صابونهای جامد خود باعث انتقال بیماری هستند. چون میکروبهایی که به صابون جامد منتقل شدهاند به نفر بعدی منتقل میشوند. به همین دلیل انتظار داریم که از طریق تبلیغات به مردم در مورد رعایت بهداشت فردی و عمومی آگاهی داده شود
پرسش: در ابتدا از تجربه خود در زمینه بیماری وبا در ایران بفرمایید.
حدود 43 سال پیش که اپیدمی وبا در تهران و ایران وجود داشت من در بیمارستانها مسوول درمان وبا بودم. در سال 1358 هم که وبا و شبه وبا شیوع پیدا کرد در ایران من به عنوان مسوول بخش وبای التور، مسوولیت کلی درمان وبا را برعهده داشتم. اکنون نیز با توجه به مسوولیتی که در جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران دارم از طریق همکارانم در شهرستانها اطلاعات زیادی به دست من میرسد. همچنین در جریان برگزاری سمپوزیومها و کنگرهها هم اطلاعات لازم را دریافت میکنم.
چند نوع وبا داریم؟ کدام نوع خطرناکتر است؟.........
نوع وبا بسته به اینکه در کدام کشور پاندمیک است دستهبندی میشود. وبا در کشور افغانستان مشاهده میشود, در کشور پاکستان همواره به صورت پراکنده وجود داشته و در هندوستان و عراق هم شایع است.
40 سال پیش ما خوشحال بودیم که از طریق سازمان بهداشت جهانی و وزارت بهداشت و درمان ایران از صورت آندمیک درآمد و میکروب وبا ردیابی نشد. اما مدتی است که موارد معدودی گزارش شدهاند و اکنون هم به صورت پراکنده در ایران مشاهد میشود و شایع ترین جاهایی هم که وبا دیده شده مکانهایی است در آن که جمعیت بیشتری وجود دارد و رعایت بهداشت هم مطلوب نیست.
چه عاملی باعث بروز این بیماری میشود؟ راههای ابتلای به وبا؟
بیشتر موارد وبا ناشی از میکروبی است به نام ویبریون (ویبریوکلرا) وبا که میکروبی خمیده شکل و مقاوم است و از طریق مدفوع انسانی، خوردن سبزیجات و آب و مواد غذایی آلوده به انسانهای دیگر منتقل میشود. شخصی که به بیماری وبا مبتلاست هر بار که به توالت میرود، میلیونها میكروب از او دفع میشود. چون در ایران افراد با دست خود را تمیز میکنند وقتی فرد مبتلا از توالت خارج میشود هر وسیلهای را که از آن استفاده میکند، از دستگیره در تا صابون، به میكروب وبا آلوده میکند. صابونهای جامد خود باعث انتقال بیماری هستند. چون میكروبهایی که به صابون جامد منتقل شدهاند به نفر بعدی منتقل میشوند. به همین دلیل ما انتظار داریم که از طریق تبلیغات به مردم در مورد رعایت بهداشت فردی و عمومی آگاهی داده شود و مثلاً توصیه شود که از صابون مایع استفاده کنند.
تا چه حد مسری و سرایت آن آسان است؟
بیماری وبا بسیار آسان سرایت پیدا می کند. به ویژه اگر فرد از لحاظ جسمانی ضعیف باشد و در معرض میكروب وبا قرار بگیرد احتمال ابتلای او زیاد است. اما اکثر کسانی که بهداشت را رعایت میکنند و بدن ایمنی دارند ممکن است که میكروب وارد بدن آنها بشود ولی به وسیله اسیدهایی که در معده ترشح میشود از بین میرود. بیشتر کسانی که از نظر دستگاه گوارشی دارای ضعف ایمنی هستند و یا داروهای آنتی اسید برای درمان زخم عثنی عشر و یا معده مصرف می کنند، بیشتر آمادگی ابتلا به وبا را دارند.
علایم این بیماری چیست؟
علایم وبا در ابتدا به صورت یک اسهال ساده و دل درد خفیف است. اگر شخص دیر به پزشک مراجعه کند به دلیل شدیدتر شدن اسهال و در نتیجه کاهش آب بدن دچار خشکی بدن و پوست میشود. همزمان میتواند که تب و سردرد داشته باشد. چون مقدار زیادی الکترولیت، سدیم، پتاسیم، کلسیم و مواد ضروری برای بدن از طریق مدفوع دفع میشود. فرد بیمار ممکن است علایم کمبود این مواد را از جمله سرگیجه، ضعف عمومی بدن و تپش قلب هم پیدا کند. در نهایت اگر درمان صورت نگیرد میتواند به فوت بیمار بیانجامد.
راه های پیشگیری چیست؟
توصیه میکنم که از خوردن مواد غذایی مانند سالاد و سبزیجات در مکانهایی که نمیشناسیم، خودداری کنیم. میوهها حتماً شست و شوی کامل بشود و آن دسته را که میتوان بدون پوست خورد، حتماً پوست بکنیم. خربزه و هندوانه هم قبل از مصرف باید شسته شوند. سبزیجات را حتماً با پرکلرین ضدعفونی کنیم. از مایع ظرفشویی هم میتوان برای شستن کاملتر میوهها و از بین بردن لایه چربی روی آنها استفاده کرد. آن گروهی که از آب چاه استفاده میکنند حتماً باید آن را بجوشانند. از آب مانده هم کمتر استفاده کنند چون احتمال رشد میكروب در آب مانده بیشتر است. در راههای مسافرتی هم از نوشیدن آب معمولی و غذای رستورانها خودداری شود. اکنون گروهی از افغانها بدون گذرنامه وارد کشور میشوند و در منازل کار میگیرند که باید نسبت به سلامت آنها اطمینان حاصل کرد و در صورت بیمار بودن آنها سریعاً به درمانگاه ارجاع داده شوند.
راههای درمان؟
راه درمان وبا بسیار آسان است. اگر در ساعتها و روزهای اول ابتلا به پزشک مراجعه شود با آنتی بیوتیک و سرم درمانی قابل درمان است. فرد مبتلا به وبا ممکن است در همان روزهای اول ابتلا چند لیتر آب بدنش را از دست بدهد بنابراین پزشکانی که با این بیماری آشنایی دارند سریعاً دو تا رگ از بیمار میگیرند و سدیم و پتاسیم لازم و همچنین آنتی بیوتیک را به بدن بیمار میرسانند.
اما متاسفانه برخی در ابتدا اقدام به خود درمانی میکنند و از داروهای گیاهی استفاده میکنند که باعث تاخیر در درمان می شود. من یادم است که اولین فردی که در سال 1348 در ایران در اثر ابتلا به وبا فوت کرد پزشکی از ورامین بود که اقدام به درمان خودش کرده بود و متاسفانه روشهای درمانی او کافی نبود و درگذشت.
گسترش وبا در ایران و مرگومیر ناشی از آن، چه در گذشته و چه درحال حاضر، چگونه بوده است؟
در دو دوره شیوع وبا در ایران در سالهای 1347 و 1358 که من مستقیماً شاهدش بودم، آمار مرگ و میر خیلی بالاتر از حال حاضر بود. در مورد اخیر خوشبختانه چون خیلی سریع موارد وبا تشخیص داده شد، وزارت بهداشت و درمان با آگهی هایی که در تمام درمانگاهها و بیمارستانها داده، همه پزشکان را نسبت به شیوع این بیماری آگاه کرده است که به محض مراجعه بیماری با اسهال شدید چه دستورالعملی را دنبال کنند.
در حال حاضر بیشتر روستاها و شهرهای کوچک ایران به درمانگاه و پزشک مجهز هستند به شرطی که بیمار مراجعه کند. اما متاسفانه در برخی روستاهای دورافتاده بیمار دیر به پزشک مراجعه میکند و باعث میشود که درمان به موقع انجام نشود و از بین برود در حالی که ماموران بهداشت هم از آن مطلع نیستند.
آیا این بیماری واقعاً تا این حدخطرناک است که تمام مردم را دچار اضطراب کند؟
بالاخره در این گونه موارد آگاهی دادن لازم و ضروری است. البته نیازی به ایجاد اضطراب نیست اما نمیتوان آگاهی نداد. اکنون تمام جراید و رسانهها موضوع خطر وبا را به گوش غالب مردم رساندهاند. همین دادن آگاهی باعث شده است که گسترش وبا محدود شود به ارقام دو رقمی در شهرها. وقتی ما اعلام میکنیم که یک فرد مبتلا میتواند صدها نفر را آلوده کند میبینیم که شمار افراد آلوده به وبا خیلی محدود است. در حالی که ارقام 40 سال پیش خیلی بالا بود.
خبر شیوع بیماری وبا در بچهها تاثیرات منفی زیادی گذارده است و اکثر آنان دچار استرس هستند. آیا این مساله بهزودی برطرف میشود؟
متاسفانه بچهها و کودکان زودتر به این بیماری دچار میشوند و خطرات این بیماری برایشان زیادتر است. چون كه قدرت دفاعی بدنشان کمتر است. در کشورهایی که وبا به صورت آندمیک است، معمولاً افراد بزرگسال به دلیل گرفتن این بیماری در زمان بچگی، تقریباً در برابر وبا مقاوم هستند. ولی بچهها به دلیل اینکه ایمنی شان کمتر است بیشتر مبتلا میشوند. در بعضی خانوادهها گاهی بچهها که اسهال میشوند، به عنوان اینکه رودل کرده و یا اینکه غذای سنگین خوردهاند، چند ساعتی پدربزرگ و مادربزرگها شروع می کنند به درمانهای اولیه که در خانه وجود دارد. این موضوع خطر را برای بچهها بیشتر میکند.
مسافرت برویم یا نه؟
مسافرت کردن در صورت رعایت کردن شرایط بهداشتی مشکلی ندارد. شما وقتی که دارید با ماشین خود مسافرت میکنید, از مصرف مواد غذایی در بین راه و مصرف آب آشامیدنی آلوده خودداری میکنید با افراد غریبه دست نمیدهید, رو بوسی نمیکنید، به این بیماری مبتلا نخواهید شد. همچنین کوشش شود که از سفر به مناطق آلوده مثل اطراف قم و کرج خودداری کنید و یا بعضی از مناطقی که در شرق ایران وجود دارد.
آیا می توان به آب آشامیدنی تهران اعتماد کرد؟
در هر آبی که پرکلرین مصرف شده باشد این میکروب از بین میرود. در نتیجه به دلیل اینکه در آب آشامیدنی تهران و تمام مناطق و شهرستانهای ایران مرتباً پر کلرین اضافه میشود این خطر وجود ندارد. زمانی که پرکلرین استفاده نمیشود و یا از آب چاه به شکل مستقیم استفاده میشود و یا هم اینکه آب این چاه نزدیک فاضلاب است، خطر آلودگی آب بیشتر است. اما با توجه به هشدارهایی که درحال حاضر مرتباً داده میشود، پرکلرین به آب اضافه شده و آب آشامیدنی در معرض خطر نیست.
آیا جوشاندن آب، برای آشامیدن کافی است، یا حتماً باید از آب معدنی استفاده کنیم؟
هر دو را میتوان مصرف کرد. آبی که در حدود دو سه دقیقه جوشانیده شده باشد و همچنین آبهای معدنی که در ایران ارزان است، میشود از هر دو استفاده کرد. یعنی از هردو بدون احساس نگرانی میشود استفاده کرد.
درخصوص استفاده از آبمعدنی به جای آب لولهكشی چطور؟
مسالهای که باعث نگرانی است موضوع بازیافت ظروف پلاستیکی است. چرا که شاهد جمع آوری ظروف پلاستیکی به بدترین شکل از لابه لای زبالهها هستیم.
آب معدنی را معمولاً در ظروف سفید رنگ و یا بیرنگ میریزند. معمولاً ظروف بازیافتی ، وقتی که پلاستیک باشد، رنگین هستند. از آنجا كه در بطریها هم رنگ مشخص میشود و نمیتوانند آب را به شکل بیرنگ, بیرون بدهند, پس مطمئن باشند که ظروف پلاستیکی که آب در آن پر شده بی خطر است.
یکی از راههای پیشگیری از ابتلا به وبا جوشاندن آب است. آیا نوشیدن آب جوشیده(بهعنوان آب آشامیدنی) در دراز مدت برای دستگاه گوارش مضر نیست؟
اصلاً ضرر ندارد. آب جوشانده شده که خنک مصرف شود هیچ چیزش را از دست نمیدهد. همه املاحش سر جایش است .
آیا وارد شدن و یا خوردن احتماًلی آب استخر (اگرآلوده باشد به هرطریق) به دهان و معده باعث گرفتن وبا میشود درحالی که به همین دلیل کلر بسیار زیادی در استخر ریخته میشود؟
اصولاً اگر استخر آلوده باشد امکان مبتلا شدن به هر بیماری وجود دارد حتی بیماریهای خطرناک تر از وبا. بنابراین باید از استخرهایی استفاده کرد که موارد بهداشتی را بسیار خوب رعایت میکنند. با توجه به اینکه در اکثر استخرها پر کلرین میزنند و کلر میریزند هیچ میكروبی در آن نمیماند.
دو عامل نگران کننده وجود دارد یکی خود بیماری وباست اما نگران کنندهتر آن است که در سال ۷۷ یازده هزار نفر مبتلا شدند و کسی به مردم خبر نداد و امسال70 مورد داشتهایم و به ما اعلان خطر شد, آیا وضعیت وخیمتر از این گزارشهاست؟
به نظرم میرسد که مامورین وزارت بهداشت بیشتر نگران هستند. این هشدارهایی را که میدهند بیشتر به این دلیل است که میخواهند مسایل بهداشتی رعایت شود. بعضی اوقات ممکن است مریضی در روستایی باشد و ماموران بهداشت خبر نداشته باشند. اما آمارهایی که از طریق درمانگاهها و بیمارستانها به وزارتخانه ارجاع میشود همین است که میشنویم یعنی در حدود یکصد و چند نفر تا امروز. بنابراین باید اطمینان کرد. اگر هم بیایند و بگویند ارقام بیشتر از این است، احساس ترس و وحشت ایجاد میشود.
آیا کسانی که قبلاً واکسن وبا تزریق کردهاند باز هم در معرض ابتلا به این بیماری قرار دارند؟
ببینید میگویند که حتی سازمان بهداشت به واکسن وبا اعتقادی ندارد متاسیونهایی که در میكروب "ویبریون وبا" ایجاد میشود، ممکن است در واکسنی که تزریق میشود، وجود نداشته باشد. ولی به هر حال اگر واکسنی را که میزنند مربوط به همان نوع وبایی باشد که در همان موقع به صورت اپیدمی است، موثر خواهد بود. ولی چون الان انواع مختلفی از وبا وجود دارد مثل پاکستانی، عراقی و هندی، این است که ممکن است زیاد موثر واقع نشود.
با پخته شدن مواد غذایی از جمله گوشت, مرغ, سبزیجات و ... از انتقال بیماری جلو گیری میشود یا خیر. همچنین اگر مواد با مایع ظرفشویی ضدعفونی شوند آیا جذب مواد غذایی میشود یا خیر؟
این موادی که میزنند ضدعفونی نمیکند بلکه چربیهای روی سبزی را شل میکند و در نتیجه آبكشی بعدی به راحتی میكروبها از سبزیجات و میوهها جدا میشود. مواد شوینده هم جذب مواد غذایی نمیشود چرا که هم مقدارش کم است و وقتی آب میریزیم همهاش از بین میرود. بنابراین جذب نمیشود.
آیا ماهیان داخل رودخانه هم آلوده به وبا هستند؟
متاسفانه, چون ماهیهایی که درحال حاضر پرورش میدهند در آبهای راکد بزرگ میشوند و میكروب این بیماری در آبهای بسته نشو و نما میکند، این ماهیها از نظر اپیدمولوژی میتوانند انسانها را به این بیماری آلوده کنند .
آیا مسافرانی که از کشورهای خارجی به ایران مسافرت میکنند باید نگران احتمال ابتلا به وبا باشند؟
نه اصلاً ترسی وجود ندارد. صد نفر در بین 70میلیون که رقمی نیست. بیماریهای خطرناکتری وجود دارد مانند ایدز و هیپاتیت. فقط میخواستم توضیح بدهم که این بیماری از راه قلیان و سیگار مشترکی که باهم می کشند نیز منتقل میشود.
باکتری وبا تا چه مدت در محیط بیرونی به حیات ادامه میدهد. مثلاً شیر آبی که دهان شخصی مبتلا به وبا به آن خورده، تا چه مدت میتواند عامل انتقال باشد؟
در محیطهای آلوده و مرطوب این میكروب برای چند روز باقی میماند. ولی در محیطهای خشک به زودی از بین میرود.
آیا وبا از راه تماس کوتاهی مثل دست دادن و یا استشمام بازدم فرد بیمار یا لمس کردن وسایل آن فرد هم انتقال مییابد؟
از طریق هوا منتقل نمیشود ولی از طریق دست دادن با دست آلوده امکان انتقال آن وجود دارد.
