سايت خبري «الف» وابسته به احمد توکلي نماينده تهران و رئيس مرکز
پژوهش هاي مجلس متن اظهارات وزير نفت در کميسيون انرژي را منتشر ساخت؛ اظهاراتي که
از سوي دولت تکذيب شده بود. غلامحسين نوذري 22 ارديبهشت سال جاري در جلسه کميسيون
انرژي مجلس حاضر شد تا درباره آنچه واردات غيرقانوني دو ميليارد دلار بنزين خوانده
مي شد، توضيحاتي ارائه کند. وزير نفت در آن جلسه ضمن اذعان به اين مبلغ درباره نحوه
برداشت آن اعلام کرد چون فرصت نبود بنابراين براي واردات از مجلس مجوز نگرفت. معاون
وي نيز در اظهاراتي عنوان ساخت واردات به دستور مستقيم احمدي نژاد صورت گرفته است.
احمد توکلي و الياس نادران دو نماينده يي که خواستار توضيحات وزير نفت در اين خصوص
بودند از توضيحات نوذري قانع نشدند و اعلام کردند براي پيشگيري از «رسم شدن هزينه
کردن درآمدهاي نفتي خارج از ضوابط بودجه به دستور رئيس جمهور» اين موضوع را پيگيري
خواهند کرد. انتشار اين خبر با واکنش دولت همراه بود و شوراي اطلاع رساني طي جوابيه
هايي که براي روزنامه ها ارسال کرد، اظهارات منتشر شده از سوي نوذري را تحريف شده
دانست و از دو نماينده تهران انتقاد کرد. از همين رو توکلي با انتشار فايل صوتي
سخنان وزير نفت در کميسيون مذکور به شوراي اطلاع رساني دولت پاسخ داد.در ابتداي
جلسه «کمال دانشيار» رئيس کميسيون انرژي از الياس نادران مي خواهد تا سوال خود را
مطرح کند.
نادران؛ بسم الله الرحمن الرحيم، من تشکر مي کنم از کميسيون که
الحمدالله بالاخره مجلس هفتم فرصت شد که ما سوال خدمت دوستان داشته باشيم و تشکر مي
کنيم از اينکه فرصت شد که راجع به اين مقوله با هم صحبت کنيم. واقعيت اين است که در
هر صورت درآمدهاي نفتي و تزريق آن به اقتصاد ملي روي همه شئونات اقتصادي و اجتماعي
ما تاثير مي گذارد و بخش قابل توجهي از مسائلي که در اقتصاد ملي ماست متاثر از اين
رفت و آمد گردش مالي نفت است. ما در بودجه هاي سنواتي به همين دليل مراقبت مي کنيم
چه در دولت، چه در مجلس که بابت هر سرفصلي مشخص کنيد که چقدر از درآمدهاي نفتي بايد
اختصاص پيدا کند به مثلاً سرمايه گذاري در نفت، بازيافت ظرفيت توليد، فعاليت هاي
ديگر و هزينه هاي جاري و عمراني و مجموعه اقداماتي که دولت بايد انجام بدهد. منتها
هم در جلسه کميسيون تلفيق وقتي که همين يکي دو ماهه اخير بحث شده بود در موقع تصويب
بودجه اين مساله طرح شد و هم قبلاً صحبت در گوشه و کنار شده بود که دولت برداشت
هايي را از نفت دارد براي اموري فراتر از مصوبات بودجه که مصوبه مجلس را ندارد و
اين نيازمند طي کردن مراحل سير قانوني خودش هست. البته من عرايضم ناظر به آن ده
ميلياردي که اجازه گرفته شده براي سرمايه گذاري در نفت نيست چون آن مسير خودش را
دارد طي مي کند و من سوالم ناظر به آن نيست.
شخصاً سوال من مرتبط است با واردات اضافه يي که در زمينه بنزين صورت
گرفته. در سال 86 پول هايي که داده شده به کميته امداد براي کمک به افراد مختلف و
پول هايي که داده شده براي ساير امور. من سوالي که مشترکاً با دکتر توکلي کرديم اين
است که سرفصل هايي که مازاد بودجه پرداخت صورت گرفته در سرفصل هاي مختلف چقدر بوده؟
وجه قانوني اش چه بوده و الان شرکت نفت و وزارت نفت در قبال اين اقدامي که صورت
داده چه مسووليت هايي را مي پذيرد؟ من سوالم مشخصاً همين بوده و در دو سه سوالي که
نوشته شده مرجع تصويب و صلاحيت را خواستيم. عرض کردم بحث آن 10 ميليارد بحث مستقلي
است، ما هم هيچ بحثي نداريم چون مسير طبيعي خودش را دارد طي مي کند بانک مرکزي هم
نسبت به هزينه کردش مراقبت دارد. اينکه آيا در آن چهارچوب صورت مي گيرد نظارت اداري
مي خواهد و مجلس هم اگر لازم بداند مي رود حساب هاي ذخيره ارزي را نگاه مي کند.
آنچه من دارم عرض مي کنم ناظر به همين سرفصل هايي است که به اعتقاد ما مجوز قانوني
از مجلس ندارد.
غلامحسين نوذري وزير نفت؛ بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله
رب العالمين. بنده هم از کميسيون و خصوصاً جناب دکتر نادران و آقاي توکلي تشکر مي
کنم که اين فرصت را به وجود آوردند که در خدمت شان باشيم.
من کلي عرض کنم که
چيزي حدود دو ميليارد دلار ما واردات بنزين و نفت و گاز مازاد بودجه يي که مصوبه
مجلس بوده وارد شده، حدود دو ميليارد، يعني 8/3 در واقع ما اجازه داشتيم و 5
ميليارد و هفتصد و نود و چهار ميليون دلار هم واردات داشتيم که مابه التفاوتش حدود
دو ميليارد دلار مي شد که حالا ضرورت هايش را من اگر لازم باشد خدمت شما عرض کنم.
اگرچه مطلع هستيد که به هر حال مصوبه مجلس در رابطه با کارت هوشمند و يا قيمت گذاري
بنزين تقريباً از حدود 90 روز فرصت گرفت، از سال 86 تا اين طرح عملي شد و ما که ماه
هاي اول سال چيزي حدود 33 تا 34 ميليون ليتر وارد مي کرديم رسيد به 15 ميليون ليتر
که اگر کارت هوشمند هم انجام نمي شد قطعاً اين واردات و ارزي که مي برد بيش از اين
چيزها بود. مبناي قانوني اين هم برمي گردد يکي اش به بحث قانون بودجه است که بخشي
از آن واردات بنزين که به عنوان معوض عمل مي شد و يک بخشي در واقع بحث مصوبه مجمع
ماست.
مجمع، بودجه شرکت نفت را در سال 86 مصوب کرد و يک اصلاحيه را هم مصوب
کرد. اصلاحيه مصوبه مجمع اين را مي گويد که در واقع باز بر اساس اجازه خود مجمع است
که اجازه مي دهد به شرکت ها يکبار با سازمان مديريت آن روز مشروط به اينکه ماليات و
سود سهام شرکت ها تغيير پيدا نکند يک بار در واقع بودجه شرکت ها در مجامع شان
دوباره تنظيم بشود. ما در اصلاحيه بودجه سال 86 بر اساس همين بند قانوني اين
اصلاحات را انجام داديم و آن حدود 2 ميليارد دلار را مجمع ما مصوب کرد که از
اعتبارات يا مازاد درآمد شرکت ملي نفت که بر اساس اختلاف قيمت نفت 50 دلاري که در
بودجه ديده شده بود و 72 يا 73 دلاري متوسط عملکرد سال 86 را وارد
کند.
نوذري پس از اتمام اين بخش از اظهاراتش خواست به ديگر سوال هاي مطرح
شده پاسخ دهد که احمد توکلي از وي مي خواهد به سوالات او پاسخ دهد.
توکلي مي
پرسد؛ «فروش نفت خام يا معاوضه اش درآمد دولت است يا شرکت نفت؟» که نوذري پاسخ مي
گويد؛ «فروش نفت خام جزء درآمدهاي دولت است.»
ادامه مطلب...
اعتماد:در شرايطي که سعود الفيصل وزير امور خارجه عربستان در اظهاراتي غيرمترقبه حملات شديداللحني را عليه ايران بر زبان جاري ساخته است اما همزمان سفير عربستان در تهران ديروز با هاشمي رفسنجاني ديداري به عمل آورد و به نمايندگي از ملک عبدالله پادشاه عربستان خواستار سفر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به مکه براي حضور در کنفرانس بين المللي گفت وگوي اسلامي شد.
