن آغاز كرده و حتي دولت  اسلامي را به تسخير خود درآورده است. از منظر اقتصاد سياسي دولت ايران در سي سال گذشته روز به روز بزرگتر شده  و وظايف بيشتري را بر دوش كشيده است و اگر گردش به چپ نظام جمهوري اسلامي در دهه اول حيات آن به دليل شرايط جهاني و انقلابي و جنگي قابل قبول و حداقل قابل فهم بود، در دهه سوم و اين روزها كه جهان از هر چه دولت‌سالاري است پرهيز مي‌كند اين گرايش به چپ غيرقابل قبول است. مرحوم مطهري چنان در اعتقاد خود به نقد التقاط استوار بود كه در اوج انقلاب اسلامي با واژه اسلام انقلابي مخالفت كرد و گفت آنچه ممكن است انقلاب اسلامي است نه اسلام انقلابي كه دست بردن در اسلام است به سود انقلاب و بازتفسير دين است به سود انقلابيگري و بازتوليد ماركسيسم و سوسياليسم است در لباس اسلام.

 

مرحوم مطهري با همين منطق ضمن آنكه مي‌كوشيد روايتي عدالت‌گرايانه از دين به‌دست دهد و حتي صريحا اعلام كند كه عدل معيار دين است نه دين معيار عدل، اما هرگز اهميت ثروت در رشد جامعه ديني را انكار نمي‌كرد و به مالكيت به عنوان حقي بشري نگاه مي‌كرد. بديهي است كه براساس چنين تفكري دولت‌گرايي به عنوان شكل منحط سوسياليسم از سوي مطهري غيرقابل قبول است و اين همان بلايي است كه امروزه ما بدان مبتلا هستيم.

 

به‌جز اقتصاد اما در دو حوزه ديگر التقاط در ايران امروز به چشم مي‌خورد. در روابط خارجي دولت ايران متحدان اصلي خود را از ميان دولت‌هاي چپ‌‌گراي آمريكاي لاتين و شرق آسيا انتخاب كرده و آنان را به دولت‌هاي اسلامي و مسيحي و آزاد و دموكرات ترجيح مي‌دهد. در عرصه فرهنگ نيز فقر اقتصادي جامعه و گرايش نخبگان به رهايي از اين فقر سبب شده افكار عمومي دانشجويي گرايش آشكاري به سوي چپ‌گرايي پيدا كنند؛ بدون آن‌كه بديلي براي اين افكار وجود داشته باشد يا در صورت وجود،‌ امكاني براي ظهور بيابد. روايت‌هاي سنت‌گرايانه و آزادي‌‌خواهانه، از اسلام در معرض تهديد و تحديد قرار دارد و خود دولت به قرائت چپ‌گرايانه از اسلام و حتي التقاط ميان اين دو دامن مي‌زند.

 

دوم. مرحوم مطهري از مدافعان صريح و روشن آزادي‌هاي سياسي و فكري بود. مرحوم استاد معتقد بود: «روح آزادي‌خواهي و حريت در تمام دستورات اسلامي به چشم مي‌خورد. در تاريخ اسلام با مظاهري روبه‌رو مي‌شويم كه گويي به قرن هفدهم – دوران انقلاب كبير فرانسه – و يا به قرن بيستم – دوران مكاتب آزادي‌خواهي – متعلق است.» (پيرامون انقلاب اسلامي، چ 1361، ص 32) و آنگاه با اشاره به سخني از حاكمان اسلامي كه متي استعبدتم الناس و قدولدتهم امهاتهم احراراً يعني از كي تا به حال مردم را برده خودت قرار داده‌اي، حال آن‌كه از مادر آزاد زائيده شده‌اند، مي‌نويسد: «اين اعتقاد كه هر كس از مادر آزاد زائيده مي‌شود و بنابراين آزاد است» را از اصول مشترك انقلاب فرانسه و اسلام معرفي مي‌كند.