از لحظهای که میکروب وبا وارد بدن انسان شود تا لحظهای که مبتلا به این بیماری شویم چه مدت زمان طول میکشد ؟
از چند ساعت تا یکی دو روز.
تا زمان دسترسی به پزشک چه باید كرد؟ درمورد کودکان خردسال چه کنیم؟
باید مقداری زیاد مایعات مصرف کنیم از استفراغ نترسیم آب را با کمی نمک مخلوط و در سریعترین فرصت به پزشک مراجعه کنیم.
کسی که مبتلا میشود چه کارهایی را باید انجام داده و چه کارهایی را نباید انجام دهد؟
کسی که مریض است باید از خوردن غذاهای سنگین و پرخوری جلوگیری کند و خود را سریعتر به پزشك برساند.
اگر علایم بیماری ظاهر شد چه کنیم؟ کدام بیمارستان در تهران در این زمینه قوی است؟
به اولین پزشک باید مراجعه کرد. شخص خاصی نیست. البته بیمارستانهای دولتی خیلی بهتر است. ولی همه اورژانسها آماده کمک به بیماران هستند. روزنامه آسیا
اسفنديار رحيم مشايي در کابينه مي ماند. اين شايد روشن ترين پيامي بود که محمود احمدي نژاد در خلال سفر به ترکيه با رفتارش به منتقدان معاونش ارسال کرد چرا که وي هنگام اين سفر رحيم مشايي را دقيقاً کنار خود قرار داد و اين اقدام نيز معناي خاص خود را داشت. دو روز پس از آنکه 200 نماينده مجلس، تشکل ها و نهادهاي بسيجي دانشگاه ها و چهره هاي متنفذ جناح اصولگرا نظير محمدرضا باهنر خواستار استعفاي معاون رئيس جمهور به خاطر «اظهار دوستي با اسرائيل» شدند، احمدي نژاد رحيم مشايي را به عنوان يکي از همسفران خود به ترکيه برگزيد و دوشادوش وي در کنفرانس ها و نشست هاي رسمي حاضر شد تا هم به منتقداان مشايي پاسخ دهد و هم بار ديگر حمايت خود را از معاونش علني کند. اسفنديار رحيم مشايي معاون 48ساله احمدي نژاد در روزهاي اخير با مطرح کردن عقايد خود درباره اسرائيل و امريکا خشم اصولگرايان را برانگيخته است تا جايي که منتقدان اصولگرا با کنايه از او به عنوان «اسفنديار رويين تن» کابينه ياد مي کنند. مشايي چندي پيش با اظهار دوستي به مردم اسرائيل واکنش هايي را برانگيخت که البته با تکذيب اين اظهارات از سوي خبرگزاري فارس به بوته فراموشي سپرده شد. اما تکرار دوباره اين سخنان با تاکيد بر اينکه «وي به اظهاراتش افتخار کرد و ديگران به نقل از او اين اظهارات را تکذيب کرده اند» جملاتي در حمايت از مردم اسرائيل بر زبان جاري ساخت و با قيد «هزارباره» عقايد خود را مورد تاکيد قرار داد تا اظهارات قبلي نيز از بايگاني خارج شود.لحن جسورانه مشايي بيش از متن اظهاراتش منتقداني را که بيشتر از جنس اصولگرايان بودند برآشفته تا آنجا که بيش از 200 نماينده مجلس با امضاي بيانيه يي خواستار کناره گيري وي از سمت خود شدند. بسيج دانشجويي دانشگاه در نامه سرگشاده يي خطاب به احمدي نژاد مشايي را «پاشنه آشيل دولت» توصيف کرد و محمدرضا باهنر اعلام کرد «استعفا» حداقل کاري است که مشايي مي تواند بابت عذرخواهي سخنانش انجام دهد. انتقاد از اين اظهارات به تريبون نماز جمعه هم کشيده شد و سيداحمد خاتمي از مشايي خواست اظهاراتش را پس بگيرد و از مردم عذرخواهي کند در حالي که منتقدان که اغلب از جبهه حاميان دولت و گروهي اصولگرا بودند در متن بيانيه ها و اظهارات گزينه «استعفا» را ترجيع بند درخواست وي ساخته بودند.رحيم مشايي تنها به نوشتن ندامتنامه يي خطاب به حدادعادل اکتفا کرد و از محو اسرائيل در آينده نزديک سخن گفت تا اندکي از بار هجمه ها بکاهد. اما در چنين شرايطي احمدي نژاد به ياري معاونش آمد تا حسن نيت خود را به وي نشان دهد.اسفنديار رحيم مشايي طي دوره مديريت محمود احمدي نژاد طي سال هاي 82 و 83 در شهرداري تهران، معاونت اجتماعي شهرداري تهران را برعهده داشت. او در آستانه انتخابات رياست جمهوري سال 84 با حفظ سمت به رياست سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران منصوب شد و طي انتخابات نيز از اعضاي اصلي ستاد و تيم محمود احمدي نژاد به شمار مي رفت.وي پس از به قدرت رسيدن احمدي نژاد به معاونت رياست جمهوري ارتقا يافت و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري شد.اعتماد

آيا جدال انتخاباتي ميان دو دولت اسبق و فعلي کشور جنبه آشکار به خود گرفته است؟ چرا که هنوز دو روز از اتمام حجت هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس مجلس خبرگان با محمود احمدي نژاد نگذشته بود که او در يک سخنراني ديگر در جمع دانشجويان، حملات آشکار ديگري را عليه ضعف مديريتي دولت احمدي نژاد به راه انداخت تا به همگان نشان دهد اظهارات سه شنبه هفته گذشته اش مبني بر اينکه دوران سه ساله مدارا با دولت تمام شد، واقعي بوده و او قصد دارد با عيان ساختن خصوصيات و ويژگي هاي رفتاري دولت محمود احمدي نژاد بيش از گذشته در راستاي انتقاد عملي از عملکرد دولت گام بردارد. البته حاميان دولت محمود احمدي نژاد هم بيکار نمانده و آنان نيز طي چند روز گذشته با فعال کردن تريبون هاي رسمي در اختيار خود انتقادات سختي را عليه عملکرد هاشمي رفسنجاني در دوران هشت ساله رياست جمهوري اش به راه انداخته اند. به گونه يي که اکنون بسياري مناقشه به وجود آمده را جدال انتخاباتي دو دولت اسبق و فعلي مي دانند که از قضا حاميان هر دو دولت تمام امکانات خويش را به کار گرفته اند تا در انتخابات رياست جمهوري سال آينده گزينه مورد نظر خود را به مقام رياست جمهوري برسانند. از همين زاويه بود که هاشمي رفسنجاني استارت مناقشه را زد و در اظهارنظري غيرمنتظره گفت؛ بنا به توصيه مقام معظم رهبري مدتي را با دولت مدارا کرديم و اکنون زمان مداراي سه ساله با دولت به پايان رسيده است. هاشمي رفسنجاني دو روز بعد از اين سخنان طي يک سخنراني ديگر در جمع دانشجويان عضو جامعه اسلامي دانشجويان علت مشکلات فعلي کشور نظير قطع گاز در زمستان، قطع برق در تابستان و نيز صف هاي طويل بنزين را صرفاً ناشي از نوع مديريت دولت فعلي دانست و گفت؛ اين گونه که کشور دارد اداره مي شود نمي توانيم راضي باشيم که مسلمانان خوبي هستيم يا الگوي جهاني شويم، تعارف که نداريم کشوري با اين سرمايه عظيم نبايد در زمستان دچار قطع گاز و در تابستان دچار قطع برق شود و مردم ساعت ها وقت خود را در پمپ بنزين ها بگذرانند، در حالي که ما صاحب اين راه هستيم بديهي است که اين مسائل و مشکلات به ضعف مديريت برمي گردد.وي ادامه داد؛ در مساله سياست خارجي نيز همين گونه است و در مسائل فرهنگي نيز همين است، فقط شعار زيادي داده مي شود، ولي در عمل ضد فرهنگ عمل مي شود.هاشمي رفسنجاني تصريح کرد؛ اکنون ديگر مي طلبد که اهل دانش، افکار و راهکارهاي خود را براي اداره کشور مطرح کنند.به اين ترتيب صريح تر شدن بيانات انتقادي هاشمي در کنار توصيه او مبني بر اينکه اهل دانش آماده باشند تا راهکارهاي خود را براي اداره کشور ارائه دهند نشان از آن دارد که رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از يک سو اعتقاد دارد پشت پا زدن دولت محمود احمدي نژاد به کارشناسان و نخبگان کشور و حذف گسترده آنان از عرصه مديريت کشور علت به وجود آمدن بسياري از مشکلات فعلي است و از سوي ديگر هاشمي اميد چنداني ندارد مبني بر اينکه دولت در عملکرد خود تجديدنظر کرده و براي مديريت کشور به جاي استفاده از روش هاي آزمون و خطا به روش هاي علمي و مدرن رو بياورد. ظاهراً از ديدگاه هاشمي بهترين چاره کار در آماده باش نيروهاي علمي و باتجربه اما حذف شده از بدنه مديريتي کشور است تا با جابه جايي دولت در سال آينده راه بازگشت آنان نيز فراهم شود.
ادامه مطلب...
ظهور فناوری اطلاعات و ارتباطات در عرصهجهانی و رهآوردهای آن مانند کامپیوتر، اینترنت و ..، تحولات شگرفی را در نظام آموزشی جهان ایجاد کرد
و در این امر تلاش کشورها را در جهت ایجاد پارادایمهای نوین آموزشی برانگیخت به گونهای که همه نظامهای آموزشی جهان را دستخوش تغییرات کرد.
شاید نتوان گفت این تغییرات در همه جا یکسان بوده ولی هیچ نظامی از آن مستثنی نیست. پیشرفت فنآوری منجر به تغییر در شیوهها، تفکرات، نوع رفتارها، فرهنگ و اقتصاد در آموزش شد.
نظامهای آموزشی از سنتی به سوی آموزشهای غیر رسمی و مجازی تغییر یافتند بهگونهای که میتوان گفت امروزه معلم محوری در مدارس جای خود را به فراگیر محوری داده است و دانش آموزان مسؤلیت یادگیری خود را بر عهده میگیرند.
با تنوع فراوان در نیازها و علایق دانش آموزان ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات توانست پاسخگوی استانداردهای آموزشی با توجه به شرایط متفاوت برای یادگیری در عرصه جهانی باشد، به گونهای که:
- دیگر آموزشها بر پایه خواندن و نوشتن نخواهد بود، بلکه مهارتهای فناوری اطلاعات و ارتباطات آموخته میشود.
- دانش و یادگیری دانشآموزان محدود به زمان و مکان خاص نیست و به فرای مرزها و محدودیتها گسترش مییابد.
- حضور فیزیکی معلم و شاگرد در سرکلاس ضروری نخواهد بود.
- آموزشهای انفرادی مطابق با استعدادها و توان دانش آموزان امکانپذیر خواهد بود.
- امکان انجام آزمایشهای مجازی برای دانش آموزان فراهم میشود.
- محتوای آموزشی انعطافپذیر خواهد بود و انگیزه برای یادگیری را افزایش میدهد.
- با ادغام فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی فراگیران انگیزه بیشتری در یادگیری خواهند داشت.
- مطالب و محتوای مورد نیاز از طریق شبکه عظیم جهانی (اينترنت) و منابع مختلف در دسترس خواهد بود.
- دانشآموزان از منابع مختلف میتوانند جهت انجام کارهای گروهی و پروژههای خود استفاده کنند و ارزشیابی مداد کاغذی به سوی پروژهای سوق داده میشود.
- معلمان نقش یک راهنما و تسهیلگر را در فضای داخلی کلاس و در عرصه بینالمللی رقابتهای علمی میکنند و با استفاده از تکنولوژی و فناوری در روش تدریس مؤثرتری خواهند داشت.
- کتابهای الکترونیکی، اینترنت در کنار کتابهای درسی منجربه غنی شدن یادگیری میشوند. محتوای آموزشی متنوع و انعطافپذیرخواهد بود و براساس نیازهای دانش آموزان در دسترس قرار میگیرد و آنها در یادگیری محتوای آزادی عمل خواهند داشت.
- محیطهای آموزشی مجازی به وجود خواهد آمد که در آن یادگیری، ارتباط با معلم و سایر افراد و تبادل اندیشهها در هرزمان و مکان صورت میگیرد و فرصتهای آموزشی برای دانش آموزان بدون توجه به رده سنی و جنسی فراهم میشود.
لازمه تطبیق دادن دانشآموزان با این شرایط این است که آنها مسؤلیت یادگیری خود را برعهده گیرند و در یادگیری خود آزاد باشند. فراگیران میبایست افرادی خودراهبر، مسؤلیتپذیر و مستقل باشند و به ارزشیابی دانستههای خود بپردازند و بر روند کاریشان نظارت داشته باشند در این صورت است که میتوانند از میزان پیشرفت خود آگاهی پیدا کنند.
دانش آموزان یاد میگیرند به جستجوی نیازهای خود باشند و شیوه صحیح آموختن را بیاموزند و میتوانند به ارزیابی میزان یادگیری خود بپردازند و بازخوردهای پیدرپی از روند کاری خود را دریافت کنند در این صورت است که برای یادگیری بیشتر تلاش میکنند.
با توجه به حجم اطلاعات زیاد و استفاده از نوآوری در جهت دسترسی همه به آن و کیفیت آموزشی میبایست استفاده از آن در کشور ضروری شود و در این راستا باید دیدگاههای فلسفی، اعتقادی، ارزشی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی را در نظرداشته باشیم و یک چشم انداز جدیدی برای آنها تعریف کنیم.
در نتیجه سیاستگذاران در زمینههای:
اجتماعی (افزایش سطح آگاهی مردم و حقوق شهروندی)
فرهنگی (نحوه استفاده و فرهنگسازی)
اقتصادی(امکان دسترسی همگان به آن)
فنی (گسترش وب سایتها و شبکههای مخابراتی و ارتباطی)
آموزشی (فراهم آوردن مقدمات استفاده از فنآوری در کلیه دورههای تحصیلی آموزش معلمان و مربیان و دانش آموزان، ادغام فناوری با برنامههای درسی)
میبایست برای نهادینه کردن فناوری اطلاعات و ارتباطات بستر مناسبی را فراهم کنند. در این صورت است که با به کارگیری فنآوری، دسترسی آسان به اینترنت، نرم افزارهای تدریس و دسترسی به سایتهای علمی و آموزشی گوناگون، برقراری ارتباط و تشریک مساعی و تبادل علمی بین دانش آموزان فراهم خواهد شد، که خود در خود فراگیری و خود کنترلی دانش آموزان نقش بسزایی خواهد داشت.همشهريآنلاين - بهارك طالبلو

یکی از
مشاورین رییس جمهور قریب چهار ساعت مهمان من در دفتر حیّان بود. ایمان عجیبی به
احمدی نژاد داشت و آمده بود تا شاید مرا به راه راست هدایت کند! از کرامات او
میگفت و اینکه او را امام زمان (عج) آورده است و قبل از انتخابات میدانست
که رئیس جمهور میشود!
با او
ازکاستی ها و سوءمدیریت گفتم که در این مختصر نگنجد، اما برای ایشان خاطره ای از
ملاقات با کرباسچی ( به عنوان شهردار تهران ) و احمدی نژاد ( به عنوان شهردار
تهران) نقل کردم که نقدی ظریف داشت ، مشارٌالیه نقد را کاملاً وارد دانست و برای آن
دفاعی نداشت، حکایت ملاقات من با دو شهردار چنین است .
ملاقات با کرباسچی :
با دفتر
شهردار تماس گرفتم و خواستار ملاقات با او شدم ، وقت ملاقات ساعت 9 صبح تعیین شد -
شاید ساعت پیک کار اداری باشد - رأس ساعت مراجعه کردم ، ورودی طبقه همکف گویا
انتظار مرا داشتند. بدون توقف با ادب و احترام به آسانسور راهنماییکردند و
راهی طبقه ششم شدم ، پس از خروج از آسانسور بدون معطلی به اتاق منشی راهنمایی و پس
از خوش آمد گویی منشی شهردارکه در اتاقی حدوداً 20 الی 30 متری مستقر بود به اتاق
شهردار وارد شدم ، اتاقی قریب 80 الی 100 مترمربع با نوری ملایم ، آقای کرباسچی به
استقبال آمد و پس از سلام و تعارفات رسمی در مبلمان مقابل میز کار ایشان
جایگرفتیم ، قریب یک ساعت از طرحهای فرهنگی و اطلاع رسانی پزشکی برای کلان شهر
تهران سخن گفتم و او با حوصله و دقت گوش داد. در این مدت کسی جز برای پذیرایی
چای وارد اتاق نشد و رشته سخن را قطع نکرد. نمیدانم چرا ، اما در نهایت با
استدلال منطقی و ادب بیان داشت که در حوزه های مذکور قصد ورود ندارد و سیاست فعلی
شهرداری نیست و اولویت های مهمتری دارند. هر چند کرباسچی با هیچ یک از طرحهای
فرهنگی و اطلاع رسانی من موافقت نکرد اما آرامش او در کار برایم یک الگوی مدیر موفق
بود و درسی از مدیریت ، پس با کوله باری تجربه مفید از مدیریت و هنر«نه» گفتن از
دفترشهردار خارج شدم .