دو تحول
ياد شده درست در روزهايي اتفاق مي افتد که لبنان در يک دوره پرتنش داخلي به سر مي
برد به گونه يي که حزب الله لبنان با گسيل نيروهاي خود به بيروت بخش هايي از اين
شهر را تحت کنترل خود درآورد. حزب الله لبنان پس از آن از نيروهاي تحت امر خود براي
کنترل بيروت استفاده کرد که فواد سنيوره نخست وزير لبنان محدوديت هايي را براي حزب
الله ايجاد کرد. فعل و انفعالات لبنان بازتاب زيادي در رسانه هاي جهاني داشت و
همزمان برخي کشورها مانند ايران، سوريه، عربستان، مصر و امريکا به موضع گيري درباره
اين تحولات پرداختند. در بحبوحه اين تحولات کشورهاي يادشده اتهاماتي را عليه يکديگر
وارد کردند و هر يک ديگري را از ورود به ناآرامي هاي داخلي لبنان منع مي کردند. از
جمله سعود الفيصل وزير خارجه عربستان در اظهارنظري غيرمترقبه اتهاماتي را به ايران
وارد کرد و بيان داشت اگر ايران به مسائل داخلي لبنان وارد شود اين دخالت مي تواند
بر روابط اعراب با تهران تاثيرگذار باشد. البته سعود الفيصل در شرايطي اين اتهام را
به ايران وارد کرد که سخنگوي وزارت خارجه ايران پيشتر تمام گروه هاي داخلي لبنان را
به مذاکره و آرامش دعوت کرده بود و در عين حال ادعاي هرگونه دخالت ايران در ناآرامي
هاي لبنان را تکذيب کرد. محمود احمدي نژاد هم در کنفرانس مطبوعاتي خود در روز سه
شنبه به اين موضوع واکنش نشان داد و سخنان عربستاني ها را ناشي از عصبانيت آنان
دانست. محمود احمدي نژاد دخالت ايران در لبنان را رد کرد و در عين حال از کشورهاي
ديگر هم خواست در امور داخلي اين کشور دخالت نکنند. به هر حال در شرايطي که ناآرامي
هاي لبنان بر کشورهاي منطقه هم تاثير گذاشته بود و در يک نمونه منجر به کنش کلامي
بين تهران - رياض شده بود اما ظاهراً عدم تمايل دو کشور به گسترش مناقشات کلامي
موجب آن شد تا از برگزاري کنفرانس بين المللي گفت وگوي اسلامي در شهر مکه به عنوان
فرصتي براي بهبود روابط دوجانبه استفاده کنند. هاشمي رفسنجاني که روابط ديرينه و
دوستانه يي با ملک عبدالله دارد، شخصيتي بود که از طرف عربستاني ها مورد توجه قرار
گرفت تا به وسيله او تا حدودي اوضاع جاري را ترميم کنند. هاشمي رفسنجاني که در
دوران رياست جمهوري خود هم با سفري تاريخي به عربستان زمينه هاي بهبود روابط سياسي
دو کشور را فراهم کرد اين بار هم از دعوت عربستاني ها استقبال کرد و آن را فرصتي
براي بهبود روابط جهان اسلام با يکديگر دانست. در ديداري که ديروز انجام شد احمد
السموسي سفير عربستان تاکيد و توجه ويژه ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودي را براي
حضور آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين کنفرانس بين المللي خاطرنشان کرد و گفت؛ ملک
عبدالله به دليل جايگاه والايي که در دنياي اسلام براي حضرتعالي قائل هستند و
معتقدند بايد از انديشه و دانش شما بهره کافي برد، شخصاً به من ماموريت دادند از
جنابعالي براي حضور در اين اجلاس دعوت به عمل آورم.هاشمي رفسنجاني هم در اين ديدار
با قدرداني از اين دعوت به ويژه تشکر از ملک عبدالله، اهميت انجام کنفرانس گفت وگوي
اسلامي در مکه را به ويژه در شرايط کنوني جهان اسلام يادآور شد و گفت؛ انتظار مي
رود انجام اين کنفرانس با حضور شخصيت هاي علمي و ديني جهان منشاء ثمرات و نتايج
مطلوبي براي ايجاد وفاق و همدلي در جهان اسلام و رفع تنش و تفرقه کشورها و به ويژه
کشورهاي اسلامي باشد.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، تفرقه در دنياي اسلام را در
جهت منافع دشمنان ارزيابي کرد.آيت الله هاشمي رفسنجاني افزود؛ اختلافات در دنياي
اسلام چه در سطح سياسيون و چه در سطح علماي مذهبي مايه رنج است و وضعيت نامطلوبي را
ايجاد کرده است. به گزارش ايسنا، وي آثار کشتار، تخريب ها و درگيري ها در برخي
کشورهاي اسلامي به ويژه عراق و لبنان را در عميق کردن فاصله ها در جهان اسلام با
اهميت عنوان کرد و افزود؛ برگزاري کنفرانس گفت وگوي اسلامي مي تواند فضاي مطلوب تري
براي همکاري ميان کشورهاي اسلامي ايجاد کند. وي افزود؛ از تقدسي که در سرزمين وحي
وجود دارد مي توان براي حل مشکلات در جهان اسلام و کل جهان سود برد و جمهوري اسلامي
ايران نيز مي تواند در کنار کشور عربستان در حل اختلافات دنياي اسلام موثر باشد و
در اين راه تلاش خواهد کرد. احمد السموسي نيز در اين ديدار هدف از برگزاري کنفرانس
بين المللي گفت وگوي اسلامي در عربستان سعودي را بررسي راه هاي افزايش همکاري ميان
جهان اسلام و ارتباط آنها با ديگر کشورها ذکر کرد و گفت؛ اميدواريم با برگزاري اين
اجلاس بتوانيم به وحدت جهان اسلام کمک کنيم.
اینگونه سخن گفتن شاید برای عوام خوب باشد
آفتاب: خوشچهره گفت: «اینکه صرفاً گفته شود وضعیت نسبت به قبل بهتر شدهاست صحیح نیست و اگر معیار و شاخص نباشد این گفته کلیگویی است. و اگر ما میگوییم وضع معیشتی مردم بهتر شده باید با استدلال و ارائه شاخصها آنرا اثبات کنیم».
محمد خوشچهره نماینده تهران در خانه ملت در گفتگو با خبرنگار پارلمانی آفتاب در مورد سخنان رئیسجمهور درباره معیشت مطلوب مردم گفت: «قطعاً اظهاراتی را مقامات رسمی میکنند یا مبتنی بر نوع تقاضایی است که آنها از آمارها دارند و میخواهند آمارهای خوشبینانه دهند یا در عینحال با نوع پردازشهایی که میشود اطلاعات از واقعیتهای جامعه فاصله میگیرد».
وی افزود: «برجستهترین هدف برای یک دولت این است که سطح رفاه مردم را ارتقا دهد تا آسایش و آرامش مردم بیشتر شود».
عضو کمیسیون اقتصادی اظهار داشت: «یکی از برجستهترین شاخصها در توزیع درآمد، ضریب جینی است که نوع توزیع درآمد در جامعه را نشان میدهد».
وی ادامه داد: «بسیاری از آمارهای موسسات تحقیقاتی و رسمی راجع به خط فقر و توزیع درآمد نشان میدهد که شکاف درآمدی علارغم تمامی تلاشها گسترش یافتهاست. متعاقباً فشاری که روی سبد هزینه خانوار کمدرآمد و میانی آمدهاست مثل افزایش 100 درصدی مسکن و اجاره آن، تورم بالای 30 درصدی در اقلام غذایی نشاندهنده فشار هزینهای است که حتی برخی تزریقهای نقدینگی نیز نتوانست بهبودی در این وضعیت ایجاد کند».
خوشچهره تصریح کرد: «شاخصهای موجود مبین این است که سطح زندگی از لحاظ ارتقا در بهترین وضعیت میتواند حفظ وضع موجود باشد».
وی افزود: «اینکه صرفاً گفته شود وضعیت نسبت به قبل بهتر شده است صحیح نیست و اگر معیار و شاخص نباشد این گفته کلیگویی است. و اگر ما میگوییم وضع معیشتی مردم بهتر شده باید با استدلال و ارائه شاخصها آنرا اثبات کنیم».
خوشچهره خاطرنشان کرد: «اکنون شاخصهای ما نشان میدهد که توزیع درآمد مبین بالا رفتن ضریب جینی است که مفهوم نابرابری در جامعه را نشان میدهد».