 

استاد مطهري حتي جلوتر مي‌رود و به صراحت مي‌نويسد: «تعليمات ليبراليستي در متن تعاليم اسلامي وجود دارد.» (همان، 34) و حتي جمله امير مومنان يعني ولاتكن عبدغيرك و قدجعلك‌الله حراً را نشانه اعتقاد اسلام به آزادي طبيعي نوع بشر مي‌داند.

 

اما متاسفانه بخشي از اين جملات در ويرايش جديد كتاب‌هاي استاد مطهري حذف و بخشي ديگر از جمله همين جمله حاشيه مي‌خورد كه منظور استاد (به‌زعم ويراستاران انتشارات صدرا و شوراي نظارت بر نشر آثار استاد شهيد) اين بوده كه «يعني ارزش‌هاي مبتني بر آزاديخواهي و آزادگي نه ارزش‌هاي مبتني بر مكتب ليبراليسم» (آينده انقلاب اسلامي ايران، چ 26 تير 86، ص 70)

 

اين در حالي است كه مرحوم مطهري به دقت از بار فلسفي واژه‌ها آگاه بوده و تفاوت ميان آزاديخواهي و بخصوص آزادگي با ليبراليسم را مي‌دانسته و هرگز ناآگاهانه در روزگاري كه تشبه به ليبراليسم  حتي از سوي روشنفكران مذموم بوده قصد يكسان‌انگاري آزادگي و ليبراليسم را نداشته است. البته مقصود آن نيست كه استاد مطهري ليبراليسم و اسلام را يكي مي‌پنداشته بلكه ميان برخي ارزش‌هاي ليبراليستي مانند آزادي طبيعي، مالكيت فردي و حقوق بشر با ارزش‌هاي اسلامي همراهي مي‌ديده است همان‌گونه كه ميان برخي ارزش‌هاي سوسياليستي مانند ارزش كار با اسلام پيوند مي‌ديده است.

 

براساس همين فلسفه سياسي است كه استاد مطهري از مدافعان آزادي بيان بود و حتي از تدريس استادان ماركسيست (كه اين همه منتقد آنان بود) در دانشگاه دفاع مي‌كرد به شرط آن‌كه آن استادان مروج التقاط نباشند و ماركسيسم را به عنوان اسلام ارائه نكنند و اين همان حرفي است كه البته با مبدا و مقصدي متفاوت امروزه از زبان روشنفكران لائيك بيان مي‌شود كه روشنفكري ديني موجود نيز همانند اسلام انقلابي آن زمان التقاط مفاهيم است. اما آيا استادان ليبرال يا چپ در شرايط كنوني از اين امكان برخوردار هستند كه در دانشكده‌هاي ما تدريس كنند و تحفظ نكنند؟

 

مرحوم مطهري براي عملي شدن اين نوع آزادي فكري مي‌نويسد: «من نامه‌اي به طور رسمي به دانشكده (الهيات) نوشتم كه عين اين نامه را در حال حاضر در اختيار دارم و توضيح دادم كه به عقيده من لازم است در همين‌جا كه دانشكده الهيات است يك كرسي ماترياليسم ديالكتيك تاسيس شود و استادي هم كه وارد در اين مسائل است و به ماترياليسم ديالكتيك معتقد باشد تدريس اين  درس را عهده‌دار شود... به اعتقاد من تنها طريق درست برخورد با افكار مخالف همين است والا اگر جلوي فكر را بخواهيم بگيريم اسلام و جمهوري اسلامي را شكست داده‌ايم... اسلام دين آزادي است ديني كه مروج آزادي براي همه افراد جامعه است... اسلام مي‌گويد دينداري اگر از روي اجبار باشد ديگر دينداري نيست.» (پيرامون انقلاب اسلامي، 49)

 

امروزه اما آيا به اين آراي مطهري توجه مي‌شود؟ ماترياليسم ديالكتيك به كنار... ليبراليسم محافظه‌كارانه اجازه تدريس و حق داشتن كرسي در دانشگاه دارد؟

 