ملاقات با احمدی نژاد :
بارها و
بارها با دفتر شهرداری تماس گرفتم ، امکان تماس حاصل نمیشد ، شهردار نبود یا
سرش شلوغ بود ، در نهایت با واسطه و رابطه یکی از بزرگان موفق به تماس با او شدیم ،
وقت ملاقات ساعت 8 شب تعیین شد ، خارج از ساعت اداری ! ، ابتدا برایم عجیب بود اما
بعد دیدم قرار ملاقات 12 شب هم دارد ! راس ساعت 8 شب به دفتر شهرداری تهران رسیدم.
نگهبان طبقه اول از ادب سابق برخوردار نبود. ظاهراً هماهنگ هم نشده بود. مدتی منتظر
شدیم تا با دفتر شهردار تماس بگیرد و پس از تایید ، با آسانسور به طبقه پنجم هدایت
شدیم. در راهروی مقابل آسانسور یک میزکار و یکدست مبلمان برای مراجعین در نظرگرفته
بودند. جوانی که به ظاهر سپاهی بود از ما استعلام هویت کرد و سپس گفت منتظر بمانید
و کتابهایی که همراه داشتیم را گرفت که برای تخریب ! ببرد . ابتدا از تعبیر ایشان
که کتابها را بدهید برای تخریب آزرده خاطر شدم . اما بعد خدا را شکر کردم که به
بهانه تخریب از بار سنگین کتابها راحت شدم و هنگام ورود به دفتر شهردار با دست خالی
می توانم با او مصافحه کنم. پس از مدتی انتظار و عبور از تونل X-Ray به طبقه ششم راهنمایی شدیم ، باز در راهروی
مقابل آسانسور میز کار و یک ست مبلمان برای ارباب رجوع تعبیه شده بود و باز انتظار
تا شهردار آماده ملاقات شوند .
شاید ساعت
30/8 دقیقه بود که از یک کوریدر باریک که به زحمت در آن سه میز کار جای داده بودند
و سه نفر منشی بصورت کتابی از لای میزها به صندلی خود میرسیدند عبورکردیم و به
همان اتاق منشی سابق - که آقای شهردار برای تظاهر به مردمی بودن و ترک تجملات در آن
مستقر بود- رسیدیم ! سلام کردیم ، کسی در اتاق نبود، یک میز کار در محل میزکار سابق
منشی و یک دست مبلمان هفت نفره برای ملاقات با ارباب رجوع در اتاق دیده می شد .
تقریباً روی 5 مبل انباشت پرونده ها بود و چون ما دو نفر بودیم با همکاری منشی یک
مبل را از پرونده خالی کردیم تا بتوانیم به اتفاق شهردار سه صندلی خالی داشته باشیم
. کمی بعد شهردار با آستین های بالا زده و خیس از اتاق شهردار سابق خارج شد (ظاهراً
اتاق بزرگ و تجملاتی ، اتاق خلوت و وضوخانه ایشان بود و اتاق منشی بار عام و محل
تظاهر) بسیار گرم مرا درآغوش گرفت ، در فرصت کوتاهیکه با شهردار ملاقات داشتیم
( حدود 15 دقیقه) حتی یک دقیقه آرامش برای سخن گفتن نداشتیم. مکرر کارتابل برای
امضای شهردار میآمد و یا تماس تلفنی و پیام ! از آنجایی که کار هیأتی را
میشناختم قبلاً برای سه طرح فرهنگی نامه هایی مهیا کرده بودم ، در وانفسای
مراجعات منشی ها ، پیام ها و تلفن ها سریع طرحها را در جملات کلیدی و خلاصه بیان
کردم ، بسیار استقبال کرد و پای هر نامه یک دستور قوی و مؤکد صادر فرمود ، و مقرر
شد مجدداً برای ادامه همکاری ایشان را زیارت کنیم . مخاطب دستورهای شهردار ، مدیر
مسئول همشهری ، ریاست سازمان فرهنگی هنری و معاونت فرهنگی شهرداری بودند. نامه ها
را تحویل منشی دادم و از او تلفن تماس مخاطبین دستور شهردار را خواستم ، قریب 5
دقیقه روی میز شلوغ منشی ، به دنبال دفتر تلفن میگشتیم ، آنهم برای یافتن
شماره تماس مدیر مسئول همشهری ، معاونت فرهنگی و رئیس سازمان فرهنگی هنری ! به منشی
شهردارگفتم ، نامه های ما به دفترچه تلفن شما نپیوندد و مفقود نشود ! و او گفت :«
خیالتان راحت فردا می توانید نامه ها را پیگیری کنید.»
و صد البته
هیچ وقت آن فردا نیامد و مدتها نامه ها مفقود بود تا سودای ریاست جمهوری و انتخابات
نهم و دیگر هیچ !
در پایان
نقل خاطره به مشاور عزیز رئیس جمهورگفتم ، اگر این بی نظمی و سوء مدیریت به دولت
سرایت کند بایستی فاتحه کشور را خواند. اگر میخواهید به احمدی نژاد کمک کنید ،
تلاش کنید که بجای کار هیأتی به سازماندهی و کار تشکیلاتی روی آورد و به زعم من
کارهای دولت به سمت و سوی تلاش هیأتی میرود و برنامه ای در کار نیست ، و عاقبت
خوشی را برای مردم و دولت نمی بینم.
اینک بیش از
دو سال از ملاقات با مشاور رئیس جمهور میگذرد و هر روز بر تفاوت دو مدیریت بیش
از پیش واقف می شویم ، و اگر نظام اسلامی مدیری چون کرباسچی را از دست نداده بود
وضع ما به مراتب بهتراز این بود .مهدی خزعلی

نیمه شعبان میلاد با سعادت منجی عالم بشریت ولی عصر امام زمان عج مبارک باد
پاسخ قاطع رئیس جمهور به منتقدان مشایی
به گزارش «جهان»؛ همزمان با شدت گرفتن انتقادات نسبت به تکرار مواضع اسفندیار رحیم مشائی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردگشگری در خصوص مردم اسرائیل، رئیس جمهور در اقدامی جالب توجه، در مصاحبه مطبوعاتی، مشایی را در سمت راست خود نشاند.
ادامه مطلب...
رئيسجمهور سابق کشورمان گفت: ما اصولگراييم؛ اما مهم اين است که اصول را چه بدانيم.
به گزارش «ايلنا»،سيد محمد خاتمي در ديدار با خبرنگاران حوزه دولت اصلاحات که به مناسبت روز خبرنگار صورت گرفت، با بيان اينکه در جامعهاي که به سادگي در آن تهمت زده ميشود و به نام افشاگري، دروغ رواج مييابد، سرمايهها ازبين ميروند،تاکيد کرد: برخي اوقات هم اصول به خرافه کشيده ميشود.
رئيسجمهور سابق کشورمان با طرح اين پرسش که منظور از الگو سازي چيست، خاطر نشان کرد: يک وجه اين موضوع اخلاقي است که متاسفانه خيلي کم مورد توجه قرار گرفته و گاهي بداخلاقيهايي ميشود که شايد نظامهاي غير ديني مرتکب اين چنين بداخلاقي هاي بزرگ نشوند. امام اينها را ميخواست.
وي، وجه ديگر الگوسازي را آزاديهاي مشروع دانست و يادآور شد: ما جمهوري اسلامي را ميخواهيم که مردم در آن حاکم باشند و احساس آزاديهاي مشروع کنند. قانون اساسي با راي مردم تعيين شده و براي مردم حقوق اساسي قائل شده است،قدرت متمرکز محدود شده که اين مساله خيلي مهم است.
رئيس بنياد باران، تفاوت نظام مردمسالار با غير آن را در قدرت متمرکز عنوان کرد و اظهار داشت: نظام مرمسالار تحت نظارت و کنترل مردم است و نقد کردن، نه تنها ممنوع نيست، بلکه تشويق هم ميشود و هر وقت مردم اراده کنند، بدون توسل به زور، قدرت را جابجا ميکنند اما در حکومتهاي غير مردمسالار اينگونه نيست و حکومت خود را در قبال مردم مسول نميداند و هر صداي نقدي برخيزد، به عنوان برانداز سرکوب ميشود.
سيد محمد خاتمي تصريح کرد: امام در سخنان قبل از انقلاب ميگفتند که شاه مملکت را فروخت و بدبخت کرد، اقتصاد کشور را از بين برد، نفت دادند و کالاهاي بيارزش گرفتند و ما ميخواهيم جمهوري اسلامي بياوريم که اينها حل شود. بحث امام اين بود که نظامي ميخواستند که الگو باشد.
وي گفت: تفاوت امام با ديگران در اين نيست که مرجع تقليد بود و توصيه به نماز و روزه ميکرده است. تفاوت امام اين است که ميگفت اسلام بايد در زندگي انسان دخالت کند، نظام بسازد و الگو باشد.
رئيس موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگها و تمدنها، اصولگرايي را از ديدگاه کساني که دين را در زندگي موثر ميدانند، اينگونه تشريح کرد: اصولگرايي اين است که ميخواهيم الگويي نشان دهيم که مناسب با وضعيت امروز دنيا باشد، مردم در عين پايبندي به دين و اخلاق، آزادي داشته باشند، زندگي خوب و آبرومندي داشته باشند و گذشته تکرار نشود که حکومتها خودشان را ارباب بدانند و انتقادهاي مردم را برنتابند.از راي مردم حفاظت شود و بر آنان قيموميت نشود. اينها مسائلي است که ما را ازديگران جدا و اصولگرا ميکند و بزرگترين خدمت به دين، کشور و انقلاب، پايبندي به اين اصول است.
خاتمي با اشاره به اينکه دور دهم انتخابات رياست جمهوري در پيش است،يادآور شد: فکر ميکنم که دعواي سختي وجود داشته باشد که کدام ديدگاه ميخواهد، بر مردم حاکم باشد. بايد با هوشياري به مسايل نگريست و راه و موضع خود را مشخص کرد.
وي افزود:: اکنون در وضعيت خوبي به سر نمي بريم. فاصله با اهداف چشم انداز بيشتر شده است، زيرا ساختها آسيب ديده و نگرانيها فراوان است.
رييس جمهور سابق کشورمان تصريح کرد: همه، توسعه مي خواهيم اما نميتوان بدون توليد ، سرمايه گذاري و جذب امکانات و فن آوريهاي موجود در جهان و حضور در بازارهاي جهاني و بهره گيري از نيروي انساني کار آمد به توسعه رسيد.
او گفت: با شعار که کارها درست نمي شود؛ نميشود روز به روز فشارها به کشور افزايش يابد و انتظار داشت که مشکلي پيش نيايد.
رييس بنياد باران تاکيد کرد: همه مردم ميخواهند وضعشان خوب شود، فشارها کمتر شود اما چنين تحولي يک شبه درست نميشود.هر دولتي که روي کار بيايد، نميتواند معجزه کند و چه بسا بعد از مدت کوتاهي ولو با اينکه با اشتياق مردم آمده باشد، با توقعات مردم روبرو مي شود البته اگر همه شرايط و امکانات با او همراه باشد، ميتواند کار کند اما با وجود موانع ، مشکلات مضاعف ميشود.
خاتمي گفت: با بهانههاي مختلف در برابر دولت قبلي چه موانعي ايجاد ميشد، رسانه ملي در مقابل ما بود و بسياري از نهادها و جريانها کارشکني ميکردند. امروز هم جريان تخريب در نهادهايي که بايد ملي باشند، عليه جرياني که اصلاح طلبي نام گرفته، فعال است.
وي با اشاره به تصميم خود براي شرکت يا عدم شرکت در انتخابات نيز گفت: وضعيت چندان روشن نيست. گرچه همه ما در مقابل ايران و انقلاب مسووليم و بايد وظيفه خود را انجام دهيم.
رئيس جمهور سابق کشورمان تصريح کرد: من در مورد خودم از وضعي که دارم، ناراضي نيستم و اعتقاداتي و تشخيصهايي دارم که نميتوانم از آنها دست بردارم.
رئيس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با بيان اينکه امروز هم ميکوشم که در حد توان اندکم از اسلام و انديشهاي که درست ميدانم، دفاع کنم،خاطرنشان کرد:ممکن است صداي ما خيلي بلند نباشد ولي اينها وظيفه را از دوش ما بر نميدارد.
خاتمي اظهار داشت: در دفاع از صلح، اخلاق و نقد افراط و خشونت و نيز دفاع از حرمت و حيثيت ملت بزرگوار ايران، هر چه از دستم برآيد، کوتاهي نخواهم کرد.
رئيس جمهور سابق کشورمان در بخش ديگري از سخنان خود در جمع خبرنگاران با اشاره به اينکه ماه مرداد از لحاظ تاريخي بسيار مهم است،گفت: يکي از اموري که هويت يک ملت را شکل مي دهد، خاطرات جمعي مشترک آن است.
رئيس بنياد باران اظهار داشت: در مشروطيت و نهضت ملي مساله اي مطرح بود و آن "حاکميت مردم" است. مشروطيت براي حاکميت مردم بر سرنوشت خودشان تحقق پيدا کرد و نهضت ملي براي دفاع از حقوق ملت و حاکميت ملت بود که آن هم با مشکل مواجه شد. البته مساله "آزادي" به عنوان جان مايه يک نظام مردمسالار در هردو نقش محوري داشت.
خاتمي اظهار داشت: دولتهايي که به مردم متکي نيستند يا کمتر متکي هستند، از آزادي هراس دارند. البته گاهي هم اين هراس بيجا نيست، مانند کشور ما که خطرات بيگانه در آن زياد است و جنبه هاي دموکراسي هنوز در جامعه پايدار نشده است، بيگانگان ممکن است نفوذ کنند و ضربه بزنند.
رئيسجمهور سابق کشورمان با اشاره به اينکه آزادي هيچ وقت نميتواند محدوديت ايجاد کند،تصريح کرد: اين تصورغلطي است؛ هيچ وقت آزادي خطر ايجاد نميکند. محدوديت است که ميتواند بستر براي نفوذ دشمن ايجاد کند.
رئيس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها همچنين گفت: اگر فضايي ايجاد شود که مردم نتوانند حرفشان را بزنند، ذهن آنها عوض نميشود. ممکن است به دليل ملاحظات ، ترس يا احترام به حکومت حرف نزنند، آن زمان است که حرفها، زيرزميني ميشود و زمينه براي نفوذ بيگانه ايجاد ميشود و بيگانه بهجاي آنکه از فضاي آزاد استفاده کند، سوار بر موج نارضايتي ميشود.
سيد محمد خاتمي با تشريح وضعيت آرماني براي رسانههاي کشور، از حق حاکميت مردم بر سرنوشت خويش، آزادي و آزادي رسانهها به عنوان ابزار بيان نظريات و بالابردن اطلاعات و آگاهي نام برد و گفت: براي تضمين مردمسالاري و مهار قدرت، بايد آن را نقد کنيم، و تاکيد من بر آزادي هم به همين دليل است اما متاسفانه دشمنان آزادي اينگونه القاء ميکنند که منظور از آزادي، ولنگاري و از بين بردن ارزشهاي فرهنگي و ديني جامعه است که اينگونه نيست.
به گزارش روابط عمومي بنياد باران، رييس جمهور سابق کشورمان در پايان دين و اخلاق را داراي معيارها و اصول اساسي دانست و تصريح کرد: بزرگترين خدمت به دين، اين است که حکومتي تشکيل دهيم که در آن مردم احساس احترام و بي نيازي و اميد کنند. در اين صورت خود به خود به ارزشهاي اسلامي دلبسته مي شوند. اگر به ظاهر فشار آورده شود اما براي پيشرفت جامعه تلاشي نشود و به نام اسلام حرمت جامعه شکسته شود ، خود به خود بزرگترين خدمت به بد اخلاقي و گريز از دين شده است . اينکه ظواهر مورد توجه قرار گيرد ولي شالودهشکنيها به نام دين انجام داده شود،اخلاق نيست.
متن كامل گفتوگوي سايت «تابناك» با سيدمحمد خاتمي را بخوانيد.
مذاكره وزير آموزش و پرورش با استيضاحكنندگان بينتيجه ماند
وزير آموزش و پرورش ديروز با حضور در جمع اعضاي فراكسيون فرهنگيان مجلس، نتوانست طراحان استيضاح را قانع كند.
به اين ترتيب درصورت اعلام وصول طرح استيضاح از سوي هيات رئيسه، مجلس بعد از تعطيلات تابستاني، دومين وزير آموزش و پرورش در دولت نهم را استيضاح ميكند.
رئيس فراكسيون فرهنگيان مجلس در گفتوگو با مهر موضوع جلسه اين فراكسيون با وزير آموزش و پرورش را ابهام در برخي انتصابات و جابهجاييها، عدمپرداخت مطالبات فرهنگيان و مشكلات بازنشستگان خواند و اعلام كرد: پاسخهاي عليرضا علي احمدي در برخي موارد قانعكننده نبود.