وی اضافه کرد: «اکنون پدیدهای به نام شاغلین فقیر روبه گسترش است و مفهوم آن کسانی هستند که با 8 ساعت کار نمیتوانند خودشان را اداره کنند و به سمت اضافهکاری و شغل دوم میروند اکنون این پدیده در جامعه ما رو به گسترش است این هم دلیلی است که افزایش شاغلین فقیر نشان میدهد که ارتقای رفاهی در جامعه وجود ندارد».
نماینده تهران در پایان گفت: «رسانهها باید از احمدینژاد استناداتش را درباره بهبود سطح زندگی مردم بخواهند. اگر ما شاخصی نگوییم هر فردی خودش را قهرمان نشان میدهد. این امر شاید برای عوام خوب باشد اما بالاخره برای کارشناسان قطعاً صرف اظهارنظر کافی نیست».
آیت الله مصباح یزدی اخیراً طی سخنانی فرموده اند: «در دانشگاهها هیچ
چیز جز مطالب ضد اسلام به دانشجو یاد نمیدهند».
این اولین بار نیست که
ایشان در باره دانشگاه چنین سخن میگویند. پیش از این نیز اظهاراتی شبیه به این از
آیة الله مصباح در باره دانشگاه و دانشجو شنیدهایم. در عین حال سخنان اخیر ایشان با
سخنان مشابه گذشته یک تفاوت اساسی دارد. آیة الله مصباح این بار در شرایطی
دانشگاهها را به جهتگیری ضد اسلامی و تبدیل شدن به کانون نشر تعالیم ضد اسلامی متهم
میکنند که دولت و حاکمیت از سه سال پیش به صورت یکپارچه در اختیار مریدان و یا
همفکران ایشان در آمده است و مسئولان و وزیران وزارت خانههای آموزش و پرورش و علوم
و تحقیقات و فنآوری مرتب خدمت ایشان میرسند و در باره چگونگی انجام وظایف خویش از
ایشان کسب رهنمود میکنند. در این مدت دانشگاهها مورد پاکسازی قرار گرفته و اساتید و
چهرههای علمی و شناخته شده دانشگاهی که افکار و دیدگاههایشان مورد تأیید مسئولان و
ارادتمندان آیة الله در حاکمیت یکپارچه نبوده است، پاکسازی شدهاند. بسیاری از
انجمنهای اسلامی دانشجویی که نسبت به افکار و جهتگیریها و عملکرد حاکمیت انتقاد
داشتند منحل و فعالان دانشجویی منتقد به بهانههای مختلف محاکمه و از ادامه تحصیل
محروم شده و یا به رغم صلاحیت های علمی و موفقیت در کنکور، مفتخر به دریافت ستاره و
محرومیت از ادامه تحصیل در سطوح بالاتر تحصیلی شدهاند و ریاست مهمترین دانشگاههای
کشور به عناصر اطلاعاتی و امنیتی سپرده شدهاست. با این اوصاف باید از جناب آیة الله
پرسید چه چیزی از دانشگاه باقی مانده که ایشان را ناگزیر ساخته است، اینچنین به
دانشگاه بتازند؟ هرگاه به این نکته ظریف توجه کنیم طی ماههای اخیر ارادتمندان ایشان
که عموماً از سوی برخی احزاب پادگانی حمایت و سازماندهی میشوند، از ضرورت انقلاب
فرهنگی دوم و تعطیلی دانشگاهها سخن میگویند؟ آیا نباید سخنان ایشان مبنی بر این که
«در دانشگاههای ما جز مطالب ضد اسلام به دانشجویان یاد نمیدهند» را در جهت حمایت
آشکار و قاطع از تحرکات مذکور ارزیابی کرد؟
واقعیت اين است که نظام آموزش عالی
ما نظامی ضد دینی نیست و در هیچ دانشگاهی مطالب الحادی تدریس نمیشود، بنابراین
اظهارات اخیر آیة الله را باید به این حساب گذاشت که به رغم تمامی تمهیدات و
تلاشهای ایشان و ارادتمندان و شاگردانشان در حاکمیت یکپارچه برای تغییر فضای
دانشگاهها و تبدیل آن به نهاد آموزشی مطلوب از نظر ایشان، ظاهراُ به نتیجه نرسیده
است. خشم و ناراحتی آیة الله و مریدان ایشان که شعار ضرورت تعطیلی دانشگاه و برپایی
انقلاب فرهنگی دوم سر میدهند، از این است که به رغم تمامی تمهیدات و اقدامات و
پاکسازیها و منحلکردنها و ....، دانشگاه افکار و اندیشههای ایشان و دوستانشان مخالف
بوده و حاضر به تمکین و همراهی با حاکمیت یکدست نیست.
از این رو به یقین میتوان
گفت که مشکل دانشگاههای ما اسلام نیست، بلکه افکار و اندیشههایی است که آیة الله
مصباح و همفکرانشان در حاکمیت یکدست، برای گسترش و تقویت آن از هیچ اهرم و روش و
ابزاری خودداری نمیورزند. مشکل این است که دانشگاه به رغم تمامی فشارها و محدودیتها
و تهدیدها همچنان زنده است و با حضور گسترده خود در استقبال از چهرههایی نظیر خاتمی
مخالفت خود را با تفاسیر متحجرانه، خشونتطلبانه و اقتدارگرایانه از دین، آشکارا
اعلام میدارد.
به صراحت باید گفت اقدامات سازمانیافتهای نظیر ماجرای بولتنهای
دانشجویی امیر کبیر هیچ گرهای ر از کار آنان که دانشگاه را تسلیم و در اختیار
میخواهند نخواهد گشود، کما این که نگشود و پس از گذشت مدتی برهمگان و نیز قاضی
مربوطه بیگناهی دانشجویان و ماهیت از پیش طراحی شده این ماجرا آشکار گشت. اگر چه
آنان که در آغاز ماجرا فریاد وااسلاما سر و گریبان چاک دادند که مقدسات در دانشگاه
پایمال شد، پس از اثبات مظلومیت دانشجویان دربند هیچ به صرافت نیفتادند که حبس و
تعذیب جوانان بیگناه اهمیتی کمتر از توهینهای ساختگی به مقدسات ندارد، اما این تمام
مشکلی نیست که همفکران و شاگردان آیة الله در دانشگاهها با آن مواجه هستند. مشکل
مهمتر این است که ایشان در کارنامه خود جز تخریب و نفی هیچ ندارند. هیچ طرح اثباتی
و قابل اجرا در عرصه فرهنگ و دانشگاه تا کنون از سوی ایشان ارائه نشده است.
تربیتشدگان آیة الله به رغم بودجههای هنگفتی که صرف تعلیم و تربیتشان شده است، در
چارچوب تشکیلات حزب پادگانی که کسی را یارای چون و چرا نیست، مبدع هیچ طرح فرهنگی
قابل اجرایی که به ارتقای فکر و اندیشه و فرهنگ جامعه بینجامد نبودهاند. طبیعی است
که در زمین نفی و نقض و تخریب نیز جز ستیز و خشونت از یکسو و اشمئزاز و گریز و نفرت
از سوی دیگر، نه گیاهی میروید و نه درختی بر میدهد.
تفاوت آیة الله مصباح با
بزرگانی نظیر آیة الله شهيد مطهری دقیقاً در همین نکته نهفته است. مطهری هم
میتوانست حاكميت زمان خود را با اعلام این که «فرزندان نواب صفوی هنوز زندهاند»
تهدید کند. در نظام شاه که رویکردی ضد دینی داشت و دانشگاهها را لائیک می خواست،
برای مطهری سادهترین کار این بود که فتوا دهد دانشگاه ضد اسلامی است و به دانشجویان
جز بیدینی یاد نمیدهند و خون افراد فاسد را هدر اعلام کند و عدهای نیز همچون ماجرای
قتلهای زنجیرهای کرمان با الهام از آرای وی در ریختن خون کسانی که به نظر ایشان
فاسد هستند، احساس صواب و قربت کنند. اما مطهری اهل نفی و انکار نبود، بلکه مرد
ایجاب و اثبات بود. او به جای تکفیر و ارعاب و تهدید، رسالت خود را در آن دید از
حوزه به دانشگاه برود با استادان درآمیزد و به دانشجویان بیاموزد و به جای تکفیر
طرفداران افکار ضد دین، به دفاع از کیان دین و اقناع جوانان بپردازد؛ آن گونه که
حتی احترام مخالفان فکری خود را برانگیزد. عصرنو
نامه محمودرضا جمشیدی به حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيدحسن خميني «دام توفيقاته»
با سلام
از آن جهت که جنابعالي مستظهر و متصف به صفات عاليه سببي و نسبي توام با مراتب علمي و انتساب به بيت مکرم و عاليقدر رهبر گرانقدر و معمار کبير انقلاب اسلامي ايران حضرت امام خميني رحمت الله عليه مي باشيد، مناسب است که من باب پندي مشفقانه براي حفظ جايگاه والايي که بحمدالله از آن متنعم هستيد نکاتي را متذکر شويم و اميدواريم که با توجه به زيرکي و هوشمندي شايسته يي که در خاندان مکرم آن رهبر عظيم الشأن و والامقام نهفته است، اندک اشاره يي موجب پيمودن بيش از پيش طريق صحيح الهي خواهد گرديد.