سوم. در دوره ما و در عصر آقاي احمدي‌نژاد عدالت به عنوان تنها قائمه اداره جامعه معرفي مي‌شود. مرحوم مطهري نيز عدل را اساس دين و عدالت اجتماعي را راز تداوم انقلاب اسلامي مي‌داند. اما مرحوم مطهري سي‌‌سال پيش معتقد بود: «اگر بنا شود عدالت اجتماعي آن‌گونه باشد كه در آن فقط جمع مطرح باشد و بس، آزادي فرد را لااقل در بخشي از آن بايد مدفون تلقي كرد... در دنياي امروز گرايش به يك حالت وسط پيدا شده است... اين گرايش تازه مي‌خواهد آزادي افراد را محفوظ نگه دارد و از اين رو مالكيت خصوصي را در حد معقولي مي‌پذيرد و هر مالكيتي را مساوي با استثمار نمي‌داند و حتي مي‌گويد عدالت اجتماعي در شكل اول خودش نوعي ظلم است... اين همان سوسياليزم اخلاقي است كه اسلام هميشه در جست‌وجوي آن است.» (همان، 121-120)

 

اين در حالي است كه در عصر ما يا عدالت اجتماعي به سود آزادي سياسي از بين مي‌رود و يا آزادي سياسي در پناه توجه به عدالت اجتماعي ناديده گرفته مي‌شود. مرحوم مطهري اما اولين متفكر (فقيه، اصولي، حكيم) شيعه است كه درباره فلسفه سياسي «آزادي» نظريه‌پردازي كرده و اتفاقا آراي او به متفكران ليبرال بخصوص ليبرال‌هايي كه به مساله عدالت نيز توجه جدي دارند (جان راولز) بسيار نزديك است. آيا به آراي مطهري در اين باره توجهي شده و راهكار عملي آن استخراج شده است؟

 

چهارم. مي‌دانيم كه مرحوم مطهري ميان آزادي عقيده و آزادي انديشه تفاوت قائل بود و ترويج عقايد خرافي وجاهلي مانند بت‌پرستي را مجاز نمي‌‌‌دانست اما از آزادي حتي ماترياليسم به شرط صراحت و عدم التقاط آن با دين دفاع مي‌كرد. مرحوم مطهري حتي به نقد رفتار كوروش در آزاد گذاشتن بت‌پرستان بابل مي‌پردازد و كار ابراهيم(ع) و موسي(ع) و محمد(ص) را در مبارزه با خرافات و جهل ترويج مي‌كند. مرحوم مطهري در عين حال ميان عقيده براساس انديشه و عقيده بر مبناي عادت يا علاقه تفاوت ايجاد مي‌كند و آزادي عقيده به معناي اول را مي‌پذيرد.

 

اكنون اما متاسفانه آنچه رايج است نه آزادي عقيده مبني بر انديشه كه عقيده بر مبناي عادت و علاقه است. نه آزادي انديشه‌ها كه آزادي خرافه‌هاست. مطهري حكيم بود. چنان شيفته ملاصدرا بود كه آثارش را در نشر صدرا چاپ مي‌كنند. باوجود آن كه از خراسان ضدفلسفه برخاسته بود اهل فلسفه و فيلسوف بود. امروزه اما خرافه بر فلسفه چيره شده است. عقلي كه معيار و موسس تمدن اسلامي بوده فراموش شده و به جاي آن علاقه و عادت پايه اعتقادات شده است. آيا اگر مرحوم مطهري زنده بود روايت‌هاي موجود در دينداري را مي‌پذيرفت؟ او كه حماسه حسيني را نوشت و درباره ارائه تصويرهاي غيرواقعي از تاريخ اسلام شجاعانه ايستاد و قصاصون و قصه‌پردازان جديد را در اوج اسلام‌گرايي جامعه ايران افشا كرد،‌ امروز اگر زنده بود و احياي اين پيرايه‌ها براسلام شيعي و شيعه غالي را مي‌ديد چه مي‌كرد؟ نظر مرحوم مطهري درباره خال و خط و چشم و ابرويي كه براي اسلام ساخته‌اند چه بود؟ درباره احياي زمينه‌هاي فرقه‌سازي و انحراف از انديشه مهدويت و تبديل آن به ابزار سياست چه فكر مي‌كرد؟‌آيا ترويج اين مفاهيم آن هم از طريق رسانه‌هاي دولتي را مي‌پذيرفت؟