حميد رضا حاجي بابايي مسائل مربوط به معلمان حق التدريس و موضوع بخشنامه صادر شده از سوي وزير آموزش و پرورش موسوم به بخشنامه ساماندهي را از ديگر محورهاي بحث استيضاحكنندگان با علي احمدي دانست.
موسي قرباني ديگر عضو هيات رئيسه مجلس نيز از وجود 50 الي 60 امضا در طرح استيضاحكنندگان وزير خبر داده بود.
اين در حالي است كه محمد رضا باهنر نايب رئيس دوم مجلس، پيش از برگزاري جلسه علي احمدي با اعضاي فراكسيون فرهنگيان از تلاش گروهي از نمايندگان براي قانع كردن استيضاحكنندگان صحبت كرده بود.
26 ارديبهشت سال 86، مجلس هفتم، محمود فرشيدي، وزير قبلي آموزش و پرورش را پاي ميز استيضاح كشاند. فرشيدي هرچند در آن جلسه با 132 رأي ابقا شد اما بهدليل اختلاف نظرهايي كه با دولت داشت، دهم آذر ماه همان سال مجبور به استعفا شد.
غلامحسين الهام، سخنگوي دولت روز شنبه در حاشيه جلسه دولت، ابراز اميدواري كرد مسائلي كه درباره استيضاح وزير آموزش و پرورش مطرح ميشود، جدي نباشد.
وي افزود: اگر مسائلي درخصوص وزارتخانهها مطرح است، ميتوان آن را از طريق ارتباط با وزرا حل كرد و اميدوارم چنين مسائلي كه شنيده ميشود، جدي نباشد.
غير از وزير آموزش و پرورش، بحث استيضاح وزيران ارتباطات و فناوري، نيرو و بازرگاني هم در مجلس مطرح است.
لاريجاني؛ دوست مردم اسرائيل نيستيم
علي لاريجاني روز گذشته را به پاسخگويي به مشايي اختصاص داد و در
واکنش تند به وي اعلام کرد؛ «اين سخنان، سخن جمهوري اسلامي ايران نيست.» لاريجاني
سپس افزود؛ «اينکه «ما با مردم اسرائيل دوست هستيم»، نادرست است.»
گروه
سياسي؛ سخنان روز شنبه رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبني بر «دوستي با مردم
اسرائيل»، يک بار ديگر با واکنش تند علي لاريجاني رئيس مجلس هشتم روبه رو شد.علي
لاريجاني که چندي پيش نيز به اظهارات رحيم مشايي در همين ارتباط اعتراض کرده بود،
ديروز نيز گردهمايي سالانه روساي نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران را به فرصتي
مناسب براي پاسخگويي به رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري مبدل کرد و سخنان مشايي
را «نادرست» خواند.رحيم مشايي روز شنبه در نشست خبري اش با خبرنگاران در کاخ گلستان
با تاکيد بر اظهارات قبلي خود درباره دوستي با مردم اسرائيل و امريکا و در سخناني
که پاسخ مستقيم او به لاريجاني محسوب مي شد براي دومين بار تصريح کرده بود؛ «هزار
بار ديگر و بدون واهمه مي گويم دوست مردم اسرائيل هستيم.»او حتي رئيس مجلس هشتم را
به دليل انتقادي که به اظهارات او کرده بود، مورد نکوهش قرار داد و گفت؛ «متاسفانه
مشکل اصلي ما اين است که برخي کساني که مدعي ما هستند، بسيار ظاهربين اند و يک ذره
هم انصاف را رعايت نمي کنند.»همين اظهارات کافي بود تا علي لاريجاني روز گذشته را
به پاسخگويي به او اختصاص دهد و در واکنش تند به مشايي اعلام کند؛ «اين سخنان، سخن
جمهوري اسلامي ايران نيست.» او سپس افزود؛ «اينکه «ما با مردم اسرائيل دوست هستيم»،
نادرست است. مردم اسرائيل يا فلسطيني هستند که بايد بگوييد فلسطيني، يا آنها که
منطقه يي را غصب کرده اند که ما با آنها دوست نيستيم.»به گزارش مهر رئيس مجلس ادامه
داد؛ «موضع ما نسبت به اين موضوع همان است که مقام معظم رهبري مي فرمايد. نبايد
دچار افراط و تفريط شويم. آنان به گونه ديگري از اين صحبت ها برداشت مي کنند. چرا
حرفي بزنيم که ذهنيت غلط آنها را تقويت کنيم. روشن است که جمهوري اسلامي چنين
ذهنيتي ندارد.»لاريجاني سپس اظهار داشت؛ «در مورد مردم امريکا نيز سخناني که گفته
شد نوعي افراط و تفريط است، آنها مانند باقي مردم دنيا هستند و برتري ندارند،
همانگونه که نبايد تحقيرشان کنيم، نبايد بيش از اندازه تعريف شان را کنيم. نبايد
بگوييم که متمدن ترين مردم هستند. آنها از اين تعريف ها جور ديگري درک مي کنند.
گمان مي کنند برخي فشارهاي وارده موثر واقع شده است. آنها خود نيز دنبال برون رفت
هستند.»او همچنين تاکيد کرد؛ «هم ترديد در مورد ما مضر است و هم بي حساب عمل کردن.
دليل ندارد هزينه کشور را زياد کنيم. مي توانيم با روش ها، صحبت هايي ساختاري که
درايت و فهم را نشان دهد، از اين مرحله عبور کنيم.»اما اين تنها رئيس مجلس هشتم
نبود که روز گذشته به سخنان رحيم مشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري واکنش
نشان داد. روزنامه کيهان نيز ديروز اظهارات وي را در ستون ويژه خود قرار داد و در
کنار آن شوراي مرکزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل نيز در بيانيه يي
خواستار «عزل رحيم مشايي» شد.اما به رغم اين واکنش ها محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري
روز گذشته طي سخناني در جمع روساي نمايندگي هاي جمهوري اسلامي ايران در خارج از
کشور يعني در همان مکاني که علي لاريجاني به اظهارات مشايي پاسخ مي داد به نوعي بخش
هايي از اظهارات رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري دولتش را مورد تاييد قرار داد.
به گزارش فارس احمدي نژاد با تاکيد بر اينکه جمهوري اسلامي ايران با هيچ قومي
مخالفت و ضديت ندارد بلکه با جنايت و تجاوز مخالف است، تصريح کرد؛ ما دلسوز همه
بشريت حتي مردم امريکا و بدبخت هايي که با سراب واهي به سرزمين هاي اشغالي روانه
شده اند، هستيم. اين در حالي است که ايران با صهيونيسم فاسد و جنايتکار مخالف است.
احمدي نژاد در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد؛ وقتي انقلاب پيروز شد، جبهه استکبار
در مقابل ملت ايران صف کشيد و نگراني آنها اين بود که کشوري با منافع سرشار از زير
تسلط آنها خارج شده است و با برنامه ريزي هاي خود به دنبال بازگرداندن اين منافع
بودند. با آغاز موضوع هسته يي احساس کردند قدرتي در حال ظهور است که مي تواند براي
آنها خطرناک باشد و از اين رو تمام توان خود را به کار گرفتند تا ايران، هسته يي
نشود اما ناکام ماندند. وي اضافه کرد؛ امروز براي دشمنان خارج شدن منفعت هاي مالي
از زير دست شان ديگر موضوعيتي ندارد و از 5/1 سال پيش موجوديت ايران هسته يي را
پذيرفته اند اما امروز نگراني آنها در سطح ديگري است. آنها در درگيري با ايران به
جايي رسيده اند که تمام نظام هاي طراحي شده براي استقرار سلطه خود را در معرض
فروپاشي مي بينند. اينکه حاضر شده اند حتي به ظاهر از ما امتياز بگيرند، براي اين
است که مي خواهند اثبات کنند هنوز اين نظامات ناکارآمد نيست. رئيس جمهور تصريح کرد؛
قدرت هاي زورگو 99 درصد خواسته هاي خود را با استفاده از سازوکارهاي جهاني از جمله
شوراي امنيت تامين مي کنند.
واکنش شورای نگهبان به مقاله کیهان درباره رد صلاحيت خاتمی
عباسعلی کدخدايی سخنگوی شورای نگهبان، مقاله منتشر شده در
روزنامه کيهان که در آن محمد خاتمی، رییس جمهوری سابق ایران، تهديد به رد
صلاحيت شده بود را گمانه زنی و نظر نويسنده اين روزنامه خواند. سخنگوی شورای نگهبان روز يکشنبه ۲۰ مرداد ماه، در جريان
نشست مطبوعاتی هفتگی خود در پاسخ به يکی از خبرنگاران درباره مقاله دو هفته پيش
روزنامه کيهان گفت: «طبعا اظهارنظرهايی که در مطبوعات می شود گمانه زنی هايی است که
از سوی افراد و رسانه ها انجام می شود.» حسين شريعتمداری، مدير مسئول روزنامه کيهان، روز دوشنبه
هفتم مرداد ماه در مقاله ای با عنوان «او کيست؟» به بررسی احتمال معرفی محمد خاتمی
به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوری پيش روی ايران پرداخت. او در اين مقاله نوشته بود: «مطابق برخی از اخبار موثق
آقای خاتمی برای اعلام صريح نامزدی خود با دو نگرانی جدی روبه روست. اولين نگرانی
آقای خاتمی رد صلاحيت از سوی شورای نگهبان است» آقای شریعتمداری اضافه کرده بود:«. اين نگرانی از آنجا
ناشی می شود که متأسفانه برخی از عملکردها و مواضع آقای خاتمی مخصوصاً بعد از پايان
دوره رياست جمهوری ايشان و در سفر به آمريکا و چند کشور اروپايی، با مبانی تعريف
شده انقلاب و نظام و در پاره ای از موارد با آموزه های صريح اسلام مغايرت آشکار
داشته است». در ايران، شورای نگهبان قانون اساسی، صلاحيت نامزدهای
انتخابات را بررسی می کند و اين نامزدها در صورت تاييد صلاحيت اجازه حضور در
انتخابات را پيدا می کنند. اين در حالی است که گروهی از صاحب نظران معتقدند که
قانون انتخابات در ايران، با «ايرادهايی اساسی» رو به رو است. اين گروه از منتقدان جمهوری اسلامی می گويند که روش تعيين
صلاحيت نامزدهای انتخابات در شورای نگهبان، قانون تعيين اعضای شورای نگهبان، شرايط
تعيين شده برای نامزدی و همچنين برپايی انتخابات بدون حاضرين ناظرين مستقل، از جمله
موضوعاتی هستند که برپايی انتخابات «سالم و آزاد» را در ايران، غيرممکن کرده
اند. «بعید می دانم» پس از انتشار اين مقاله کيهان، دو تن از شخصيت های حزبی
ايران درباره احتمال رد صلاحيت محمد خاتمی اظهار نظر کردند. مهدی کروبی، رييس سابق مجلس شورای اسلامی و دبير کل حزب
اعتماد ملی که جزو احزاب موسوم به اصلاح طلب شناخته می شود، چهار روز پس از انتشار
اين مقاله به خبرگزاری ايسنا گفت: «بعيد می دانم خاتمی چهره ای باشد که اين بحث ها
در موردشان باشد.» محمد نبی حبيبی، دبير حزب موتلفه اسلامی، از احزاب موسوم
به اصولگرای ايران هم در تاريخ ۱۷ مرداد ماه به خبرگزاری مهر گفته بود: «رد صلاحيت
آقای خاتمی و اتهاماتی که به ايشان زده می شود نظر اصولگرايان نيست.» او افزوده بود:«اينکه اگر يک دوم خردادی نامزد شود ما می
توانيم اتهام بزنيم از تفکر اصولگرايی خارج است . به عنوان يک اصولگرا نبايد به
نامزدها اتهام وارد نماييم.» روزنامه کيهان در حالی احتمال رد صلاحيت شدن محمد خاتمی،
رييس جمهوری ايران در سال های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ را مطرح می کند که او هنوز نامزدی خود
را برای انتخابات سال آينده رياست جمهوری ايران اعلام نکرده است. با اين حال، او در سخنرانی ها و اظهار نظرهايی که در ماه
های گذشته انجام داده است، اين احتمال را رد نکرده است. تازه ترين خبر در باره احتمال نامزدی محمد خاتمی، در
تاريخ ۱۳ مرداد ماه توسط محمد سلامتی، رييس دوره ای شورای هماهنگی جبهه
اصلاحات اعلام شد. او دراين باره به خبرگزاری ايسنا گفته بود:
«هنوز در جلسات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در باره مصداق کانديدای واحد بحثی نشده
و آقای خاتمی هم هنوز تصميم خود را برای اين که کانديدا می شوند يا نه اعلام نکرده
است.»
مهر: عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، نسبت به ساختار به هم ریخته آموزش و پرورش انتقاد کرد.
حمید سعادت در خصوص جمع آوری امضا برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش،گفت: در جلسه امروز مجلس متوجه شدم که حدود 41 امضا برای استیضاح علی احمدی جمع آوری شده است.
وی با عنوان این مطلب که تغییر وزیر نمی تواند ساختار به هم ریخته آموزش و پرورش را درست کند، افزود: البته من مخالف نیستم ولی تا زمانی که متن نامه استیضاح را نخوانم، آن را امضا نخواهم کرد.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در ارتباط با علت درخواست استیضاح وزیر آموزش و پرورش، گفت: مسائل جاری این وزارتخانه و همچنین مشکلات به وجود آمده در خصوص جذب نیروهای جدید، از جمله محورهای استیضاح علی احمدی است.
سعادت تصریح کرد: هر گونه بار اضافه به ساختار به هم ریخته آموزش و پرورش، موجب ویرانی آن خواهد شد.

ايلنا مرتضي آقا تهراني گفت: برنامه هاي فعلي آموزش و پرورش شايد در 40-30 سال گذشته مطلوب محصلان بوده ولي امروزه درخور و پاسخگوي جوانان ما نيست!!
عضو كميسيون آموزش و
تحقيقات مجلس اظهار كرد: سن آغاز تحصيل محصلان با كار كارشناسي و روانشناسي بايد
تغيير كند تا در سن 16-15 سالگي به درهاي دانشگاه يا بازار كار برسد و اينگونه
بسياري از معضلات حل شدني است از جمله اينكه جوانان در ابتداي جواني، عمر خود را از
دست رفته نمي بينند.
وي درباره اعمال تغييرات
در كتب درسي محصلان، با اشاره به اينكه به جد بر اين تغييرات تاكيد دارند، افزود:
از اين رو كه بسياري از كتاب ها حفظي هستند بايد تغيير كنند چرا كه محصلان به ناچار
بايد مطالبي را حفظ كنند كه نه به درد دنيايشان مي خورد و نه آخرتشان.
نماينده تهران با اشاره
به اينكه نبايد محصلان را بي جهت و براي هيچ مشغول كرد در اين باره ادامه داد: بحث
هاي نظري ادامه دار و يكسري مطالب ديگر بايد از كتب درسي به طور كلي حذف شوند و در
كنار تغيير محتواي كتاب هاي درسي و ظاهر و برنامه هاي مدارس، كارهاي كاربردي نيز
بايد در جرگه برنامه هاي مدارس قرار گيرد.
اين عضو كميسيون آموزش
تحقيقات مجلس، تصريح كرد: محتواي كتب درسي بايد به گونه اي پيش رود كه وقتي مباحث
علمي محصلان تخصصي مي شود مباني اسلامي نيز در زمره دروس آنان قرار گيرد.
آقا تهراني در پاسخ به
پرسشي مبني بر اينكه اصلاحيه قانون مدارس غير انتفاعي در چه مرحله اي به سر مي برد،
گفت: در اين راستا با وزير آموزش و پرورش جلساتي داشته ايم و بخشنامه هايي ارائه
شده است كه با توجه به آنها تعديل هايي صورت مي گيرد.
وي درباره معوقه فرهنگيان با بيان اينكه دولت بايد طرحي را به مجلس بياورد تا مورد بررسي قرار گيرد، افزود: از آن رو كه دولت بايد به حقوق مادي و معنوي فرهنگيان رسيدگي كند بايد برنامه اي لحاظ شود كه از نظر مالي نه به دولت و نه به فرهنگيان آسيبي برسد!!!!
رئیس مجلس خبرگان رهبری: طي سه سال گذشته عقبگرد داشته ايم

هاشمي رفسنجاني که در حسينيه جماران ميزبان جمعي از تشکل هاي دانشجويي بود موضوع هسته يي را «ميدان جنگ مغزها» توصيف کرد و به دولت هشدار داد اين موضوع را با «تدبير» پيش ببرد. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در بخش ديگر اظهاراتش با ابراز تاسف از عقبگرد کشور در سه سال گذشته، دولت احمدي نژاد را به کم کاري در دستيابي به اهداف سند چشم انداز متهم کرد.
ادامه مطلب...