همان گونه که مي دانيد ارج و اعتبار و جايگاه عاليه و قدسي امام راحل عزيزمان قدس الله روحه آن مقدار برجسته و متعالي است که نمي توان به سادگي آن را احصا کرد. بي شک تفکرات و انديشه هاي ناب آن فقيه متاله جاودانه بوده و در تمامي قرون و اعصار مشتاقان اسلام ناب محمدي(ص) را سيراب مي نمايد. اين انديشه ها الهام بخش تمامي ملل مستضعف جهان بوده و عامل شکل گيري وحدت و انسجام امت اسلامي بوده است.
در اين ميان يکي از امهات اين تفکرات لزوم مبارزه جدي و همه جانبه با پديده يي به نام اسلام امريکايي است؛ اسلامي که تنها پوسته يي از دين داشته و از درون نه تنها خالي از اسلام حقيقي که معارض و متضاد با حقيقت اسلام عزيز ناب است. از ياد نبرده ايم خروش بي وقفه آن پير سفر کرده را که در مواجهه با اسلام نااهلان، حميت و غيرت حقيقي را در صحنه مبارزه آورده و امت اسلامي را به روشن بيني و روشن نگري در اين رابطه فرا مي خواند. از سوي ديگر صلابت و استواري او در حمايت از حق و اسلام و انقلاب و ائمه طاهرين عليهم صلوات الله اجمعين زبانزد خاص و عام و عالم و جاهل گشته بود. از ياد نخواهيم برد که آن هنگام که عده يي بر اثر جهل مرکب يا غفلت و سهو و کم اطلاعي، بر دانش فراگرفته شان از علوم الهي غبار نسيان نشسته بود اما آن رهبر روشن ضمير آبروي خويش را در کف نهاد، تهمت ها و جسارت ها را به جان خريد و در برابر هتاک ملعون ازل و ابد - سلمان رشدي خبيث صهيونيست - آن حکم تاريخي و فقهي را صادر فرمود و بار ديگر عظمت و قدرت و شوکت اسلام عزيز را به رخ ظالمان و زورگويان و هتاکان کشيد. شما بحمدالله در چنين محيطي متولد شده، رشد يافته و منتسب به چنين فرد والا و بزرگواري هستيد که جهان را شگفت زده ساخت و عالميان را در حيرت فرو برد. طوبي لکم و حسن مأب.
جناب حجت الاسلام سيدحسن خميني، فرزند يادگار هميشه همراه و مخلص امام و انقلاب!
شايد به همين دلايل باشد که شما و خاندان مکرم تان همواره در کانون طمع بدخواهان و بدانديشان بوده ايد چرا که آن هنگام که بدفهمان به تصور خويش بتوانند دستمايه يي - ولو آکنده از خيال و وهم - براي خدشه به انديشه ناب امام راحل برگيرند بي شک از آن فروگذار نخواهند کرد. آنان خود به خوبي مي دانند که چه صدمات و لطماتي از روح و تفکر الهي خميني کبير متحمل شده اند که بي شک جبرانش برايشان نه ميسر است و نه ممکن.
از اين روست که به زعم خود درصدد آسيب رساندن به آن حيثيت عظيم ملي - اسلامي ايران عزيزند و به هر بهانه مي کوشند تا آن را پايان يافته تلقي نمايند.
يادگار گرانقدر يادگار امام عزيز رحمه الله عليهما!
چندي است که در داخل کشور گروهي ورشکسته و مطرود از سوي مراجع معظم تقليد و مردم متدين و انقلابي ايران دوره افتاده و به جهت کسب آبروي از پيش ريخته شده خويش دست به دامان حوزويان شده اند. چنان که هم ايشان در ديدارهايي به سراغ مطرود امام راحل رفته تا از آبروي ريخته شده وي در نظام و انقلاب براي خويش آبرويي دست و پا کنند. هر کس نداند شما نيک مي دانيد که پدر بزرگوار شما و پدربزرگ شما که پدر انقلاب اسلامي ايران است، چه خون دلي از آن فرد ساده لوح خورد و با صبر و متانت علوي براي حفظ کيان نظام و انقلاب دم برنياورد. از چه روست که متاسفانه اين گروه که مراجع عظام تقليد دامت تاييداتهم اجمعين و جامعه مدرسين حوزه علميه قم - که متشکل از روحانيوني مجاهد، فقيه و عالم که در صحنه هاي انقلاب امتحان خويش را به مراتب پس داده اند - نامشروع دانسته شدند به سراغ فرزند عزيز يادگار امام رفته، مع الاسف کسب شرفيابي يافته و براي خويش وجاهت تراشيده اند؟
آيا توبه يي نسبت به جسارت آنان به ساحت شرع مقدس صورت گرفت که اين هديه بزرگ نصيب آنان گرديد؟ آيا فرد هتاک به دين که دين را نه تنها افيون ملت ها که افيون حکومت ها دانسته بود و تقليد را حرکتي شبيه حرکات ميمون دانسته، به ساحت مقدس ائمه اطهار (عليهم صلوات الله) جسارت روا داشته بود و ده ها و صدها کلام ناشايست را عمداً و علناً در مجامع دانشجويي و در مقاطع مختلف مطرح ساخته بود از کرده خويش و سخنان بر زبان جاري ساخته خود ابراز ندامت کرده يا آنکه با جسارت بيشتر و وقيحانه تر بر لزوم پروتستانيزه کردن اسلام سخن گفته است؟
آيا سازمان نامشروع مجاهدين حاضر شده است تا- حتي پس از پنج سال- آن فرد هتاک را- ولو در ظاهر- طرد نموده و از سخنان وي تبري بجويد يا آنکه همچنان عقايد ناشايست و خلاف بيٌن شرع مقدس وي را توجيه و تفسير کرده و از آن حمايت مي کند؟ پس در اين صورت چه شده است تا عزيز يادگار امام و امت از آبروي ملکوتي آن عزيز سفر کرده رسوايان را بهره مند گردانده و با آنان ملاقات نموده است.
جناب حجت الاسلام سيدحسن خميني؛
نيک مي دانيد که با اين ملاقات زمزمه احتمال وجود دوگانگي در ميان جامعه علمي، حوزوي پيرامون حکم تاريخي که مراجع معظم تقليد (کثرالله امثالهم) بر آن تاکيد نموده و امضا و ابرام نمودند، دوچندان گرديد. که تنها نمونه آن را در دو نشريه الوطن چاپ کويت و شهروند امروز در تهران مي توان مشاهده نمود. آنان ضمن آنکه نيش زهرآگين خود را به روح پرفتوح خميني کبير وارد آوردند از خميني جوان آن گونه که خواستند بهره برداري نموده بي آنکه مروتي در ميان آورند و بفهمند که خميني و بيت او متعلق به انقلاب، اسلام و ايران است و هيچ کس و با هيچ ترفندي نخواهد توانست اين حقيقت زنده هميشه جاويد را به دست تحريف بسپارد.
البته از آنان تعجبي نيست لکن از غفلت ها و سهو کم کاري ما جاي تاسف است. ما و شما مي دانيم که جسارت به ساحت دين چه مفاسدي در بر دارد و سيره ائمه معصومين و علما عاملين و امام راحل در اين ميان چه بوده است پس چه خوب که بر آن پايبند بوده و نگذاريم که خناسان خللي در صفوف متراکم ملت و مرجعيت وارد آورند. از دگر سو نيز شما را به عنوان فرزندي از صلبي طاهر و زکي به عمل بيشتر به فرمايشات گهربار حضرت روح الله آن عزيز سفر کرده دعوت مي نمايم و توفيق و سعادت و سيادت بيش از پيش شما و بيت شريف و مکرم امام راحل عظيم الشأن از ذات احديت مسالت مي نمايم.
محمودرضا جمشيدي
مسوول دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم
پاسخ محمدعلی انصاری به مسوول دفتر جامعه مدرسين حوزه علميه قم:
ادامه مطلب...