 

پنجم. استاد مطهري نظريه‌پرداز استقلال حوزه‌هاي علميه بود و افتخار مي‌كرد كه فقيه شيعه  زيرعكس هيچ شاه و رئيس‌جمهوري نمي‌نشيند. آيا اين دغدغه مطهري هنوز محترم است؟ آيا حوزه‌هاي علميه به عنوان مغز متفكر فقه شيعه توانسته‌اند  استقلال خود را از نهاد دولت حفظ كنند؟ آيا با راه‌اندازي مدارس دولتي و شبه‌دولتي به استقلال حوزه آسيب نرسيده است؟

 

ششم. شهيد مطهري در عين حال نگران عوام‌زدگي بود و عوام‌زدگي در انديشه و معيشت را آفت و آسيب مي‌دانست. معناي عوام‌زدگي حتي براي روشنفكران ايران‌روشن نبود تا آن‌كه امروزه از فرط دموكراسي‌خواهي به دام پوپوليسم افتاده‌ايم. مرحوم مطهري زيركانه مشكل اساسي در سازمان روحانيت و در واقع در ساختار اجتماعي و فرهنگي ايران  را كشف كرده بود كه هنوز دست نخورده باقي مانده است و جز يك گفتار آن  مرحوم تلاش درخوري از سوي حوزه براي اصلاح اين مشكل انجام نشده است اما آيا اگر مرحوم مطهري اين عوام‌زدگي (پوپوليسم) افراطي را در عصر ما و در همه نهادها مي‌ديد در برابر آن سكوت مي‌كرد؟ مطهري اگر مي‌ديد نه معيار روضه و حكم و فتوا كه معيار دين و دولت تجمع‌هاي توده‌وار مردم شده‌اند و سخنوران بر موج مستعمان روانه مي‌شوند، چه مي‌كرد؟

 

هفتم. مرحوم مطهري معتقد به نظريه ولايت فقيه بود اما آن را انتصابي و  آسماني نمي‌دانست و از اين رو اتفاقا درست در جهت عكس آراي افرادي چون آيت‌الله مصباح يزدي قرار مي‌گرفت. اگر مطهري زنده بود و اين آرا را مي‌ديد مي‌توان حدس زد كه به ما يادآور مي‌‌شد: «ولايت فقيه يك ولايت ايدئولوژيكي است و اساسا فقيه را خود مردم انتخاب مي‌كنند و اين امر عين دموكراسي است اگر انتخاب فقيه انتصابي بود و هر فقيهي، فقيه بعد از خود را تعيين مي‌كرد جا داشت كه بگوييم اين امر خلاف دموكراسي است اما مرجع را به عنوان  كسي كه در اين مكتب صاحب‌نظر است خود مردم انتخاب مي‌كنند.» (همان، 67)

 

مطهري نهاد رهبري ديني و نهاد و نظام اجرايي را دو نهاد مستقل اما موثر بر رفتار هم مي‌ديد و به همين دليل معتقد بود كه «روحانيون نبايد كار دولتي بپذيرند آنها بايد در كنار دولت باشند و آن را ارشاد كنند... روحانيت شيعه... هيچگاه جزو دولت نبوده است» (همان، 8-147)

 

***

 

اگر مرتضي مطهري ايدئولوگ  جمهوري اسلامي است بايد اذعان كنيم كه با آراي آن مرحوم فاصله بسيار داريم.

 

* مطهري شهيد التقاط شد اما التقاط هنوز نه به عنوان يك نيروي اجتماعي كه به عنوان بخشي از نيروي اجرايي رسمي كشور بر جامعه و دولت حاكم است.