اعتماد:نحوه معرفي سه وزير پيشنهادي به مجلس که به فرمول دو در برابر يک مشهور شده، نارضايتي هواداران محمود احمدي نژاد در داخل و خارج مجلس را به دنبال داشته است. سه شنبه هفته گذشته احمدي نژاد سه وزير پيشنهادي خود براي تصدي وزارتخانه هاي کشور، اقتصاد و راه و ترابري را به مجلس معرفي کرد که بلافاصله برخي نمايندگان اعلام کردند در معرفي سه وزير پيشنهادي از فرمول دو در برابر يک استفاده شده است. به اين معنا که احمدي نژاد موافقت کرده وزارت کشور را به محافظه کاران سنتي بسپارد ولي در عوض وزارتخانه هاي اقتصاد و راه و ترابري را براي خود نگه دارد. علي کردان، حسيني و حميد بهبهاني سه شخصيتي هستند که احمدي نژاد براي تصدي وزارتخانه هاي کشور، اقتصاد و راه و ترابري معرفي کرده است. علي کردان که در حال حاضر قائم مقامي وزارت نفت را برعهده دارد، در دوران رياست علي لاريجاني در صدا و سيما معاون اداري- مالي وي بود؛ چهره يي که اگر بتواند راي موافق مجلس هشتم را بگيرد، در يک سال باقي مانده از عمر دولت نهم، يکي از کليدي ترين وزارتخانه ها را در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم در دست خواهد داشت. در حالي که تا آخرين لحظات تصور مي رفت سيدمهدي هاشمي سرپرست وزارت کشور گزينه احمدي نژاد براي اين وزارتخانه است، تصميم يکباره احمدي نژاد براي معرفي کردان بيش از هر چيز اعتراض نزديکان وي را به همراه داشت. از سويي سيدشمس الدين حسيني در حالي از سوي احمدي نژاد براي وزارت اقتصاد معرفي شد که احتمال معرفي نشدن صمصامي سرپرست اين وزارتخانه در لحظات آخر بالا رفته بود. تعلل رئيس جمهور در معرفي صمصامي در اولين جلسه مجلس پس از تعطيلات با وجود پايان يافتن مهلت حکم حکومتي و همچنين حواشي صمصامي و اختلافات وي با رئيس کل بانک مرکزي در کنار مخالفت برخي چهره هاي اقتصادي با اين گزينه سبب شد تا درنهايت احمدي نژاد صلاح را در آن ببيند که پرونده صمصامي را مختومه اعلام و چهره جديدتري را معرفي کند. البته مجلس از اين گزينه هم چندان استقبال نکرد و چهره هاي اقتصادي مجلس از محمدرضا خباز نايب رئيس کميسيون اقتصادي تا غلامرضا مصباحي مقدم نماينده تهران و رئيس اين کميسيون در اولين اظهارنظر حسيني را ناآشناترين وزير پيشنهادي معرفي کردند و بر سوابق اجرايي وي با ديده ترديد نگاه کردند. حميد بهبهاني هم که به عنوان وزير راه و ترابري معرفي شد گرچه مانند دو وزير پيشنهادي ديگر حواشي سياسي و شبهه در سوابق اجرايي نداشت اما از سوي نمايندگان به عنوان يک چهره نزديک به احمدي نژاد شناخته مي شود. وي استاد راهنماي احمدي نژاد در دانشگاه علم و صنعت بوده و در دوران حضور احمدي نژاد در شهرداري تهران هم به عنوان معاون ترافيک وي مسووليت طرح ايده پرحاشيه منوريل را برعهده گرفت. البته آنچه معرفي سه وزير را پرحاشيه کرد تحليلي است که تحت عنوان فرمول دو در برابر يک مطرح شده است. اصولگرايان معتقدند براي تضمين راي مجلس به وزرا، دولت امتياز يک سمت را به محافظه کاران سنتي داده است تا علي کردان که گرايش به سمت اين طيف از جناح راست دارد، به وزارت کشور برود و دو گزينه ديگر احمدي نژاد بدون دردسر راهي دو وزارتخانه ديگر شوند. حتي اگر اين انتخاب تنها به عنوان برگه ضمانت دو وزارتخانه ديگر باشد، قرار دادن وزارت کشور در اين معادله مورد پسند حاميان دولت نيست. تا آنجا که روح الله حسينيان نماينده تهران و از اعضاي رايحه خوش خدمت با عصبانيت در پاسخ به خبرنگاران با اين ادبيات که «اميدي» به اين وزرا نيست که کار کنند، اين انتخاب احمدي نژاد را «عجيب» مي خواند و سايت رجانيوز از حاميان دولت هم نه تنها تصميم احمدي نژاد را «ناگهاني» خواند، بلکه از مخالفت نزديکان وي مانند مجتبي ثمره هاشمي مشاور ارشد رئيس جمهور با اين گزينه خبر داد. انتخاب کردان تا آن حد با واکنش حاميان دولت مواجه شده که اين سايت حتي از برخي دلايل برکناري پورمحمدي سخن مي گويد و از احمدي نژاد اين سوال را مطرح مي کند که اگر قرار بود گزينه وزارت کشور کردان باشد چه اصراري بر کنار رفتن مصطفي پورمحمدي وزير سابق کشور بود؛ سوالي که به خوبي حکايت از ريشه هاي نگراني برخي از اطرافيان احمدي نژاد در کابينه دارد. در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم سايت حامي دولت نهم يادآوري کرده دليل برکناري پورمحمدي «احساس ضرورت تغيير برخي رويکردها در وزارت کشور» بوده که با آ مدن کردان با ابهام مواجه مي شود؛ تغييراتي که در همين دوره سه ماهه با موج عزل و نصب ها در سطح استانداران و فرمانداران نمود پيدا کرد و نگراني حاميان دولت هم رويه يي است که کردان از اين پس در پيش خواهد گرفت. اگر پورمحمدي دليل رفتنش را مقاومت در برابر همين دستورات براي تغييرات استاني عنوان کرد و برخلاف وي هاشمي در دوره سرپرستي اش، يکايک اين دستورات را اجرايي کرد، حال اين ابهام و نگراني دامنگير اين طيف از اصولگرايان است که کردان چه رويه يي را در پيش خواهد گرفت.
از سوي ديگر اين سوال از طرف مجلسي ها هم مطرح است که اگر کردان همچنان وابسته به طيف محافظه کاراني از جنس لاريجاني است و آن هم در شرايطي که احتمال حضور لاريجاني در انتخابات رياست جمهوري دهم منتفي نيست، پس دليل رئيس جمهوري براي انتخاب چنين گزينه حاشيه سازي چه بوده است؟ به همين دليل هم برخي از نمايندگان عنوان مي کردند که کردان برخلاف آنچه تصور مي رود، در معادلات سياسي خود تغيير رويه داده و اين روزها ديگر گزينه مورد حمايت لاريجاني نيست و حتي رئيس مجلس هشتم هم از نهايي شدن انتخاب وي براي معرفي به مجلس بي خبر بوده است. گمانه هاي اين طيف از نمايندگان هم به اين سمت مي رفت که کردان با يک تغيير رويکرد اين روزها بيشتر مورد حمايت افرادي مانند محمدرضا باهنر و اين طيف از محافظه کاران است؛ طيفي که هنوز در مورد حمايت يا عدم حمايت شان از حضور احمدي نژاد در دوره دهم صراحتاً اعلام موضع نکرده اند.
اعتماد:در شرايطي که کانديداتوري يا عدم کانديداتوري سيدمحمد خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري روشن نشده است، اما با اين وجود برخي جناح هاي تندرو مخالف اصلاح طلبان به خاتمي هشدار داده اند اگر وارد انتخابات شود با خطر ردصلاحيت مواجه خواهد شد.روزنامه کيهان که معمولاً بازتاب دهنده افکار طيف تندرو جناح اصولگرا به شمار مي آيد در صريح ترين پيام به خاتمي هشدار داد با خطر ردصلاحيت روبه رو است.روزنامه کيهان روز گذشته در قالب يک سرمقاله به قلم حسين شريعتمداري مدير مسوول اين نشريه خاتمي را از ورود به عرصه انتخابات برحذر داشت. اين سرمقاله پس از اينکه کانديداتوري تعدادي ديگر از شخصيت هاي اصلاح طلب را يک بازي براي فريب اصولگرايان دانست اما تاکيد کرد که «خاتمي کانديداي اصلي ائتلاف اصلاح طلبان است ولي مطابق برخي از اخبار موثق آقاي خاتمي براي اعلام صريح نامزدي خود با دو نگراني جدي روبه رو است.اولين نگراني آقاي خاتمي ردصلاحيت از سوي شوراي نگهبان است. اين نگراني از آنجا ناشي مي شود که متاسفانه برخي از عملکردها و مواضع آقاي خاتمي مخصوصاً بعد از پايان دوره رياست جمهوري ايشان و در سفر به امريکا و چند کشور اروپايي، با مباني تعريف شده انقلاب و نظام و در پاره يي از موارد با آموزه هاي صريح اسلام مغايرت آشکار داشته است و اين موارد از نگاه قانون مي تواند ردصلاحيت ايشان براي نشستن بر کرسي رياست جمهوري را در پي داشته باشد و گفتني است که مطابق قوانين جاري افراد زيادي با کمتر از اين موارد ردصلاحيت شده و مي شوند.و دومين نگراني ايشان به رويکرد منفي مردم نسبت به جبهه اصلاحات مربوط مي شود. جبهه يي که آقاي خاتمي رهبري آن را بر عهده داشت و طي شش سال گذشته بارها از سوي مردم طرد و نفي شده است.»البته اين براي اولين بار نيست که سيدمحمد خاتمي به ردصلاحيت تهديد مي شود، اما اين براي اولين بار است که روزنامه يي که همگان از وابستگي سياسي و جناحي آن اطلاع دارند اينچنين بي پرده و صريح ماموريت پيام رساني به خاتمي را عهده دار شده است. تا پيش از اين برخي سايت هاي اينترنتي که عمدتاً به جناح تندرو اصولگرا تعلق دارند و در عين حال از يک مديريت واحد برخوردارند، تبليغات منفي را عليه سران اصلاحات و جناح اعتدالگراي نظام جمهوري اسلامي به راه انداخته بودند. حتي سال گذشته در چنين ايامي وقتي فيلمي ساخته شده از سفر خاتمي به ايتاليا پخش شد که نشان مي داد خاتمي با جوانان ايتاليايي دست مي دهد و يکي از کساني که با خاتمي مصافحه کرد، يک دختر جوان ايتاليايي بود، موجي از تبليغات در سايت ها و روزنامه هاي تندرو اصولگرا به راه افتاد و خاتمي به تساهل در رعايت اصول شريعت متهم شد. حتي تعدادي از طلاب وابسته به جريان اصولگرا در مشهد عليه خاتمي طوماري را امضا کردند و با ارائه آن به دادگاه روحانيت خواستار محاکمه و خلع لباس خاتمي شدند. تحرکات عليه خاتمي در شرايطي شکل گرفت که دقيقاً در همان روزها محمود احمدي نژاد مقابل روي همگان بر دست خانمي که عنوان داشت معلم او بوده است، بوسه زد و تصاوير آن هم از تلويزيون پخش شد، اما جناح تندرو اصولگرا نه تنها حرکت احمدي نژاد را خلاف عرف و شرع ندانست بلکه اعلام کرد اين خاتمي است که بايد به خاطر دست دادن با دختر ايتاليايي محاکمه شود.البته در آن زمان تحرکات عليه خاتمي ناتمام ماند ولي برخي عنوان کردند جرياني در صدد برآمده است از کانديداتوري خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري ممانعت به عمل آورد و در صورت امکان دستاويزي براي ردصلاحيت او فراهم کند. در چنين شرايطي بود که برخي علماي قم به کمک سيدمحمد خاتمي آمدند و حکم دادند که خاتمي حرکتي را که نشان دهنده تساهل در رعايت مسلمات شريعت باشد، انجام نداده است، اما اکنون يک سال و چند ماه پس از آن ماجرا بار ديگر احتمال کانديداتوري خاتمي مورد توجه محافل تندرو اصولگرا قرار گرفته است و آنان در صدد برآمده اند تا حد امکان مانع از ثبت نام خاتمي در انتخابات رياست جمهوري شوند. البته اينکه خاتمي حتماً در انتخابات حضور پيدا کند قطعي نشده است چرا که در يک سو گروه ها و طيف هاي مختلف اصلاح طلب مشغول رايزني هاي دروني درباره چگونگي ورود به عرصه رقابت انتخابات رياست جمهوري هستند و در سوي ديگر هنوز برخي احزاب اصلاح طلب کانديدايي را که قصد دارند در انتخابات رياست جمهوري حمايت کنند، معرفي نکرده اند. در اين ميان تا حدودي روشن شده است که سازمان مجاهدين انقلاب، جبهه مشارکت و مجمع روحانيون مبارز به دنبال کانديداتوري خاتمي هستند، اما حزب کارگزاران سازندگي در ترديد به سر مي برد و مشغول تحليل اوضاع سياسي کشور است.حزب اعتماد ملي هم اگرچه کانديداي خود را معرفي نکرده است اما به نظر مي رسد اين حزب تمايل دارد به مانند انتخابات شوراها و انتخابات مجلس هشتم کانديداي اختصاصي خود را وارد عرصه انتخابات کند. شخصيت هاي ديگري چون عبدالله نوري، محمدعلي نجفي، محمدرضا عارف و چند چهره ميانه رو محافظه کار مانند حسن روحاني هم مطرح هستند که مي توانند گزينه نهايي و مورد حمايت تمامي يا بخش هاي مهمي از اصلاح طلبان محسوب شوند. البته روشن است اگر خاتمي کانديداي انتخابات شود تعدادي از اين شخصيت ها خود به خود از حضور در انتخابات کناره گيري خواهند کرد و ترجيح مي دهند وارد رقابت نشوند.
به اين ترتيب کانديداتوري خاتمي هنوز قطعي نشده است، اما با اين وجود گروه هاي تندرو اصولگرا به تکاپو افتاده اند تا احتمال کانديداتوري خاتمي را به حداقل رسانده و در صورت امکان براي ردصلاحيت او زمينه سازي کنند.
تا امروز تلاش ها براي رسيدن به چنين منظوري در قالب فعاليت هاي غير رسمي و از طريق انتشار اخبار در سايت هاي اينترنتي دنبال مي شد اما با انتشار سرمقاله کيهان اين تلاش صورت نيمه رسمي به خود گرفت و احتمال مي رود اگر کانديداتوري خاتمي جدي تر شود برخي افراد هم که تاثير بسزايي در تاييد يا ردصلاحيت کانديداهاي رياست جمهوري دارند به جريان مخالف با کانديداتوري خاتمي بپيوندند. در واقع جريان سياسي که طي چند سال گذشته توانسته تمامي مناصب انتخابي و رسمي کشور را در دست بگيرد به هيچ وجه حاضر نيست وارد يک انتخابات ريسک پذير شود و ترجيح مي دهد کانديداهايي وارد انتخابات شوند که از نظر آنان شانس چنداني براي پيروزي نداشته باشند.
اما از لابه لاي سخنان شخصيت هاي سرشناس اين جريان چنين استنباط مي شود که آنان از نتيجه برگزاري يک انتخابات که يک پاي آن سيدمحمد خاتمي باشد چندان مطمئن نيستند لذا ترجيح مي دهند تمام تلاش خود را به کار گيرند تا از کانديداتوري خاتمي و شخصيت هايي مانند خاتمي جلوگيري به عمل آورند زيرا عدم کانديداتوري خاتمي بهترين و کم هزينه ترين راهي است که جريانات مخالف کانديداتوري خاتمي براي خود متصور مي بينند. از ديد آنان ردصلاحيت کانديداي احتمالي چون عبدالله نوري با محکوميت پنج ساله زندان بسيار آسان است.
اما در اين ميان نمي توان خاتمي را به اين راحتي ها ردصلاحيت کرد زيرا خاتمي هشت سال رئيس جمهور ايران بوده و هيچ گونه محکوميت يا پرونده يي که بتوان با استناد به آن به ردصلاحيت او دست يازيد، وجود ندارد. ضمن اينکه اگر خاتمي وارد انتخابات شود اما با مهر ردصلاحيت مواجه شود بازتاب آن چندان به نفع نظام نخواهد بود و تبعات سياسي زيادي را به دنبال خواهد داشت. شايد اگر جرياني که هر از گاهي تمايل خود را به ردصلاحيت خاتمي به صورت آشکار و غيرآشکار يا نيمه رسمي و غيررسمي نشان مي دهد به حداقل اطمينان رسيده بود که کانديداي اختصاصي اش يعني محمود احمدي نژاد در انتخابات سال آينده رياست جمهوري به پيروزي خواهد رسيد، اينچنين نگراني دروني خود را نسبت به کانديداتوري خاتمي يا شخصيت هاي راي آور ديگري چون او علني نمي کرد. اما علني شدن چنين نگراني هايي اگر چه با ارسال پيام هشدارآميز براي خاتمي جنبه عملي به خود گرفته است اما به همان ميزان مي تواند براي اصلاح طلبان انگيزه حضور قوي تر در عرصه انتخابات باشد. در واقع اين ضرب المثل که «رنگ رخساره خبر مي دهد از سر درون» گوياي شرح حال فعلي رقباي انتخاباتي اصلاح طلبان است چرا که جريان تندرويي که چهار سال زمام امور کشور را در دست داشته است اکنون به واسطه مشکلات فراوان سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و خارجي که براي کشور ايجاد کرده با نارضايتي عمومي مواجه شده است لذا شانس آنان براي پيروزي در انتخابات سال آينده به حداقل ممکن رسيده است. ایرج جمشیدی
ايلنا:دادگاه عالي تركيه درخواست براي انحلال عدالت و توسعه را رد كرد.