گروه سياسي؛ احمد توکلي و الياس نادران با انتشار بيانيه يي رسماً دولت را به ناديده گرفتن قوانين مصوب و لازم الاجراي مجلس متهم کردند. بيانيه توکلي و نادران پس از آن منتشر شد که دولت واردات بنزين فراتر از آنچه را که در قانون پيش بيني کرده بود، صرفاً در راستاي ايجاد آسايش براي مردم دانست. روز يکشنبه نوذري وزير نفت براي پاسخگويي به سوال مشترک الياس نادران و احمد توکلي نمايندگان تهران در کميسيون انرژي مجلس حاضر شد و اعلام کرد که وزارت نفت به دستور محمود احمدي نژاد دو ميليارد دلار فراتر از مصوبات مجلس بنزين وارد کرده است. به دنبال انتشار اين خبر متقابلاً دولت هم جوابيه يي صادر کرد که تلويحاً مرکز پژوهش هاي مجلس را به داشتن روابطي خاص با وزارت نفت متهم کرد و بيان داشت چون از تداوم اين روابط ممانعت به عمل آمده است لذا اقداماتي عليه دولت از جانب برخي به انجام رسيده است. اشاره جوابيه دولت به سوال توکلي و نادران بود چراکه توکلي رياست مرکز پژوهش هاي مجلس را برعهده دارد و بيشترين اتهام به او برمي گشت. توکلي و نادران متعاقب انتشار جوابيه دولت به انتشار بيانيه يي مشترک اقدام کردند که متن کامل آن به اين شرح است؛وزير محترم نفت روز يکشنبه 22 ارديبهشت ماه براي پاسخ به سوال رسمي اينجانبان درباره مستندات واردات دو ميليارد دلار بنزين مازاد بر مجوز قانون بودجه در سال گذشته در کميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي حاضر شدند و صراحتاً بر غيرقانوني بودن اين اقدام و انجام آن به دستور رئيس جمهور تاکيد کردند.در پي انتشار خبر اين جلسه در برخي رسانه ها، شوراي اطلاع رساني دولت با تهيه پاسخي و الزام رسانه ها به چاپ آن، بدون اينکه اصل خبر «واردات بدون مجوز دو ميليارد دلار بنزين به دستور رئيس جمهور» را صراحتاً تکذيب کند، صرفاً رسانه ها را به افترا و گمراه کردن افکار عمومي و... متهم کرده است.درباره اين موضوع، تذکر چند نکته ضروري است؛ قبل از هر چيز، بند ج تبصره 11 قانون بودجه سال 1386 را عيناً يادآوري مي کنيم؛ «به وزارت نفت از طريق شرکت هاي دولتي تابعه ذي ربط اجازه داده مي شود در مقابل صادرات نفت خام و معاوضه آن حداکثر تا سقف يارانه مندرج در قانون بودجه کل کشور حداکثر تا معادل ارزي مبلغ سي و سه هزار و هشتصد و بيست ميليارد (000/000/000/820/33) ريال نسبت به واردات بنزين و نفت گاز مورد نياز کشور اقدام کند...»
1- متن صريح قانون به روشني نشان مي دهد که اولاً، معاوضه نفت خام براي واردات بنزين و نفت گاز محتاج جواز مجلس است. ثانياً، سقف واردات بنزين در سال 86 محدود به مبلغ معادل تقريبي 8/3 ميليارد دلار بوده است. پس اضافه صادرات نفت خام براي معاوضه محتاج اجازه مجلس بود، ثالثاً، اضافه واردات بنزين و نفت گاز نيز محتاج اجازه مجلس بود (اجازه داده مي شود... حداکثر تا معادل ارزي ... ريال نسبت به واردات بنزين و نفت گاز اقدام کند). طبق گزارش وزير محترم نفت، صادرات نفت خام معاوضه يي در سال گذشته مبلغ 8/5 ميليارد دلار بود يعني دو ميليارد دلار بيش از حد قانوني و مقدار واردات بنزين و نفت گاز نيز بيش از حد مجاز قانوني بود.
2- رئيس جمهور محترم در 16 مهر 1386 دستور واردات بيش از حد قانوني را صادر کرده اند. يعني در شرايطي که تنها نيمي از سال، گذشته بود و فرصت کافي براي درخواست اجازه از مجلس وجود داشت ضمناً در آن مقطع هيچ بحران جدي نيز در کار نبود (که در بيانيه دولت گفته شده) تا دولت خود را مجبور به صدور دستور غيرقانوني ديده باشد. البته در اين صورت نيز دولت مي بايست با تقديم لايحه سه فوريتي به طور قانوني زمينه رفع بحران احتمالي را فراهم مي کرد. (طرح سه فوريتي در يک جلسه علني تعيين تکليف مي شود.)
3- در جلسه 23 ارديبهشت ماه کميسيون انرژي، وزير محترم نفت صراحتاً چند بار پذيرفتند که واردات دو ميليارد دلار بنزين بيشتر از سقف 8/3 ميليارد دلاري قانون بودجه، قانوني نبود و به مجوز مجلس نياز داشت و مستند اقدام وزارت نفت براي اجراي اين کار غيرقانوني را دستور رئيس جمهور ذکر کردند که از طرف اينجانبان قابل پذيرش نيست، چرا که وزير مجري قانون است و دستورات رئيس جمهور اگر با قانون تعارضي نداشته باشد، براي وزير قابل اجرا است ولاغير.
4- ربط دادن سوال قانوني دو نماينده مجلس از وزير محترم نفت به مسائل موهومي مانند «ارتباط اداري - مالي مرکز پژوهش ها با وزارت نفت» در بيانيه رسمي دولت، باعث تعجب است. وقتي نمايندگان ملت در مقابل يک قانون شکني آشکار مي ايستند، از دولت محترم انتظار نمي رود با تهمت و افترا از پاسخگويي فرار کند.سوال ما از وزير محترم نفت روشن بود، مستندات قانوني هم دقيق ارائه شده است.از دولت محترم انتظار نمي رود به جاي پاسخگويي به يک سوال روشن، به نماينده سوال کننده به طور موهومي تهمت بزند. طبعاً شوراي اطلاع رساني دولت بايد مدارک و مستندات ادعاي خود در «ارتباط اداري - مالي مرکز پژوهش ها با وزارت نفت» را ارائه کند. بديهي است پيگيري قضايي اين اتهام حق طبيعي مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي است.
5- هدف اينجانبان از پيگيري سوال فوق و دعوت از وزير محترم نفت به مجلس براي پاسخگويي، پيشگيري از باب شدن رويه بسيار خطرناک «زير پا گذاشتن قانون بودجه توسط دولت» بوده و هست.
معتقديم دولت محترم در مواردي به بيراهه مي رود و خود را مسوول مي دانيم به عنوان دلسوز و خيرخواه واقعي دولت محترم، نسبت به حرکت قوه مجريه در مسير اشتباه تذکر دهيم. معتقديم حامي واقعي دولت، امروز کسي است که اشتباهات دولت را يادآوري کند، ترجيحاً نهان و اگر نشد، علني و آشکار. مسوولان ارشد دولت شاهد هستند که طي دو سال گذشته بارها و بارها تذکرات و هشدارهايمان را به طور غيرعلني تقديم شان کرده ايم.اينجانبان، دعوت از وزير نفت به مجلس و سوال درباره واردات غيرقانوني بنزين را با هدف کمک به رئيس جمهور محترم پيگيري مي کنيم تا سوگندشان در اجراي قانون را به درستي و کمال انجام دهند.پيامبر گرامي اسلام(ص) همه ما را سفارش کرده اند که برادر ديني مان را کمک کنيم چه در انجام کار خوب و چه در نهي از کار نادرست.
این در
حالی است که احمدی نژاد در جلسه شب گذشته با دانشجویان بسیجی علت برکناری پورمحمدی
را نا هماهنگی در انتصاب یا برکناری استانداران و فرمانداران و مسوولان اجرایی کشور
عنوان کرده و از انتقادات رسانه ها نسبت به انتصاب رحیمی به عنوان وزیر کشور گلایه
کرده بود
یک منبع
مطلع از صدور حکم سید مهدی هاشمی به عنوان سرپرست جدید وزارت کشور خبر
داد.
وی در
گفتگو با عصرایران بیان داشت: رئیس جمهور بعد از اتخاذ تصمیم نهایی برای جابجایی
وزیر کشور گزینه های متعددی را برای جانشینی مصطفی پور محمدی در نظر داشت و در
نهایت احمدی نژاد تصمیم گرفته است سید مهدی هاشمی رئیس فعلی ستاد تبصره 13 را به
عنوان سرپرست وزارت کشور معرفی کند.