 

* مطهري شيفته آزادي بود اما هنوز مشروعيت و موجوديت آزادي‌هاي اساسي و سياسي حتي براي نيروهاي مذهبي در معرض تهديد و ترديد است و به رسميت شناخته نمي‌شود چه رسد به دگرانديشان و مخالفان.

 

* مطهري مدافع عدالت به هر دو معناي عدالت سياسي و عدالت اقتصادي بود و ترويج عدالت اجتماعي بدون عدالت سياسي را به معناي نفي فرديت و حقوق انسان‌ها در نظر مي‌گرفت اما در روزگار ما عدالتخواهي در قامت رقيب و حتي خصم آزاديخواهي ظاهر شده است.

 

* مطهري گرچه مدافع‌آزادي انديشه بود اما از آزادي خرافه در هراس بود. امروزه آزادي خرافه بر آزادي انديشه برتري و فزوني گرفته است.

 

* مطهري مدافع استقلال حوزه‌هاي علميه و اجتهاد اصولي در آن بود اما امروزه حوزه‌هاي علميه تنها در پيوند با نظام سياسي فهميده مي‌شود.

 

* مطهري مخالف عوام‌زدگي بود اما امروزه عوام‌زدگي به ايدئولوژي رسمي و علني تبديل شده است.

 

* مطهري معتقد به حق انتخاب مردم  بود و از اولين فقهايي بود كه در اجتهاد خويش دموكراسي را پذيرفته بود. امروزه فقهايي هستند كه هرگونه تشبه نظام اسلامي به دموكراسي را كفر مي‌شمارند.

 

باري اگر مرتضي مطهري در عصر ما بود، همچنان در اجتهاد بود و اين گوهر كميابي است كه در عصر ما كمتر ديده مي‌شود. فاصله‌اي كه ما از مطهري داريم تنها معلول اراده سياسي يا حكومتي نيست. متاسفانه نخبگان سياسي و مذهبي حوزوي و دانشگاهي و حتي گروهي كه به نام روشنفكران ديني شناخته مي‌شوند در اين فاصله مقصرند. بخش عمده‌اي از آراي مطهري بخصوص آراي ايشان در عرصه اقتصاد  سياسي و آزادي بيان هنوز به صورت طرح‌واره‌اي مانده است كه به علت شهادت استاد در حد فيش‌ها، نطق‌ها و مقاله‌هاي ناتمام باقي مانده است.

 

پرسش واقعي عصر ما همان پرسش آيت‌الله سيستاني از احمد مسجدجامعي وزير پيشين فرهنگ ايران است: آراي آقاي مطهري آراي بسيار خوبي است اما سي سال از آن زمان گذشته است. آيا فردي مانند آن مرحوم را پرورش داده‌ايد كه مطهري امروز باشد؟

 

 

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دهم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

     