به گزارش شبكه خبري الجزيره، دادگاه عالي تركيه درخواست دادستان اين دادگاه براي انحلال حزب حاكم عدالت و توسعه را رد كرد.
بنا بر اين گزارش، از 11 قاضي اين دادگاه شش قاضي عليه اين حزب راي دادند و اين در حالي است كه حداقل آراي مورد نياز براي انحلال اين حزب هفت راي بود.
اين در حالي است كه دادگاه علي رغم تصميم براي عدم انحلال اخطار جدي را به اين حزب داد.
اين گزارش حاكي است، حزب حاكم اسلام گراي عدالت و توسعه همواره اتهامات سكولارهاي تندروي تركيه را مبني بر كمرنگ كردن ارزش هاي سكولار با هدف ترويج و ايجاد حكومت اسلامي رد كرده است.
بسياري از تحليل گران و مجامع سياسي تركيه و بين المللي از اين تصميم دادگاه تركيه استقبال كردند. خاوير سولانا، مسؤول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز از اين تصميم دادگاه تركيه استقبال كرد.
بسياري از كارشناسان سياسي از تبعات انحلال حزب حاكم عدالت و توسعه ابراز نگراني كرده و اعلام كرده بودند كه در صورت انحلال اين حزب احتمال ايجاد بحران سياسي در كشور افزايش يافته و اين مسأله بر گفت وگوهاي تركيه و اتحاديه اروپا بر سر عضويت اين كشور در اتحاديه اروپا تأثير سوء خواهد گذاشت.
کردان کيست؟
علي کردان گزينه پيشنهادي رئيس جمهوربراي تصدي وزارت کشور متولد اول آبان 1337 هجري شمسي در يکي از روستاهاي توابع شهرستان ساري بوده و داراي سوابق علمي و اجرايي زير است:پاسدار کميته انقلاب اسلامي استان مازندران و از موسسين سپاه استان، عضو شوراي فرماندهي سپاه استان مازندران، مسئول اطلاعات و تحقيقات سپاه پاسداران مازندران، داديار و جانشين دادستان ساري، جانشين دادستان آمل در غائله ششم بهمن سال 60، دادستان شهرهاي هشت پر، آستارا و خلخال به امر شهيد قدوسي، فرماندار علي آباد کتول در استان گلستان، فرماندار گنبد کاووس، مسئوليت در ستاد اجرايي فرمان حضرت امام (ره)، مسئوليت در نهاد رياست جمهوري دوران مقام معظم رهبري، مسئوليت در شوراي عالي دفاع و پيگيري مسائل مربوط به جنگ در استان ها، معاون اداري و مالي سازمان مسکن، معاون و قائم مقام سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، قائم مقام سازمان ايرانگردي و جهانگردي، معاون اداري و مالي سازمان صدا و سيما، معاون امور مجلس و استان هاي صداوسيما، معاون وزير کار و امور اجتماعي، رئيس سازمان آموزش فني و حرفه اي کشور، قائم مقام وزير نفت. با معرفي کردان در در واپسين روزهاي تصميم گيري رئيس جمهور براي معرفي وزير کشور به مجلس بازهم دکتر احمدي نژاد همه را غافلگير کرد و مردي را براي وزارت کشور در نظر گرفت که بدون چالش و شايد دست اندازهايي کوچک، موفق به اخذ راي بالا از مجلس خواهد شد. پيش بيني مي شود اين دست اندازها توسط طيف مخالفان لاريجاني شامل بخشي از رايحه خوش خدمت، بخشي از اقليت و احتمالا بخشي از طيف احمد توکلي در مجلس صورت گيرد. يکي از نمايندگان مجلس و عضو هييت رئيسه مجلس هشتم در گفتگو با يکي از سايت هاي خبري گفت که کردان وزير پيشنهادي کشور بدليل سوابق مديريتي مختلف و نزديکي بسيار به شخص دکتر علي لاريجاني سه شنبه آينده در مجلس با راي بالا و قابل توجهي بين 186 تا 212 راي کسب خواهد کرد و براحتي راي اعتماد خواهد گرفت. علي کردان نامزد پيشنهادي وزارت کشور در گفتو گويي با فارس تصريح کرد که وي در اجراي قانون هيچ تسامحي را نمي پذيرد و اجازه دور زدن قانون را نخواهم داد. کردان اضافه کرد: قانونگذار مجلس شوراي اسلامي است و من به اتفاق همکارانم در وزارت کشور خود را مکلف به اجراي قوانين در چارچوب قانون اساسي و مصوباتي که از تصويب نمايندگان محترم گذشته باشد، مي دانيم. وزير پيشنهادي کشور درباره پيگيري مصوبات سفرهاي استاني هيات دولت در استانها گفت: يکي از ويژگي هاي ارزنده و شايسته دولت نهم، حضور در نقاط مختلف کشور و بررسي نيازها و خواسته هاي مردم و در نهايت تبديل نيازهاي مردم در قالب مصوبات سفرهاي استاني مي باشد که اجراي صحيح و درست اين مصوبات مي تواند گامي مهم در اجراي عدالت و توجه به نقاط کم برخوردار باشد. وي اضافه کرد: کليه دستگاه هاي اجرايي مکلف شده اند در چارچوب زمانبندي مشخص نسبت به اجراي اين مصوبات اهتمام جدي داشته باشند در همين ارتباط معتقدم وزارت کشور بايد سيستمي را طراحي نمايد که به طور فشرده و در يک برنامه با زمانبندي مشخص از طريق استانداران و فرمانداران و بخشداران نسبت به چگونگي اجراي اين مصوبات تلاش مضاعفي را اعمال نمايد و من براي رسيدن به اين هدف مهم برنامه ويژه اي را در دست تدوين دارم.
وزير پيشنهادي اقتصاد کيست؟
در سوابق کاري شمس الدين حسيني که تا لحظه قرائت نامه رئيس جمهوري خطاب به مجلس نامي ازوي در بين گزينه هاي احتمالي وزارت اقتصاد نبود مديريت روابط عمومي سازمان برنامه و بودجه دوران محمدعلي نجفي، مدير روابط عمومي وزارت نيرو، مدير کل برنامه ريزي معاونت اقتصادي وزارت بازرگاني و سرانجام معاون هدفمند کردن يارانه ها و رفاه اجتماعي وزارت رفاه و تامين اجتماعي در دوران دولت نهم ديده مي شود. در تازه ترين سمت قبل از معرفي به مجلس رئيس جمهور چندي قبل وي را به عنوان دبيرکارگروه تحولات اقتصادي منصوب کرد.حسيني در ديدار اخير مديران رسانه ها با رئيس جمهور به تفصيل با ارايه اسلايدهايي به تشريح وضعيت اقتصادي کشور و نيز بيان کليات طرح تحول اقتصادي پرداخته بود. حسيني داراي دکتري تخصصي اقتصاد بخش عمومي است و علاوه بر سمت هاي مديريتي گفته شده عضو شوراي عالي پژوهش موسسه مطالعات و پژوهشهاي بازرگاني، عضو کميسيون تخصصي شوراي بورس، عضو کميسيون فرعي شوراي پول و اعتبار، مدير گروه پژوهش هاي اقتصادي موسسه عالي پژوهش در تامين اجتماعي بوده و در فعاليت هاي علمي وي نيز عناويني همچون موسس و بنيان گذار انجمن اقتصاددانان خبره کشور و تدريس دروس اقتصاد کلان، اقتصاد توسعه و اقتصاد خرد در سطح کارشناسي ارشد و کارشناسي وتدوين33 مقاله علمي و پژوهشي و تاليف و ترجمه 12 کتاب و مقاله و... ديده مي شود.
بهبهاني ازعلم و صنعت تا کرسي وزارت
حميد بهبهاني که از سوي رئيس جمهوري به عنوان گزينه پيشنهادي وزارت راه و ترابري به مجلس شوراي اسلامي معرفي شد متولد 25 دي ماه 1319 و اهل شيراز است. سوابق تحصيلي وي ليسانس عمران از دانشگاه علم و صنعت ايران، فوق ليسانس مهندسي راه و ساختمان حمل و نقل و راه از دانشگاه فلوريداي امريکا و دکتراي راه و ساختمان (حمل و نقل ترافيک) از همان دانشگاه است و تخصص اصلي بهبهاني دوره دکتري مهندسي و برنامه ريزي حمل و نقل و مهندس ترافيک مي باشد. سوابق اجرايي بهبهاني شامل رئيس دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ايران از سال 1357 تا 1377 به مدت 20 سال، مسئول ستاد رفاه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، نايب رئيس هيات مديره شرکت کنترل ترافيک تهران وابسته به شهرداري تهران، عضو کميته تخصصي عمران شوراي عالي پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري،عضو کميته تخصصي حمل و نقل و ترافيک شوراي عالي شهرسازي وزارت مسکن و شهرسازي، عضو شوراي عالي برنامه ريزي وزارت راه و ترابري، عضو شوراي عالي مقررات ملي ساختمان وزارت مسکن و شهرسازي، عضو شوراي مرکزي نظام مهندسي ساختمان کل کشور، عضو کميته برنامه ريزي عمران شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مديرکل اجرايي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ايران، معاون پژوهشي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت ايران، مديرعامل سازمان حمل و نقل و ترافيک تهران شهرداري تهران و معاون حمل و نقل و ترافيک شهرداري تهران و معاون وزير راه و ترابري در سالهاي اخيراست.
واکنش نمايندگان
اظهار نظرات برخي نمايندگان مجلس درباره گزينه هاي پيشنهادي رئيس جمهور براي تصدي کرسي وزارت سه وزارتخانه اقتصاد، کشور و راه و ترابري نشان از غافلگير شدن برخي نمايندگان و تعجب آنان و همچنين گلايه از بي اطلاع گذاشتن کميسيون هاي تخصصي دارد. در اين بين روح الله حسينيان که در فراکسيون حاميان دولت دسته بندي مي شود عجيب ترين واکنش را به معرفي وزرا داشت.
به 3 وزير پيشنهادي اميدي نيست!
روح الله حسينيان نماينده تهران از معرفي وزراي پيشنهادي اقتصاد، کشور و راه از سوي دولت اظهار شگفتي کرد و گفت که معتقد است به کارايي وزيران پيشنهادي اميدوار نيست. وي در حاشيه جلسه علني مجلس در جمع خبرنگاران در پاسخ به اين سوال که نظر شما در مورد وزراي معرفي شده چيست؟ اظهار داشت: بسيار شگفت زده شدم.به گزارش مهر وي در پاسخ به سئوال خبرنگاران که چرا اين معرفي موجب شگفتي شما شد تصريح کرد: اميدي به اينکه اين افراد بتوانند کاري انجام دهند وجود ندارد.حسينيان در پاسخ به اين سئوال که چرا رئيس جمهور اين افراد را معرفي کرد خاطرنشان کرد: اين سئوال را از خود رئيس جمهور بپرسيد.
غافلگير شديم
مخبر کميسيون اقتصادي مجلس هم پس از پايان جلسه علني مجلس با حضور در جمع خبرنگاران گفت: اين که کميسيون هاي تخصصي مجلس در جريان انتخاب وزراي پيشنهادي نباشند، شيوه درستي نيست. به گزارش ايسنا، محمدرضا خباز افزود: نمايندگان مجلس پيش از اين جلساتي را با حسين صمصامي سرپرست وزارت امور اقتصادي و دارايي داشتند و تصور بر اين بود که وي از سوي احمدي نژاد به مجلس معرفي مي شود. خباز تاکيد کرد که بهتر بود که در انتخاب وزراي تخصصي با کميسيون هاي مجلس هماهنگ مي شد وگرنه رابطه دولت و مجلس استحکام واقعي نخواهد داشت. نماينده مردم کاشمر در مجلس تاکيد کرد: دولت براي کسب راي لازم براي وزراي پيشنهادي، نيازمند هماهنگي هاي اوليه با مجلس است. خباز افزود: اگر دولت بخواهد وزراي پيشنهادي راي بالايي را از مجلس کسب کنند لازم است تعامل قويي با مجلس داشته باشد و کميسيون هاي تخصصي در جريان انتخاب وزراي پيشنهادي باشند. مخبر کميسيون اقتصادي راي مجلس به وزراي پيشنهادي رئيس جمهور را منوط به استماع و بررسي برنامه ها و سوابق کاري آنان دانست و تاکيد کرد که نمايندگان شناخت درستي از اشخاص معرفي شده ندارند.
حسيني بايد بيش از دو وزير ديگر تلاش کند
نماينده مردم نهاوند در مجلس شوراي اسلامي روز پنجشنبه در گفت و گو با ايسکانيوز درخصوص وزراي پيشنهادي دولت نهم گفت: مجلس در مجموعه با توجه به کانديداهاي که پيش تر مطرح بودند نمايندگان از معرفي افراد جديد راضي تر بودند يعني جايگزيني هايي که در وزارت کشور و اقتصاد شده با اقبال بيشتري از سوي نمايندگان مواجه شود.وي در پاسخ به اين سوال که آيا هر سه وزير پيشنهادي قادر به اخذ راي اعتماد از مجلس خواهند بود؟ اظهار داشت: قطعا وضع اين افراد از کانديداهاي قبلي که مي خواستند معرفي شوند بهتر است و فکر مي کنم وزارت کشور براي جلب آرا» نمايندگان مشکلي نداشته باشد.عضو کميسيون فرهنگي مجلس اعلام کرد: کانديداي معرفي شده براي وزارت اقتصاد شناخته شده نيست در حالي که وي فرد متخصصي است ولي بايد وي کار بيشتري براي شناسايي خود به نمايندگان انجام دهد.وي با عنوان اينکه کل اقدامات دولت نهم غافلگيرانه است گفت: همه به اين اقدامات غيرمترقبه دولت عادت کرده اند ولي مجلس انتظار داشت که قبل از تعطيلات تابستاني مجلس، وزراي پيشنهادي معرفي شوند که اين اقدام محقق نشد يکشنبه هم اين امر مسير نشد اما امروز همه توقع معرفي کانديداها را به صورت جدي از دولت داشتند.سنايي بيان کرد: صحبت در باره آقاي کردان براي تصدي پست وزارت کشور قبلا شده بود اما صحبتي از حسيني نشد و با توجه به اينکه وي دبير کار گروه تحولات اقتصادي است به عنوان وزير اقتصاد معرفي شده بي مناسبت نيست، هر چند که بحث جدي روي خود اصل تحولات اقتصادي وجود دارد.نماينده مردم نهاوند با گلايه نسبت به عدم کارشناسي بسياري از سياست هاي دولت گفت: برغم اين امر نفرات معرفي شده از سوي دولت براي وزارتخانه ها اشخاص مناسبي هستند.
شرکت توزیع نیروی برق تهران بزرگ برنامه خاموشیهای نوبتی 12 تا 18 مرداد در مناطق یازده گانه تهران را بشرح زیر اعلام شد:
از ساعت 24 تا 2 بامداد گروههای 11و1و2؛
از ساعت 2 تا 4 گروههای 3و 4 ؛
از ساعت 4 تا 6 گروه 5؛
از ساعت 6 تا 8 گروههای 6 و 7 ؛
از ساعت 8 تا 10 گروه 8؛
از ساعت 10 تا 12 گروههای 9 و 10؛
از ساعت 12 تا 14 گروههای 11 و 1؛
از ساعت 14 تا 16 گروههای 2 و 3؛
از ساعت 16 تا 18 گروههای 4 و 5 ؛
از ساعت 18 تا 20 گروه 6 ؛
از ساعت 20 تا 22 گروههای 7 و 8 ؛
از ساعت 22 تا 24 گروههای 9 و 10.
گروه 1:
ادامه مطلب...
احمد پورنجاتی :
کارگزاران: التهاب، ابهام، بلاتكلیفی و احتمال تغییر ناگهانی در وضعیت همه چیز، از سیاستها و برنامهها گرفته تا مسوولان و متصدیان، این بختك «احساس بیثباتی» است كه این روزها حتی تا اندرون خانهها، بر یكایك نیازهای اولیه زندگی ایرانیان، از خوراكی و پوشاكی و مسكن و سوخت و آب و برق گرفته تا كتاب و سینما و نوع پوشش و وبلاگ و استاد دانشگاه و غیره سایه افكنده است! آیا این گونه پریشانی و سردرگمی و روان سراسر اضطراب و دلواپسی نسبت به فردا، در هیچ جامعهای راه به رشد و توسعه و رونق و فردای بهتر خواهد برد؟! میگویند ـ و گاه آمرانه و تلخ ـ كه چرا همواره از نابسامانیها و كموكاستیها گلایه میكنید؟ چرا سیاهنمایی! و بزرگنمایی مشكلات مردم را همچون ابزار سیاسی برای شكست رقیب مورد استفاده قرار میدهید؟! شگفتا! كه گویی در این سرزمین، در كنار مردمانی كه هر روز بیش از پیش در چنبره مشكلات دامنگستر دست و پا میزنند، زندگی نمیكنند!