وی ادامه
داد: حکم هاشمی صادر شده و به زودی اعلام رسمی خواهد شد.
این منبع
مطلع یادآور شد: البته شخص رئیس جمهور هنوز برای معرفی هاشمی به عنوان وزیر کشور به
جمع بندی نرسیده و احتمال دارد بعد از دوره 3 ماهه سرپرست معرفی شده شخص دیگری را
به عنوان وزیر پیشنهادی به مجلس معرفی کند.
از رحیمی
رئیس دیوان محاسبات کشور همچنان به عنوان یکی از گزینه های احتمالی رئیس جمهور برای
وزارت کشور نام برده می شود.
این در
حالی است که احمدی نژاد در جلسه شب گذشته با دانشجویان بسیجی علت برکناری پورمحمدی
را نا هماهنگی در انتصاب یا برکناری استانداران و فرمانداران و مسوولان اجرایی کشور
عنوان کرده و از انتقادات رسانه ها از انتصاب رحیمی به عنوان وزیر کشور گلایه کرده
بود
گفتنی است علی
اکبر محرابیان وزیر فعلی صنایع کشور نیز از ستاد تبصره 13 به وزارت رسید و در صورت
معرفی هاشمی ، او دومین کسی خواهد بود که از ستاد تبصره 13 به یکی از وزارتخانه های
مهم می رود.
لازم به
ذکر است اخیرا ستاد تبصره 13 به ستاد مديريت حمل و نقل و سوخت تغییر نام یافته
است.
براساس تفاهمنامه بين وزارت آموزش و پرورش و گروه خودروسازي سايپا، 45 هزار خودرو با تسهيلات مناسب به فرهنگيان واگذار خواهد شد.
به گزارش سرويس «آموزش و پرورش» ايسنا، در مراسم انعقاد اين تفاهمنامه كه در ساختمان مركزي وزارت آموزش و پرورش برگزار شد، عليرضا علياحمدي ـ وزير آموزش و پرورش ـ گفت: در گذشته در آموزش و پرورش از طريق ليزينگ صندوق ذخيره فرهنگيان، خدماتي براي خريد خودرو ارايه ميشد و از همين طريق در مجموع چندين سال گذشته، 30 هزار خودرو بين فرهنگيان توزيع شد در حالي كه امروز در فاز اول كار، با قرارداد منعقد بين وزارت آموزش و پرورش و گروه خودروسازي سايپا، 45 هزار خودرو از انواع خودروهاي توليدي اين شركت با شرايط به مراتب بهتر از بازار به فرهنگيان واگذار خواهد شد.
وي تصريح كرد: واگذاري 45 هزار خودرو توسط گروه خودروسازي سايپا فاز اول پروژه است و اين تعداد تا يكصد هزار دستگاه نيز قابل افزايش است.
وزير آموزش و پرورش در ادامه از توافق وزارت آموزش و پرورش و گروه خودروسازي سايپا براي تعويض خودروهاي كاركرده فرهنگيان خبر داد و افزود: در اين طرح، خودروهاي زير پنج سال به عنوان آورده اوليه اخذ ميشود و ما به ازاي آن، خودروي نو با تسهيلات كم بهره به فرهنگيان واگذار خواهد شد.
وي يادآور شد: سقف تسهيلات طرح جايگزيني خودروهاي كاركرده، پنج ميليون تومان خواهد بود.
علي احمدي تحويل دو هزار خودروي دوگانه سوز به فرهنگيان را از ديگر مفاد اين تفاهم نامه برشمرد و با بيان اين كه اين تسهيلات برحسب اولويتها واگذار خواهد شد، تصريح كرد: با توجه به مشكل آلودگي هوا در شهرهاي بزرگ، در طرح واگذاري خودروهاي دوگانهسوز، فرهنگيان ساكن در كلان شهرها داراي اولويت هستند.
وي ادامه داد: فرهنگيان در شرف بازنشستگي، فرهنگيان بازنشسته و علاقهمندان به مهاجرت از كلانشهرها به سمت شهرهاي كوچك، براي دريافت تسهيلات خودرو در اولويت هستند.
وزير آموزش و پرورش در ادامه با بيان اين كه براي تخصيص تسهيلات قرضالحسنه به فرهنگيان در حال مذاكره با بانكها هستيم، خاطرنشان كرد: بخشي از اين تسهيلات قرضالحسنه به خريد خودرو براي فرهنگيان اختصاص خواهد يافت.
گفتني است، اين تفاهمنامه با حضور وزير آموزش و پرورش به امضاي غلامحسن حيدري ـ معاون برنامهريزي و توسعه مديريت وزارت آموزش وپرورش ـ و جواد نجمالدين ـ رييس هيات مديره سايپا و مديرعامل مگاموتور ـ رسيد.
محمد علی ایازی عضو مجمع مدرسين و محققين حوزه علميه در یادداشتی که در روزنامه مردمسالاری منتشر شده نوشته است: کساني که امروز از دانشگاه انتقاد مي کنند و مدعي هستند دانشگاه محل بدگويي به نظام شده يا متون درسي سکولا ر وارد دانشگاه شده است شايد خيلي با فضاي دانشگاه آشنا نيستند.
وی در ادامه نوشته است: اين انتقادات در شرايطي به جامعه دانشگاهي کشور وارد مي شود که دولت نهم به خاطر عملکرد بد به ويژه در حوزه اقتصادي زير فشار انتقادات کارشناسان و افکار عمومي قرار دارد.
در واقع مساله اصلي جامعه ما در شرايط فعلي وضعيت نامناسب معيشتي مردم است که ناشي از سياست هاي بدون توجيه دولت فعلي است وگرنه اتفاق جديدي در دانشگاه ها رخ نداده است که از آن انتقاد شود. اتفاق اصلي در وضعيت اقتصادي افتاده است. متون درسي دانشگاه ها همان متون درسي است که از ابتدا تاکنون بود و هيچ چيز به آن شکل عوض نشده است.
من فکر مي کنم اين اظهارات و ناديده گرفتن شرايط سخت اقتصادي حاکم بر مردم و سياست هاي غلط دولت و گريز به جلوست. آقايان به جاي اعتراض به مطلب اصلي به چيزي اعتراض مي کنند که موضوعيت ندارد.
در شرايط فعلي کساني که خود را از حاميان دولت مي دانند به جاي اشاره مستقيم به ضعف مديريت درکشور و آثار آن نظير تورم و گراني به نقد وضعيت دانشگاه ها مي پردازند که خوب يا بد تاکنون همين بوده است.
در واقع آثار سياست هاي غلط دولت به گونه اي است که وزير اقتصاد و امور دارايي که قاعدتا از خودشان است مي گويد دولت با همه مشکل دارد و کارهايش کارشناسي نيست. اينها که ديگر از منتقدان دولت نيستند بلکه از اعضاي کابينه هستند.
به هر حال ضعف هاي مديريتي زياد است و نبايد در فرافکني تا اين مقدار پيش رفت.
وی در پایان تصریح کرده است: دولت فعلي در ابتداي کارش ضعف ها را به گردن دولت هاي ديگر مي انداخت، سپس به سراغ دشمنان بيروني رفت و اکنون... بر دلسوزان دين واجب است که اجازه ندهند از شعارهاي ديني درجهت پوشاندن ضعف هاي مديريتي استفاده شود که به طور قطع نتيجه اش دين گريزي در جامعه است.
گفتنی است چندی پیش آیت الله مصباح یزدی رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار اعضای شورای مرکزی کمیته امداد امام خمینی(ره) گفته بود: نسل آینده در معرض خطر است که نه آداب قدیمی و سنتی و نه ارزشهای اسلامی بر تربیت آنها حاکم است و با این فرهنگ غربی و تلویزیون و دروس دانشگاهی تربیت شدند و در کلاس دانشجویان غیر از بدگویی به نظام و بعضا به اسلام چیز دیگری یاد نمیگیرند.