 با اينکار شما ديگر ديسکانک نمي شويد و همچنين سرعت مودم و اينترنتتان  نيز افزايش پيدا خواهد کرد :
۱)ابتدا بر روي start کليک کرده و سپس به روي run رفته و تايپ کنيد system.ini   start > run > system.ini  و سپس آن را باز كنيد و با زدن كليد Ctr+F و وارد كردن [Enh386] اين عبارت را پيدا كنيد و سطر زير را زير به آن اضافه كنيد      
ComXIrqYBuffer=1024      
  ۲)  به جاي X شماره ي Comرا كه مودم از آن استفاده مي‌كند وارد كنيد و به جاي Y شماره Irq يي كه مودم از آن استفاده مي‌كند. براي بدست آوردن اين اطلاعات مي‌توانيد از System Information و يا مي توانيد به Control Panel رفته در قسمت Modem بستگي به نوع ويندوزتان يکي از سربرگ ها مي باشد که بايد Propertis مودم خود را پيدا کرده و در يکي از آن ها سه شکل آبي مي باشد که يکي از آن ها Irq شما را نشان مي دهد و سپس در قسمت Advanse مي توانيد شماره Com ( کامکشن Comection ) اي که مودمتان از آن استفاده مي کند را پيدا کنيد .  
فايل را ذخيره كنيد و خارج شويد. در درست وارد كردن اطلاعات دقت كنيد.  
    ۳)حال Control Panel را باز كنيد و Modems را انتخاب كنيد صفحه اي كه نام مودم شما را دربر دارد باز خواهد شد روي كليد Properties كليك كنيد.  
    ۴) صفحه اي باز خواهد شد كه در قسمت اول (General) بخش Maximum Speed را روي بالاترين مقدار قرار مي‌دهيم در قسمت دوم (Connection) روي كليد Port Setting كليك مي كنيم در صفحه اي كه باز مي‌شود مطمئن شويد كه Use FIFO buffers تيك خورده باشد سپس Receive Buffer را به حداكثر ميزان خود افزايش دهيد، كليد Ok را بزنيد و خارج شويد.  
حال به پنجره قبلي برگشته ايم اين بار كليد Advance را كليك مي‌كنيم در صفحه اي كه باز مي شود مطمئن شويد كه Use flow control تيك خورده باشد و نوع آن نيز روي Hardware باشد.  
   ۵) حال در قسمت Extra settings اين دستور را وارد كنيد S11=40 و كليد Ok را بزنيد.  
به عنوان آخرين كار در Control Panel قسمت System را انتخاب كنيد سپس در قسمت Device Mananger ، Port(Com/LPT را باز كنيد و روي Com ي كه مودم استفاده مي‌كند دوبار كليك كنيد تا صفحه Properties باز شود.
دوباره تنظيمات پورت را چك كنيد تا سرعت آن بالاترين مقدار باشد

نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

حد مطلوب فضاي آموزشي در ايران 50 درصد كمتر از استانداردهاي جهاني است و همچنين فضاي حركتي استاندارد براي دانش‌آموزان حدود5/2 متر است كه در ايران براي دانش‌آموزان پسر ۲۶ سانتي‌متر و دختران ۱۷ سانتي متر است.

مديركل نوسازي مدارس استان تهران در باره كمبود فضاي آموزشي در جمع خبرنگاران گفت: سرانه فضاي آموزشي مطلوب به ازاي هر دانش‌آموز 6 تا 8 متر است اما در حال حاضر سرانه فضاي آموزشي به ازاي هر دانش‌آموز حدود يك متر است.

 

محمدحسين ترابي‌زاده افزود:‌ از نظر فضاي آموزشي بين فضاي موجود و فضاي مطلوب فاصله است. فضاي مطلوب، فضايي است كه از مدرسه يك‌نوبت استفاده شود و زمان ماندگاري دانش‌آموز در مدرسه بيش‌تر شود. البته منابع اعتباري براي رسيدن به فضاي مطلوب، سمت و سوي خوبي پيدا كرده است.

 

برخي كارشناسان معتقدند استان تهران بيش از ساير استان‌ها از كمبود فضاي آموزشي رنج مي‌برد كه به گفته ترابي‌زاده اين امر ناشي از مهاجر‌پذيري گسترده و در نتيجه تراكم دانش آموزي زياد برخي از شهرستان‌هاي استان تهران است.

 

جبران بخشي از كمبودها

 

   از سوي ديگر معاون عمراني آموزش و پرورش در جمع خبرنگاران از افتتاح 30 هزار كلاس درس در كشور تا مهر 87 خبر داد.

 

حبيب‌الله بوربور افزود: براي يك نوبته شدن تمام مدارس كشور نيازمند 23 هزار مدرسه با 150 هزار كلاس درس ديگر در كشور هستيم كه اعتباري براي ساخت اين مدارس نداريم.

 

وي درمورد تعداد مدارس مورد نياز احداث در كشور، گفت: ميزان اين نياز بر اساس شرايط مختلف متفاوت است، بدين معني كه اگر بخواهيم همه مدارس يك نوبته باشند، بايد 23‌هزار مدرسه در قالب 153 هزار كلاس درس به فضاي موجود آموزشي، يعني 100 هزار مدرسه اضافه كنيم.