اگر «بیخبری» حاكمان و متولیان نسبت به اوضاع جامعه، «ضعف و ناشایستگی» قلمداد شود، «بیاحساسی» آنان را جز «گناه و تقصیر» نمیتوان محسوب كرد و آنگاه كه بهرغم آگاهی و مشاهده عینی مشكلات مردم، به «انكار» آن و حتی به تخطئه منتقدان و هشداردهندگان میپردازند، دانسته و نادانسته، مرتكب «جفاكاری و فریب و خیانت» خواهند شد. دولت نهم و به ویژه متولیان و مشاوران تبلیغاتی آن، همواره منتقدان را به چوب این اتهام راندهاند كه: «واقعیتها را وارونه جلوه میدهید، موفقیتها را نادیده میگیرید، انگیزه انتقامجویی سیاسی دارید، قصد بازگشت به قدرت از كف رفته را دارید وگرنه مردم، دولت منتخب خود را قبول دارند و كارنامهاش را تایید میكنند!»
به گمان من و با این همه دستاوردهای مشعشع! كه زندگی روزمره اكثریت مردم را در همه زمینههای معیشتی دچار «چهكنم، چهكنم» كرده، اگر كسی باشد كه این وضعیت را «مطلوب» معرفی كند، یا در زمره «شریكان» ایجادكننده شرایط كنونی است یا در شمار «بهرهمندان خاص» و اگر غیر از اینها باشد، به احتمال دچار نوعی «خودآزاری» روانی شده است!
در كنار همه ویژگیها و القاب اختصاصی كه به اعتبار نوع نگرش در رفتار دولت نهم به آن داده شده، یك «عنوان افتخاری» دیگر را نیز باید تقدیم این عزیزان كرد: «دولت یومیه»! میدانید چرا؟ به خاطر اینكه در وضعیت كنونی اداره كشور همه چیز یومیه است: از سیاستگذاری گرفته تا تصمیمگیری و برنامهریزی، از انتصاب و انفصال مسوولان گرفته تا ساختار و تشكیلات اداری و بهویژه از مقررات و ضوابط گوناگون فعالیتهای تولیدی و صنعتی و كشاورزی و خدماتی گرفته تا قیمت همه نیازمندیهای زندگی مردم و كمیابی یا فراوانی آنها در بازار!
تنها بازار مسكن نیست كه همچون «موش آزمایشگاه» ابزار سنجش سیاستهای روزمره و تغییریابنده میشود و سرانجام با دستكاریها و دخالتهای نسنجیده به این وضعیت دیوانهوار دچار میگردد. یك روز مردم را برای پرداخت وام 10 میلیون تومانی و 18 میلیون تومانی به صف میكنند، یك روز بوق پایان وام را میدمند، یك روز به خریداران وعده وام میدهند، روز دیگر، تنها به سازندگان!
یك ورز سر كیسههای پرداخت تسهیلات را با «بهرههای دستوری» شل میكنند، روز دیگر به دلیل آشفتگیهای حاصل از آن سیاست بیدر و پیكر، پرداخت تسهیلات را متوقف میكنند!
یك روز حتی با افزایش 10 درصد به قیمت سالانه بنزین، مخالفت میكنند و شعار «تثبیت قیمت سوخت» و هدیه نوروزی به مردم را سر میدهند و روز دیگر به جیرهبندی بنزین متوسل میشوند و سرانجام، این روزها با آب و تاب فراوان، سخن از واقعی كردن قیمت بنزین و پرداخت مستقیم یارانه به میان میآورند.
یك روز شعار خودكفایی در تولید گندم و برنج و حتی روغن و جو و صادرات برخی از این اقلام و نیز محصولات باغبانی سر میدهند، واردات نهادههای كشاورزی از قبیل كود و سم را به بخش خصوصی وامیگذارند و روز دیگر دوباره تشكیلات و سازكار دولتی را برای این كار بسیج میكنند و «هلّم جرّا»!
در عرصه فرهنگ و هنر و دانشگاه و آموزش و پرورش نیز وضع در چنین حال و هوایی است. هیچ اعتباری نیست، شاید امروز برای نمایش یك فیلم، برای انتشار یك كتاب، مجوز صادر كنند و فردا آن را باطل! مگر نكردهاند؟!
و از همه ملموستر، آزارندهتر، غول بیشاخ و دم «تورم» افسارگسیخته است كه از شیشه تقدیر زندگی مردم بیرون آمده است.
گاه قیمت یك كالا، از امروز تا فردا متغیر و رو به افزایش است. دامنه این تزلزل، این بیقراری و بلاتكلیفی و روزمرگی، این عدم اطمینان به پایداری وضعیت زندگی و كار و سرمایه و حتی امنیت و حقوق اجتماعی و شهروندی تا به كجا كشیده خواهد شد؟ نمیدانم! جالب این است كه متولیان كشور گاه با چنان خونسردی حسرتانگیزی نسبت به این مسائل برخورد میكنند كه انگار نه انگار!
البته در ایجاد این حالت بیخیالی یا تظاهر به خونسردی، یكدستی سیاسی حاكمیت، نقش مهمی داشته اما قضیه بالاتر از این است.
چه بسا اگر نهادهای مسوول نظارت، اعم از مجلس و بالاتر از آن اراده و سازوكار جدی و متناسب برای سنجش عملكرد مدیریت كشور را داشتند و خود نیز در برابر افكار عمومی ملزم به پاسخگویی بودند، وضعیت به اینجا نمیرسید.
بیگمان، وضعیت نابسامان كنونی در مدیریت اجرایی كشور دستپخت مجموعه حاكمیت و نیز حامیان سیاسی دولت نهم است كه از هیچ پشتیبانی و فراخدستی برای این «دولت یومیه» فروگذار نكردهاند!
اگر در واپسین سال مسوولیت دولت نهم، اندك چارهای برای توقف یا كند كردن این روند «بیثباتی» و «روزمرگی» متصور باشیم، نقطه آغاز ضروری و اجتنابناپذیر آن دو چیز است:
1 – بازگشت مجلس به جایگاه اصیل پارلمان یعنی پرهیز از شیوههای «وكیلالدولهای» و برخورد جدی در امر نظارت بر خط مشی و عملكرد دولت در همه زمینهها اعم از سیاست خارجی، تصمیمات اقتصادی، مدیریتی، رسانهای، فرهنگی و بهویژه برنامهریزیهای انتخاباتی برای دوره بعد.
2 – بازگشت حامیان سیاسی دولت نهم از موضع «مدافع محض» به موضع «منتقد دلسوز» و مرزبندی جدی نسبت به ضعفها و ناكارآمدیها.
امید میرود با چنین رویكردی دستكم زمینه تحكیم اعتماد و احساس ثبات و امیدواری به آینده در افكار عمومی مردم فراهم و تقویت شود و «دولت یومیه» به بایگانی سپرده شود.
منوچهر متکی، وزير امور خارجه ايران، روز يکشنبه، ششم مرداد، خواستار حمايت کشورهای عضو جنبش غيرمتعهدها از عضويت ايران در شورای امنيت سازمان ملل متحد شد.
به گزارش خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی، ايرنا، وی اعلام کرد که اين کشور برای عضويت غير دائم در شورای امنيت سازمان ملل متحد در دوره ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۰ ميلادی، که انتخابات آن به زودی در نيويورک برگزار می شود، نامزد شده است.
منوچهر متکی اين موضوع را در افتتاحيه نشست کارشناسان ارشد پانزدهمين اجلاس وزیران امور خارجه جنبش عدم تعهد در تهران ابراز داشت.
کشورهای عضو جنبش غيرمتعهدها شامل کشورهايی است که در دوره جنگ سرد سعی داشتند بی طرفی خود را در قبال غرب و شرق حفظ کنند.
منوچهر متکی در سخنرانی خود ابراز اميدواری کرد که با رای کشورهای اين جنبش به ايران، در جريان انتخابات اعضای غيردائم شورای امنيت، بتوان تحولی در جهت مثبت در عملکرد اين شورا ايجاد کرد.
شورای امنيت سازمان ملل متحد در کنار پنج عضو دائم خود یعنی چين، فرانسه، روسيه، آمريکا و بريتانيا، ده عضو غير دايم نيز دارد که به تناوب تغيير می کنند. اين ده عضو برای مدت دو سال، از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد انتخاب می شوند.
| با انحلال مرکز مستندسازي و قرار گرفتن سيما فيلم تحت نظر شبکه اول |
|
|

گروه فرهنگي؛ با انتشار خبرهايي مبني برانحلال مرکز مستندسازي سيما،قرار گرفتن سيما فيلم در زير مجموعه شبکه اول،انحلال گروه کودک شبکه يک، شکل گيري شبکه کودک و موافقت با تاسيس شبکه ورزش به نظر مي رسد زمزمه هايي که حول و حوش تغيير و تحولات گسترده در ساختار سازماني در تلويزيون به گوش مي رسيد، اين روزها رنگ واقعيت به خود گرفته است. از مدت ها قبل شنيده مي شد شورايي در معاونت سيما، مامور طراحي تغيير ساختار کلي سازمان صدا و سيما شده است. اين شورا وظيفه دارد شبکه هاي سيما را به سمت تخصصي شدن هدايت کند. از سوي ديگر برخي اعتقاد دارند که اين تغيير و تحولات در راستاي جابه جايي و حذف برخي از مديران ارشد سازمان صورت مي گيرد. انتشار خبر انحلال مرکز مستندسازي سيما از سوي عزت الله ضرغامي مديرعامل سازمان صدا و سيما در روز گذشته، برخي از شايعات را درباره تغيير و تحولات ساختاري تقويت کرد. گرچه خبرگزاري فارس در خبر مخابره شده، اين انحلال را ابتدا در راستاي اعتراض شديد مستندسازان برجسته کشور نسبت به نحوه مديريت و برنامه ريزي هاي کلان آن دانست و ساعاتي بعد با ارسال توضيحي آن را در ادامه اصلاحات ساختاري شبکه ها و گروه هاي برنامه سازي سيما عنوان کرد، اما ظاهراً اين انحلال در راستاي همان سياست هاي راهبردي آينده رسانه ملي صورت گرفته است. با انحلال مرکز مستندسازي سيما به نظر مي رسد از اين پس در شبکه هاي مختلف گروه هاي مستند فعال شوند. گرچه برخي احتمال تقويت گروه مستند شبکه چهار را نيز حدس مي زنند. شنيده مي شود احتمال راه اندازي گروه مستند در شبکه يک سيما نيز وجود دارد. در حال حاضر توليد برنامه هاي مستند در شبکه يک در گروه اقتصاد صورت مي گيرد. گرچه هنوز خبر قطعي انحلال گروه کودک شبکه يک سيما به طور رسمي از سوي مديرعامل سازمان صدا و سيما اعلام نشده، با اين حال ديروز خبرگزاري فارس از انحلال گروه کودک شبکه يک سيما و انتقال آن به شبکه دو خبر داد. بنابر اين گزارش، محمدميرکياني به عنوان مدير گروه کودک منصوب خواهد شد و بدين ترتيب آنچه از مدت ها قبل مرتضي ميرباقري معاونت سيما به عنوان تغيير هويت شبکه هاي تلويزيوني نام برده بود در حال شکل گرفتن است. بر اساس اين تغييرات شبکه دو سيما به سمت تبديل شدن به شبکه تحت نظر شبکه اول کودک خواهد رفت و ساعات بيشتري از برنامه هاي اين شبکه به توليد و پخش برنامه هاي کودک اختصاص خواهد يافت. شنيده مي شود در تغيير و تحولات آينده قرار است مرکز انيميشن سازي صبا به مانند مرکز مستندسازي سيما منحل شود. در اين صورت پيش بيني مي شود برنامه هاي اين مرکز در گروه کودک شبکه دو سيما دنبال شود. مهدي فرجي مدير شبکه دو در خبري ديگر به فارس از اين موضوع صحبت کرد که در حال حاضر مشغول ساختارشناسي شبکه کودک هستند. فرجي در اين گفت و گو تاکيد کرد برنامه هاي بزرگسالان شبکه دو به قوت خود باقي خواهد ماند. او همچنين از سياست ساخت تله فيلم هاي اين شبکه با موضوع کودک و نوجوان نام برد. شنيده مي شود احتمال منصوب شدن مهدي فرجي به مديريت شبکه سه نيز وجود دارد. اين در حالي است که علي اصغر پورمحمدي مدير شبکه سه سيما در هفته هاي گذشته در گفت و گو با ايسنا از تصميم براي راه اندازي شبکه ورزش سخن گفته بود. پور محمدی در این باره گفت
« ما در اين زمينه به آقاي ضرغامي رئيس سازمان صدا وسيما پيشنهاد داده ايم و ايشان با تاسيس شبکه تلويزيوني ورزش موافقت کرده و دستور داده اند تحقق اين امر از جهات مختلف چون فني و مالي بررسي شود. با فعال شدن نزديک به 50 فدراسيون ورزشي و شرکت آنان در مسابقات زيادي در داخل و خارج از کشور شبکه ورزش در بخش هاي گوناگون از جمله پرداختن به بازي ها، نقد و تحليل و در کل پوشش همه جانبه رشته هاي مختلف ورزشي و کمک به پيشرفت ورزش کشور مي تواند عملکرد موثري داشته باشد.» بنابر آنچه براي شبکه دو سيما در حال رخ دادن است، پيش بيني مي شود شبکه سه سيما نيز به سمت تبديل شدن به شبکه يي ورزشي و با برنامه هايي با رويکرد جوانان حرکت خواهد کرد. در اين راستا به نظر مي رسد شبکه يک همچنان به عنوان شبکه يي سراسري و ملي باقي خواهد ماند. از ديگر اتفاق هايي که زمزمه هايش شنيده مي شود، تغيير در ساختار کلي مرکز سيمافيلم است. شنيده مي شود قرار است سياست ساخت تله فيلم ها در اين مرکز متمرکز شود و برنامه ريزي کلي درباره ساخت سريال ها در معاونت سيما و گروه فيلم و سريال شبکه اول متمرکز شود.. اعتماد

پرويز سروري نماينده تهران از زمزمه هايي مبني بر معرفي ثمره هاشمي به مجلس به عنوان گزينه پيشنهادي وزارت کشور خبر داد. عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفت وگو با مهر با بيان اينکه هنوز احتمال معرفي سيدمهدي هاشمي به عنوان وزير پيشنهادي کشور منتفي نشده است، بيان داشت؛ امروز شنيديم که رئيس جمهور احتمالاً آقاي سيدمجتبي ثمره هاشمي مشاور ارشد خود را به عنوان وزير پيشنهادي کشور به مجلس معرفي خواهد کرد.نماينده مردم تهران با اشاره به اينکه اعضاي مجمع نمايندگان تهران امروز با حسين صمصامي سرپرست وزارت اقتصاد جلسه دارند، گفت؛ زماني که دوستان قصد تنظيم زمان جلسه با آقاي صمصامي را داشتند با مقامات مسوول تماس گرفتند که اگر آقاي صمصامي قرار است به عنوان وزير به مجلس معرفي شود اين جلسه برگزار شود و گويا اعلام شده که به همين ترتيب است و صمصامي به مجلس معرفي خواهد شد.به گفته وي جلسه فردا با صمصامي که حدود ساعت 12 ظهر برگزار خواهد شد درباره مسائل اقتصادي دولت و بحث معرفي وزير پيشنهادي اقتصاد و بررسي برنامه هاي صمصامي است و در اين جلسه به سوالات نمايندگان نيز پاسخ داده خواهد شد
بي خبري مجلس از طرح تحول اقتصادي

گروه سياسي، صبا آذرپيک؛ احمد توکلي نماينده تهران که هنوز يک هفته از انتخاب مجددش در مرکز پژوهش هاي مجلس نمي گذرد، اعلام کرد که دولت از ارائه مکتوب جزئيات طرح تحول اقتصادي به مجلس امتناع مي کند. هرچند مجلس منتظر ارائه گزارش دولت نمانده و بررسي طرح را آغاز مي کند. رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس به استناد اينکه براي خوش آمدن يا نيامدن دولت، نظرات شان را اعلام نمي کنند، عنوان کرد که کميسيون ويژه بررسي کننده طرح پيشنهادي محمود احمدي نژاد در بخش اقتصادي، بيکار نمي نشينند و با آغاز به کار مجلس، بررسي طرح مذکور را آغاز مي کنند. توکلي ديروز در مصاحبه مطبوعاتي که تشکيل داده بود از يک سو به نوعي به دفاع از عملکرد انتقادي مرکز پژوهش ها از مجلس و غيرسياسي بودن آن پرداخت و از طرف ديگر تاکيد داشت برخلاف برخي شنيده ها از طرف دولت شرطي براي رياست مجددش گذاشته نشده و به همين دليل به دور از خوش آمدن يا نيامدن دولت در اين مرکز فعاليت هايش را ادامه مي دهد. مجلس پيش از تعطيلات، کميسيون ويژه 15 نفره يي را براي بررسي طرح تحول اقتصادي دولت تشکيل داد. چهره هاي اقتصادي نظير نادران، غلامرضا مصباحي مقدم، رضا عبداللهي و حتي اصولگراياني مانند حدادعادل با استناد به اينکه به خاطر شائبه هاي مطرح شده در مورد اين طرح، نمي توان در مجلس سکوت در پيش گرفت، يکي از اولويت هاي اصلي مجلس هشتم را بررسي سريع اين طرح اعلام کردند. گرچه آنها از دولت خواستند جزئيات اين طرح را براي آنها بفرستد اما گويا دولت از تشکيل چنين کميسيوني استقبال نکرده و حتي حاضر نشده يک ماه پس از انتشار اين طرح، جزئيات آن را به مجلسيان ارائه کند.