سرمایه: سرانجام اکبر هاشمی رفسنجانی همراه با نهاد تشخیص مصلحت نظام وارد کارزار نظارت بر دولت شد. از سخنرانی محمود احمدی نژاد رییس جمهوری در شهر قم به بعد، گویی تحولات سیاسی حاکم بر اقتصاد ایران به گونه ای شتاب گرفته که دخالت و نظارت بیش تر نهادهای کنترلی کشور بر عملکرد دولت را گریزناپذیر کرده است. هاشمی رفسنجانی، پیش تر در سال گذشته هشدار داده بود که در صورت تداوم و تشدید وخامت اوضاع اقتصادی کشور، مجمع تشخیص مصلحت نظام نظارت جدی تری را بر عملکرد اقتصادی دولت و سیاست گذاری های آن اعمال خواهد کرد. با توجه به موقعیت ویژه هاشمی رفسنجانی و نیز موقعیت قانونی مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان دستگاه مشاورهی رهبری در اداره امور کشور، این تصمیم مجمع معنا و مفهوم خاصی پیدا می کند. اظهارات دیروز هاشمی رفسنجانی مبنی بر نظارت بیش تر بر سیاست های اقتصادی دولت، پس از آن صورت می گیرد که با وجود شتاب گرفتن نرخ تورم و افزایش اعتراضات به دولت حتی از سوی روحانیون بلندپایه، هفته پیش باز هم احمدی نژاد با لحن کنایه آمیز «فرمول های شرقی- غربی» را ناچیز شمرد و تاکید کرد که آن ها را زیرپا خواهد گذاشت و به سیاست کاهش نرخ بهره به عنوان عامل اصلی کنترل تورم در شرایط کنونی ادامه خواهد داد. در این میان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با تاکید بر اهمیت کار کارشناسی برای اداره کشور از اراده این مجمع برای نظارت جدی بر میزان پایبندی دستگاه های دولتی به سند چشم انداز در سال جاری خبر داد و گفت: «زمان سعی و خطا به پایان رسیده است. اقدامات جزیره ای برای حل مسایل باعث می شود تا آن مشکل از سمتی به سمت دیگر حرکت کند و خود را در جایی دیگر بروز دهد هاشمی گفت: «مجمع تشخیص مصلحت نظام تلاش خواهد کرد تا ارزیابی دقیقی از میزان پایبندی دستگاه های دولتی به سند چشم انداز و اجرای سیاست های کلی در طول سال صورت گیرد و این به معنای دخالت در کار دستگاه های اجرایی نخواهد بود.»
كارگزاران-شیوا زرآبادی:تعدیل نیروی انسانی گسترده در آموزش و پرورش اتفاق خواهد افتاد. روز گذشته وزیر آموزش و پرورش در اولین نشست خبری 4 ساعته خود كه 4 ماه پس از انتصاب در وزارت برگزار شد، چند بار به موضوع تعدیل نیروی انسانی، بازنشستگی پیش از موعد، تشویق برای بازنشستگی و تسهیل برای خروج افرادی كه به شغل معلمی علاقه ندارند از آموزش و پرورش تاكید كرد. علیرضا علیاحمدی مطابق معمول كه در سخنرانیها و برنامههای آموزش و پرورش انبوهی از مسائل كارشناسی، نوآوریها و تغییرات را مطرح میكند كه هركدام تیتر صفحه اول روزنامهها را به خود اختصاص میدهند این بار هم در بیشتر موارد بدون باز كردن مكانیسمهای اجرایی این تغییرات و روشهای جزئیتر آن كلیاتی از برنامههای در دست اجرا ارائه داد. فربه بودن وزارتخانهای كه یك میلیون و 200 هزار نیروی انسانی دارد چیزی است كه علیاحمدی كمر به لاغر كردن آن بسته است.
از سال 76 كه افزایش جمعیت دانشآموزی افزایش نیروی كار حقالتدریس را در پی داشته است تاكنون هیچیك از وزرای سابق آموزش و پرورش توان اجرایی و عملی برای این اقدام نداشتهاند. علیاحمدی به طور مشخص از بستن راههای ورود به آموزش و پرورش خبر داد و گفت: «تعداد نیروی انسانی حاضر در آموزش و پرورش را از طریق راهكارهای قانونی و تشویقی كم میكنیم. بازنشستگی سنواتی، استفاده از قوانین بازنشستگی پیش از موعد و تشویق برای انتقال معلمانی كه قصد رفتن به شهر خود را دارند و تشویق كسانی كه نمیخواهند معلم باشند اما به اضطرار در آموزش و پرورش ماندهاند از برنامههای ماست.» علیاحمدی به نحوه تشخیص معلمانی كه به اضطرار در آموزش و پرورش ماندهاند اشاره نكرد و تنها گفت این تشخیص مكانیسم خاصی دارد.» روز گذشته علیاحمدی آشكارا اعلام كرد كه برای كم كردن نیروی انسانی وزارت آموزش و پرورش نیروی حقالتدریس وارد سیستم نمیشود، افراد بیشتری بازنشستگی پیش از موعد میگیرند و از طرف دیگر هیچ مربی بهداشت و مربی تربیتبدنی و پرورشی با وجود نیاز وزارتخانه به این افراد وارد آموزش و پرورش نمیشوند: «سعی میكنیم برای افراد كنار رفته یك تسهیلاتی فراهم كنیم. در حال حاضر برای رانندهها و تعمیركارهای ستاد آموزش و پرورش برنامهای تدارك دیدیم تا آزاد شوند و پیشنهاد دادیم بروند تشكیل تعاونی دهند و ما هم به آنها كمك میكنیم.» علیاحمدی با جدیت تاكید كرد: «قبلا افراد با حرف زدن با مسوولان و به دست آوردن دل آنها سعی در استخدام در آموزش و پرورش داشتند كه دیگر از آن خبرها نیست. ما به تكلیف قانونی خود عمل میكنیم. اینكه افراد بیایند حرف بزنند با ما تا راضی شویم، دیگر از این ملاحظات نداریم. قانون هرچه به ما بگوید عمل كن، عمل میكنیم. وقتی گفتند استخدام ممنوع است ما هم باید تن بدهیم.» به گفته علیاحمدی قرار است تسهیلاتی فراهم شود تا طی 3 سال بالغ بر 250 هزار نفر از فرهنگیان بتوانند بازنشسته شوند و پیشبینی میكنیم كه استقبال از بازنشستگی پیش از موعد بیشتر خواهد شد. وزیر آموزش و پرورش در پاسخ به سوال «كارگزاران» كه پیشبینی شما از درصد جمعیتی كه به مرور از یك میلیون و 200 هزار نفر نیروهای آموزش و پرورش كم میشوند چقدر است، گفت: «هیچ برآورد و آماری نداریم. اما مثلا در كل وزارت آموزش و پرورش كه 1700 نفر نیروی ستادی دارد ما فهرست نیروهایمان را با 1500 نفر بستهایم.»
ادامه مطلب...
اعتماد:گزارش رسمي وزير کشور از
نتيجه انتخابات حاکي از مشارکت معنادار 13 درصدي شهروندان در پايتخت کشور است که
همين مساله نگاه ها را به سمت و سوي چرايي عدم اقبال قابل قبول راي دهندگان در
تهران يعني سياسي ترين نقطه کشور معطوف کرده است. مصطفي پورمحمدي که آخرين روزهاي
خود را در وزارت کشور طي مي کند در شرايطي از مشارکت 13 درصدي در پايتخت خبر داده
است که در دور اول انتخابات هم ميزان مشارکت در پايتخت حداقل يک سوم کمتر از متوسط
مشارکت در ساير شهرهاي کشور بود. منابع غيررسمي هم ميزان مشارکت در تهران را 28
درصد اعلام کردند. همين مساله هم نگاه ها را به خود معطوف کرده است. در واقع توجه
بيش از حد به انتخابات تهران نسبت به ساير شهرهاي کشور به اين مساله برمي گردد که
کرسي هاي نمايندگي پايتخت در مجلس نقش اساسي را در تعيين خط مشي سياسي پارلمان در
ايران ايفا مي کند و هميشه رياست مجلس و پست هاي حساس مجلس بين نمايندگان تهراني
تقسيم مي شود. ضمن اينکه تهران سياسي ترين شهر ايران است و رفتار راي دهندگان در
اين شهر قدري متفاوت تر از رفتار راي دهندگان در ساير شهرهاي کشور به خصوص شهرهاي
کوچک تر است. به اين معنا که انگيزه هاي راي دادن در پايتخت کمتر از علايق شخصي،
قومي و فاميلي و بيشتر متاثر از ميزان رضايت آنان از عملکرد ساخت رسمي قدرت به خصوص
در قواي مقننه و مجريه است. بر اين مبنا مي توان از ميزان مشارکت مردمي در انتخابات
تهران به ميزان رضايت شهروندان پايتخت از عملکرد مسوولان پي برد. در اين راستا اگر
از انتخابات رياست جمهوري سال هاي 76 و 80 - که هر دو به پيروزي خاتمي منجر شد - و
انتخابات مجلس ششم - که به پيروزي اصلاح طلبان منجر شد - بگذريم سير حضور شهروندان
تهراني پاي صندوق هاي راي همواره با کاهش نسبي مواجه بوده است. قهر نسبي راي
دهندگان در پايتخت که از انتخابات دوم شوراها شروع شد تا به امروز تقريباً تداوم
داشته است و تنها در انتخابات 24 آذر سال 1385 بود که تا حدودي بهبود يافت. 24 آذر
سال 1385 انتخابات خبرگان و شوراها به صورت همزمان برگزار شد و استقبال راي دهندگان
در پايتخت تا حدودي قابل قبول بود. اما در انتخابات شوراهاي دوم، مجلس هفتم، رياست
جمهوري نهم و مجلس هشتم ميانگين مشارکت مردمي در تهران نسبت به ساير انتخابات با
کاهش مواجه شد.