 

رئيس سازمان نوسازي و توسعه و تجهيز مدارس كشور ادامه داد: البته هيچ اعتباري هنوز براي اين امر منظور نشده است، حال اگر توسط دولت از مجموع اعتبارات استاني يا توسط خيران اين اعتبارات تأمين شود، زمينه يك نوبته شدن همه مدارس به خوبي فراهم خواهد شد.

 

وي در ادامه اضافه كرد: سال 76، 2 ميليارد تومان براي يك نوبته كردن مدارس اختصاص پيدا كرد كه البته اين موضوع تا حد قابل توجهي در كاهش چند نوبته بودن مدارس مؤثر بود، اما همچنان نيازمند تأمين اعتبار براي يك نوبته شدن همه مدارس كشور هستيم.

نوشته شده در تاريخ شنبه ششم بهمن 1386 توسط داود غفاری |
     اغلب دبستان‌هاي شهر تهران روز شنبه 23 دی، با مشكل سرما و نبود آب مواجه بودند و پرسنل مدارس نيز به حل مشكلات پيش‌آمده به دليل سرما و يخبندان مشغول شدند.

يك مقام آگاه در وزارت آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس گفت: سرماي شديد و بارش برف موجب شده بود كه لوله‌هاي آب مدارس كه در حياط قرار داشتند، يخ بزنند و در نتيجه مشكل نبود آب از بارزترين مشكلات مدارس بود.

وي اضافه كرد: برخي دبستان‌ها اصلا باز نشد و در برخي نيز مشكلات به حدي بود كه دانش‌آموزان را به خانه فرستادند.

اين مقام آگاه در وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: كاركنان مدارس شهر تهران از سرما مي‌ناليدند و تا ساعت 9 صبح، مدارس كاملاً سرد بود.

وي اظهار داشت: مديران مدارس راهنمايي و متوسطه بيشتر وقت خود را صرف حل مشكلات مدارس كردند. حتي برخي از مديران عنوان مي‌كردند كه قيمت لوله‌كشي در اين روزها چند برابر شده است.

اين مقام آگاه افزود: مديران مدارس عنوان مي‌كردند كه كاش براي مدارس ابتدايي به آنها فرصت بيشتري مي‌دادند و يكي، دو روز ديگر مدارس تعطيل بود.همشهري با چاپ گزارشي امكان تركيدگي لوله مدارس را پيش‌بيني و نسبت به اثرات آن اخطار داده بود و بيشتر مشكلات در مناطق شمالي و مركزي تهران روي داد.

نوشته شده در تاريخ شنبه ششم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

از ازدواج انقلابي تا ازدواج سياسي

مهدي و اميرحسين معتقدند كه ميان سال‌هاي 1368 تا 1384 در ايران دايي‌سالاري حاكم بوده است چرا كه آنان دو دايي دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ايران حكومت مي‌كردند. دايي پدري آنان اكبر هاشمي رفسنجاني بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئيس‌جمهور ايران بود و دايي مادري آنان سيدمحمد خاتمي بود كه از سال 1376 تا سال 1384 رياست‌جمهوري ايران را بر عهده داشت. پدر و مادر مهدي و اميرحسين هاشميان به ترتيب فرزندان حجت‌الاسلام محمد هاشميان امام جمعه رفسنجان و آيت‌الله صدوقي امام جمعه يزد بودند و اين يعني آنها فرزندان مشترك «يزد و رفسنجان» و «صدوقي و هاشميان» هستند؛ جايي كه «هاشمي‌ها» و «خاتمي‌ها» به هم مي‌رسند. مهدي و اميرحسين تنها كساني هستند كه در فاصله دو دهه خواهرزاده رئيس دولت ايران بوده‌اند اما پيوند خانواده و دولت در ايران محدود به ايشان نيست:

 

نسل اول: اسلام انقلابي و ازدواج انقلابي

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم بهمن 1386 توسط داود غفاری |

نوشته شده در تاريخ دوشنبه یکم بهمن 1386 توسط داود غفاری |
Blog Skin