ادامه مطلب...
خاورميانه از نظر اقتصادي توسعه نيافته است: مكانيسمهاي تاريخي ركود سازماني
هزار سال پيش، تقريباً در
قرن دهم، خاورميانه از نظر اقتصادي با توجه به استاندارد زندگي، تكنولوژي، توليدات
كشاورزي، ادبيالت يا خلاقيتهاي سازماني يكي از مناطق توسعه يافته دنيا بود. در اين
ميان فقط چين به صورت كشوري توسعه يافته باقي مانده است. با اين وجود، خاورميانه
متعاقباً به خاطر اينكه اروپاي غربي به طور وسيع توانايي خود را در رابطه با منابع
اوليه افزايش داده و فعاليتهاي مولد خود را تعديل و مبادلات را هدايت و كنترل مي
كرد، از تطبيق دگرگونيهاي سازماني باز ماند. به درستي استعداد سازماني خاورميانه به
صورت مستمر در حال رشد مي باشد. اما در مناطق خاصي تغيير و تحولات اقتصادي مدرن،
دست كم در رابطه با تغيير ساختاري غرب و تكامل خود خاورميانه در طول قرون اوليه
اسلامي، حداقلي بوده است. عرفهاي اعتباري قاهره در قرن هجدهم به سختي با عرفهاي قرن
دهم آن فرق داشت. به علاوه، مخترعين وتجار اشكال تجاري يكساني را نسبت به اصول رايج
در هشت قرن گذشته به كار ميگرفتند.
در قرن نوزدهم، سراسر
خاورميانه نسبت به اروپاي غربي و توابعش در دنياي جديد عقب مانده و توسعه نيافته
گرديد؛ و در قرن بيستويكم، از قسمتهايي از خاور دور به صورت مشخص و محسوس وامانده
و در وضعيت توسعه نيافتهاي قرار دارد.
اين مقاله به بررسي دلايل
و چرايي عقبماندگي خاورميانه ميپردازد. مقاله حاضر به طور خاص به نهادهاي
خاورميانهاي ويژهاي، از جمله نهادهايي كه ريشه در مذهب غالب منطقه دارند
ميپردازد و آنها را مورد مداقه قرار ميدهد؛ نهادهايي كه در گذشته بوده و در بعضي
از موارد به عنوان موانع مستمر توسعه اقتصادي محسوب ميشوند. نهادهايي كه تنگناهايي
را بر سر راه تكامل اقتصادي بوجود آوردهاند عبارتند از: 1) حقوق و قوانين اسلامي
مربوط به ارث، كه مانع تراكم و انباشت سرمايه شده است؛ 2) فردگرايي (توجه به فرد)
محض حقوق اسلامي و فقدان آن در ارائه مفهومي از شركت، كه مانع توسعه سازماني شده و
در ضعيف شدن جامعه مدني سهيم بوده است؛ و 3) وقف، كه منابع عظيمي را در سازمانها
راكد كرده و احتمالاً آنها را در طول زمان به اموري غيرعادي تبديل كرده است. اين
نهادها در زماني كه ضرورت داشتند، مضرات و زيان اقتصادي نداشتند و همچنين عامل كاهش
مطلق فعاليتهاي اقتصادي نبودند. اين نهادها به واسطه دائمي كردن خودشان در طول
دورههاي زماني به نهادهايي ناكارآمد و معلول تبديل شدند و اين در حالي بود كه غرب
نهادهاي مدرن اقتصادي را گسترش داده و تقويت كرد. در اوايل قرن هيجدهم، مسيحيان و
يهوديان بومي خاورميانه به صورت چشمگيري بر پرسودترين بخشهاي اقتصاد محلي اين منطقه
مسلط شدند. آنها اين كار را از طريق گزينه قانون انجام دادند چراكه آنان از زمان
ظهور اسلام مجاز بودهاند براساس
آيين خود عمل كنند. با اعمال و بكارگيري گزينه قانون به نفع نظامهاي حقوقي مدرن
غرب، آنها قادر شدند كه از محدوديتهاي نهادهاي اقتصادي اسلام رهايي پيدا كنند. به
ويژه در بخشهاي نوين اقتصادي، نظير بانكداري و بيمه، آنها از مسلمانان منطقه كه
فاقد گزينه قانون بودند، سبقت و پيشي گرفتند. مسلمانان به صورت گسترده از طريق
سكولار كردن اصلاحات قانوني از اواسط قرن نوزدهم به بعد، شروع به غلبه كردن بر
موانع حقوقي اسلامي بر سر راه توسعه اقتصادي نمودند. تا وقتي كه اصلاحات انجام شد ،
مسلمانان ملزم به اداره امور تجاري و مالي براساس حقوقي اسلامي بودند. عليرغم سلسله
اصلاحات نهادي به عمل آمده در طول يك قرن و نيم گذشته، نهادهاي سنتي اسلامي كماكان
به عنوان فاكتوري تعيين كننده در عقبماندگي اقتصادي خاورميانه باقيمانده است.
براي مثال، ضعف بخشهاي خصوصي اقتصادي منطقه و ناكارآمدي سرمايه انساني آنها ريشه در
اعمال و اجراي حقوق اسلامي دارند. با اين حال، هيچ چيزي در مقاله حاضر دال بر اين
نيست كه اسلام ذاتاً با رشد اقتصادي، نوآوري و يا ترقي ناسازگار است.
اگر خاورميانه در توسعه و
گسترش نهادهاي اقتصادي مدرن شكست خورده و عقب مانده است و مجبور به وامگيري اين
نهادها از خارج مي باشد، اين مساله موكداً به اين دليل نيست كه اسلام پيشرفت
اقتصادي را منع كرده است، بلكه به خاطر اثرات متقابل ناخواسته نهادهاي اسلامي است
كه براي برآورده كردن اهداف مطلوب اقتصادي، نظير كارايي و انصاف، پايه ريزي و طراحي
شدهاند. عبارت «خاورميانه» معاني زيادي را به ما ارائه مي دهد.
در چهارچوب تاريخي اين
مقاله، من از آن در يك مفهوم گسترده و كشدار استفاده مي كنم، كه فقط شامل جهان عرب
و ايران نمي شود بلكه تركيه و شبه جزيره بالكان را نيز كه در طول دوره اي طولاني
تحت حاكميت تركيه بوده است، شامل مي شود. اسپانياتا «ركون كويستا» نيز تا اواخر قرن
پانزدهم كه اين مناطق از كنترل مسلمانان خارج و به كنترل مسيحيان درآمد، متعلق به
منطقه خاورميانه بودهاند.
اقتصاد خاورميانهاي، (C.1000) :
نهادهاي اقتصادي اسلام
همگي به يكباره پديدار نشدند، بلكه در طول دوران زندگي پيامبر اسلام (محمد) بوجود
آمدند. اركان كليدي در سال 661 ظهور نكردند، بلكه در پايان دوره سعادت (درخشان)
شرعي اسلام كه با رهبري محمد و چهار خليفه بعد از او گسترش يافت، ظاهر شدند.
نهادهاي اقتصادي معدودي
در قرآن ذكر شدهاند، كه به تنهايي و به صورت مفصل تعريف شدهاند و ما با آنها كاري
نداريم و آن ها را به حال خودشان وا مي گذاريم. خصوصيات مشخص اقتصادي تمدن كلاسيك
اسلامي تا سه قرن بعد رشد كردند، و تا حدود 1000 سال به صورت قاطع و درجا، نهادهاي
اصلي و هسته اي اقتصادي خاورميانه تلقي ميشوند.
نهادهاي فوق تا قرن
نوزدهم به عنوان نهادهايي قابل انتقاد در اقتصاد منطقه باقي ماندند.
آنچه كه پيگيري ميشود،
يك شرح (گزارش) منتخب از زير ساخت اقتصادي منطقه در حدود 100 سال ميباشد. همان
طوري كه خواهيم ديد، هر يك از نهادهاي مشخص (شناسايي شده) در تاخير و تعلل ايجاد
شده در مدرنيزاسيون اقتصادي سهيم بودهاند.
حقوق قراردادي متمايل به فردگرايي :
در طول قرون اوليه بعد از ظهور اسلام، حقوق اسلامي مجموعه غني و پرباري از اصول، قواعد و آيين رسيدگي را جهت حكومت و كنترل روابط قراردادي وضع نمود، قواعدي براي حمايت از مالكيت مشاع (مشترك) اموال و دارايي وجود داشتند. همچنين قواعدي جهت حمايت از ادغام منابع براي مقاصد تجاري و بازرگاني وجود داشتند. مشاركت بازرگاني به موجب حقوق اسلامي تاسيس گرديد كه به طور نمونه شامل يك سرمايهگذار مقيم مي شد، كسي كه يك كاروان تجاري را كه توسط يك تاجر در حال سفر اداره ميشد، از نظر مالي تامين مينمود. در اينجا احتمال داشت كه شركاء بيشتري وجود داشته باشند، اما در عمل به ندرت تعداد آنها از 6 نفر تجاوز ميكرد. شركت تعاوني صرفاً به يك رسالت و هدف واحد محدود ميشد. با اينحال، در مقايسه با ساير سيستمهاي حقوقي وقت، اين ساختار حقوقي به تاجران و سرمايهگذاران اجازه مي داد تا انعطافپذيري زيادي در مشخص نمودن هدف تجارت و تنظيم سود ناشي از شراكت داشته باشند. (UDOVITCH, 1970; Cizakca, 1996). از ديدگاه مدرن امروزي، جنبه قابل توجه و برجسته حقوق كلاسيك اسلامي اين است كه اين نظام حقوقي هيچ جايگاهي را براي شركتها، شركتهاي جمعي كه داراي حقوق قانوني مجزا از حقوق افرادي باشند كه شركت را اداره كرده يا تامين مي كنند، در نظر نميگيرد، يك شركت مي تواند قوانين داخلي خود را وضع و دوباره تغيير بدهد، مالك و صاحب دارايي بشود، قرارداد منعقد كند و دعاوي حقوقي را بايگاني بنمايد. ديون شركت توسط اعضاي آن به عنوان فرد به دين گرفته نميشوند (اعضاي شركت به عنوان فرد مديون نيستند). تصميمات شركت نيازمند تصويب و تاييد هر يك از اعضاي آن نيست.
ادامه مطلب...
مشارکت زنان در اقتصاد
افزایش مشارکت زنان در بازار کار، خصوصا در جهان پیشرفته، از مهمترین تغییرات بازار کار در سالهای اخیر میباشد. این مشارکت نه تنهابصورت کمی بلکه بصورت کیفی و نهادین در حال تغییر و تکامل است. به عبارت دیگر هویت فردی و اجتماعی، نحوه اتخاذ تصمیم، و افق زمانی تصمیم گیری زنان شاغل امروز بصورت بنیادین با زنان دیروز متفاوت است (گلدین، 2006) (1).
به سبب سهولت دسترسی به داده های آماری و همچنین بیشتر بارز بودن مشارکت زنان در دنیای پیشرفته، این مقاله در حال حاضر به بررسی سیر تکاملی نیروی کار زنان در کشورهای صنعتی خصوصا در ایالات متحده می پردازد. اگرچه لازم به ذکر است که سیر تکاملی مشارکت زنان در جوامع در حال توسعه نیز به چشم می خورد و بنابراین به نوبه خود به بررسی و تعمق نیاز دارد.
زنان سنتی دیروز، حتی زنان شاغل، بازیگرانی تسلیم و کنش پذیر بودند که هویت انفعالی آنان غالبا بدلیل ازدواج در سنین پایین در چارچوب ازدواج و زندگی زناشویی تعریف می شد؛ در حالی که زنان تحصیل کرده و شاغل امروزی بازیگرانی مولد و کنش گرند که هویت فعال آنان بدلیل تجرد و یا ازدواج در سنین بالاتر اغلب فرای چارچوب ازدواج و زندگی زناشویی شکل میگیرد. زنان سنتی دیروز تصمیمات شغلی خویش را عمدتا بطور مقطعی، با افق محدود زمانی، و بر اساس تصمیمات شغلی، درآمد و موقعیت کاری همسران خویش اتخاذ می کردند؛ در حالی که زنان تحصیل کرده و شاغل امروز تصمیمات خویش را بصورت پویا و بلند مدت و عموما بر اساس عوامل شغلی اتخاذ می نمایند.
کلادیا گلدین، از اقتصاددانان برجسته دانشگاه هاروارد، تکامل بازار کار زنان ایالات متحده در صده اخیر را به چهار دوره زمانی تقسیم میکند. رشد نیروی کار زنان در دوره نخست، که از اواخر قرن نوزدهم تا دهه 1920 را شامل میشود، حدودا برابر 9.5 درصد برای زنان 25 تا 44 سال، و 7.3 درصد برای زنان متاهل 35 تا 44 سال است. در این دوره، درصد بالایی از زنان شاغل در بازار کار را زنان جوان غیر متاهل تشکیل می دادند که اغلب در بخش تولید و خدمات کارخانجات به مشاغلی چون نظافت و رختشویی مشغول بودند. این زنان غالبا از اقشار بسیار کم درآمد جامعه بوده و از درجات تحصیلی و تجربیات شغلی بسیار نازلی برخوردار بودند. در این دوره تنها درصد کوچکی از زنان شاغل در مشاغل حرفه ای همچون تدریس و کارهای اداری و دفتری فعالیت میکردند.
قبل از دهه 1920، به غیر از گروه معدودی از زنان اقشار کم درآمد و یا زنان بسیار تحصیل کرده، تقریبا تمامی زنان شاغل بازار کار را به محض ازدواج ترک می کردند. در ایندوره کار خارج از خانه زنان، بدلیل ارزشهای سنتی خانوادگی و همچنین شرایط نامناسب و طاقت فرسای محیط کاری، ننگین و نامطلوب تلقی میشد. کشش درآمدی عرضه کار در طول ایندوره بالا (و منفی)، و کشش دستمزدی یا جانشینی عرضه کار پایین بود؛ بدین معنا که اثر منفی افزایش درآمد همسران بر اشتغال زنان اثر مثبت افزایش دستمزد زنان شاغل را تحت الشعاع قرار می داد. در چنین شرایطی افزایش مشارکت زنان در نیروی کار احتمالا به سبب انتقال قابل ملاحظه عرضه نیروی کار زنان بوده است (گلدین، 1990).
دوره دوم، که از دهه 1930 تا 1950 ادامه دارد، نمایانگر افزایش 15.5 درصدی مشارکت زنان متاهل 35 تا 44 سال در نیروی کار است. در ایندوره با ظهور تکنولوژی های جدید اطلاعاتی و رشد قابل ملاحظه تحصیلات دبیرستانی تقاضا برای کارهای دفتری و اداری به میزان زیادی افزایش یافت. در این دوره، نسبت به دوره پیشین، شمار بیشتری از زنان پس از ازدواج همچنان در خارج از خانه به فعالیت شغلی خود ادامه می دادند؛ اگرچه بیشتر زنان همچنان تا دهه 1940 بازار کار را به محض ازدواج ترک می کردند. یکی از دلایل خروج زنان متاهل از بازار کار محدودیت های تاهلی در حوزه های کاری و درسی بودند که تقریبا تماما در اوایل دهه 1940 از میان رفتند (گلدین، 1991). افزایش تدریجی مشارکت زنان در نیروی کار، افزایش سطح تحصیلات و بهبود شرایط کاری زنان، و حذف تدریجی محدودیتهای تاهلی سبب مقبولیت بیشتر زنان شاغل در زندگی خصوصی و اجتماعی شد و این افزایش مقبولیت سبب نزول اثر درآمدی در عرضه نیروی کار زنان گشت. از طرف دیگر بدلیل ظهور کار نیمه وقت و انعطاف ساعات کاری برای زنان متاهل، کشش دستمزدی یا جانشینی عرضه نیروی کار زنان نیز افزایش یافت. تسهیل کار خانه به دنبال ظهور تکنولوژی مدرن (2) در خانه از دیگر عوامل اصلی افزایش کشش دستمزدی تابع عرضه کار زنان میباشد.
ادامه مطلب...