ادامه مطلب...
1- حسین هاشمیان ، رفسنجان
2- قدرت الله علیخانی ، قزوین
3- محمدرضا تابش، اردکان
4- جمشیدانصاری ، زنجان
5- دکترپزشکیان ، تبریز
6- مهندس نریمان ، بابل
7- محمدرضا خباز ، کاشمر
8- یوسف نژاد ، ساری
9- پورفاطمی ، دشتستان
10- داریوش قنبری ، ایلام
11- امیرطاهرخانی ، تاکستان
12- انوشیروان محسنی ، نوشهر
13- علی اکبر اولیا ، یزد
14- حسین هاشمی ، میانه
15- ریحانی ، اهر
16- محمدعلی کریمی ، کرمان
17- ده مرده ، زابل
18- دهقانی ، ایرانشهر
19- مقیمی ، خمین
20- سنایی، نهاوند
21- اقبال محمدی ، مریوان
22- بهمن مرادنیا ، بیجار
23-حسین امیرخانی ، زرند
24- رضازاده ، شهربابک
25- نصیرپور ، سراب
26- اکبرنژاد ، تبریز
27- موید صدر ، خوی
28- فاضل موسوی ، خدابنده
29- موسوی ، اردبیل
30- تامینی ، رشت
31- صادق ، آستانه
32- هادی شوشتری ، قوچان
33- فرهنمد ، بافق
34- شریف حسینی، اهواز
35- عبداله کعبی ، آبادان
36- عزتی ، دهلران
37- کرمی ، سنندج
38- احمدرضا دستغیب، شیراز
39- داودمحمودجانی ، آباده
40- امینی ، کرمانشاه
41- شبانپور ، مرودشت
42- شهریاری ، بجنورد
43- ذوالقدر ، بندرعباس
44- علیرضا محجوب - تهران
45- فروزش ، زاهدان
46- پشنگ ، خاش
47- کدخداپور ، دشتی
48- کواکبیان ، سمنان
49- سجادیان،خواف و رشتخوار
50- افشاری ، داراب
51- ناصرآبادی ، کازرون
52- سعداله ناصری، زنجان
53- دلاور ، درگز
54- لاهوتی، لنگرود
55- میرزایی ، فومن
56- خالقی ، خلخال
57- اسدی، مشکین شهر
58- ترابی ، شهرکرد
59- رضایی ، جهرم
مدیریت مدرسه محور یا تصمیم گیری مشارکتی از ویژگی های بارز نظام های آموزشی در دهه اخیر به شمار می رود. این مهم، به ویژه در کشورهای پیشرفته جهان به دگرگونی های مهمی در روش های اداره و راهبری مراکز آموزشی و آموزشگاهی به وجود آورده است. آشنایی با این شیوه ها، رهبران آموزشی و آموزشگاهی را قادر می سازد تا تب رهبری سازمان خود را بسنجند و به عنوان قلب نمای علمی، حرکت خود را از برنامه روزی به برنامه ریزی تغییر داده، هم چنین به رفع ابهامات عملکردی بپردازند؛ در نتیجه اهداف و رسالت های مدارس را محقق سازند.
مدرسه محوری به این امر اشاره دارد که در فرآیند تصمیم گیری جامع و فراگیر، همه اعضای گروه به طور برابر شرکت داشته باشند.
لازم است اقتدار گروه هایی که در مدرسه تصمیم گیری می کنند، به وسیله سطوح سازمانی و سلسله مراتب آن حمایت شوند و مورد احترام قرار گیرند، لذا مدرسه محوری یا تصمیم گیری مشارکتی در مدرسه، یک بازنگری در مدارس به ویژه مدارس دولتی است که انحصار قدرت تصمیم گیری را از یک ناحیه مرکزی به یک مدرسه، به منظور بهبود عملکرد آن مدرسه به دنبال دارد. سوگیری این فرآیند به سمت افزایش دادن سطح دخالت و درگیری مدرسه در اداره مدیریت خود است. این فرآیند باعث توانمند شدن مدرسه برای ایجاد تصمیم گیری های آموزشی در مورد نیازهای یک مدرسه و کمک به استفاده موثر از منابع محدود مدرسه و تقویت مشارکت محلی در اداره امور مدارس است. به این ترتیب مدرسه محوری به دنبال تمرکز زدایی در نظام آموزشی و انتقال اختیار و قدرت تصمیم گیری به مدرسه، به وجود می آید.
فرآیند مدرسه محوری به افرادی که در آن مدرسه کار می کنند، اجازه می دهد تا جنبه های گسترده تری از موضوعات مدرسه ای که در آن کار می کنند را در نظر گرفته از انرژی خود به منظور بهبود و توسعه مدرسه، بیشتر استفاده کنند. به این ترتیب فهم تامل این که چگونه مدرسه محوری می تواند سودمند باشد، نیازمند مشخص کردن شرایط مورد نیاز برای برانگیختن و توانا کردن مدارس به منظور استفاده از قدرت تصمیم گیری خود و همچنین سازگار کردن نوآوری های متناسب و توسعه دهنده عملکرد مدرسه است.
● مشکلات اجرایی مدیریت مدرسه محور
از میان انواع مشکلات اجرایی که ظاهراً موجب تضعیف توان بالقوه مدیریت مبتنی بر مدرسه می شوند، عبارتند از: اجرای ضعیف، مقاومت، فقدان حمایت و محیط کار محدودکننده.
▪ اجرای ضعیف:
بی گمان، یکی از مشکلات اساسی جنبش مدیریت مبتنی بر مدرسه این است که بسیاری از نوآوری ها به صورت جزیی و ناقص اجرا شده اند. شماری از بازنگری های عمده درباره تصمیم گیری مشارکتی به این نتیجه رسیده اند که تمرکز زدایی آموزشی اغلب جزیی و ناکامل است. تعدادی از محققان به درجات آزادی بسیار محدود و دامنه محدود اقتدار تصمیم گیری مشارکتی اشاره کرده اند و به این واقعیت پی برده اند که مدیریت مبتنی بر مدرسه در عمل، غالباً با تعاریفی که حامیان آن ارائه کرده اند، مطابقت نمی کند، لذا ممکن است تصمیم گیری مشارکتی در این موارد موثر نباشد، زیرا هرگز و واقعاً برای تحقق آن تلاش نشده است. یکی از شاخص های اجرای ضعیف این است که اجتماعات پیرامون مدرسه به جای برخورداری از اقتدار ضروری باید بر تقاضاها و چشم پوشی های نواحی آموزشی و خط مشی های اتحادیه های مختلف برای اجرای تغییرات تکیه کنند.
ادامه مطلب...
محمود احمدی نژاد، روز دوشنبه با ارسال نامه ای تند به رييس مجلس از «اتهام» وارده به خود مبنی بر خودداری او از ابلاغ قوانين مصوب مجلس شديدا انتقاد کرد.
آقای احمدی نژاد در نامه خود امضاء و ابلاغ قوانين را از «وظايف اختصاصی رييس جمهور» دانسته و ابلاغ سه قانون برای اجرا از سوی حداد عادل را« نقض آشکار اصل ۱۲۳ قانون اساسی» عنوان کرده است.
وی خطاب به حداد عادل نوشته است: «اين اقدام شما مستلزم نسبت دادن استنکاف و خودداری رييس جمهور از ابلاغ قوانين است که مطابق مستندات ارائه شده به جنابعالی، نسبتی کاملاً ناروا است. کافی بود با مراجعه به سوابق و بايگانی مجلس شورای اسلامی، رونوشت ابلاغ قوانين را ملاحظه می نموديد.»
مجلس شورای اسلامی روز يکشنبه، اول ارديبهشت ماه، در سايت رسمی خود توضيحاتی در مورد«نامه رييس مجلس شورای اسلامی به روزنامه رسمی کشور برای چاپ سه قانون مصوب مجلس» ارائه کرد.
ادامه مطلب...



